
بازی Warhammer 40k Space Marine 2 سال ۲۰۲۴ منتشر شد. این عنوان منتقدپسند نبود و در نهایت توی یکی از سالهای نسبتاً خلوت صنعت بازی، هیچ جایزهای به خانه نبرد. اما این بازی امروز به ۱۲ میلیون بازیکن رسیده و طرفدارهاشو دیوونه کرده. این تناقض از کجا میاد؟

منتقدها عادت به بازیای AAAای داشتن که همزمان همه چیز هستن. بازیای که پازل داشته باشه، پلتفرمینگ داشته باشه، جستجو توی یه جهان باز داشته باشه، انتخاب داشته باشه و غیره. اما این عنوان همهی این خواستههارو کنار گذاشته و تمرکزش رو روی یه خط مستقیم و مبارزه گذاشته. شما همیشه فقط یه راه توی بازی دارین و امکان ماجراجویی به شما داده نمیشه. شما واسه تفریح و گردش به یه سیاره اعزام نمیشین، بلکه یه مأموریت دارین و باید روی اون متمرکز بمونین.
متاسفانه از دید خیلی منتقدها، نبودن جنبههای متنوع در گیمپلی، یه نوع ضعف حساب میشه. درحالی که اگه همچین جنبههایی توی این بازی بود، با ساختار داستان بازی جور درنمیومد.
این عنوان نشون داده که اگه سادگی با ظرافت و وسواس بالایی ساخته بشه، خودش یه جور غنی بودنه. ساختن یه تفنگ که صداش رودههات رو بلرزونه، از ساختن یه درخت مهارت پیچیده و طولانی و بی هدف، سختتره. اما این تفنگ به چشم داوران اونقدر جذاب نیست.

سیستم مبارزه بازی شامل بخش شوتر یا تیراندازی و همچنین بخش حملات از نزدیک یا melee میشه. ترکیب این دو بخش با همدیگه عالی پیادهسازی شده و ترکیب اون با تنوع بسیار بالای finisherها (مجموعا ۵۰ finisher متفاوت)، بازیو به یه فانتزی قدرت تبدیل میکنه. همچنین تنوع سلاحهای زیبا و پرابهت و زرههای سنگین و قابل شخصیسازی، چیزیه که معمولاً توی بازیا دل مردارو میبره.
بازی به خوبی حس برادری رو میان سربازان امپراطور منتقل میکنه و داستان اون پر از وفاداری و فداکاریه. این ویژگیها مارو یاد سریهای Gears of War و Wolfenstein میاندازه.
همهی اینا جمع شدن تا یه ابَر فانتزی مردونه رو تشکیل بدن. فانتزیای که یک منتقد یا داره و یا نداره. اگه نداشته باشه، طبیعتاً نمره خیلی پایین میاد و اگه داشته باشه، احتمالا بخاطر شخصی بودن این احساسات، از تأثیر دادن اون توی نمره و یا دادن رأی برای بردن جایزه، خودداری کنه.

توی نسل هفتم، بازیای به اصطلاح «مردونه» ترند بودن و تعداد زیادی ازشون سالانه منتشر میشد. استقبال ازین عناوین بالا بود اما این ترند به مرور کمرنگ شد و از بین رفت. حالا God of War دیگه فانتزی قدرت نیست و داستان عمیقتری به مخاطب میده. این تکامل بوجود اومده توی صنعت، چیز بدی نیست و خودم اتفاقا نسخههای جدیدتر God of War و کریتوس جدید رو که سعی میکنه خشم خودشو کنترل کنه و پدر بهتری باشه، ترجیح میدم. اما جای خالی این سبک بازیا الان حس میشه. جای خالیای که منتقدها اونو احساس نمیکنن.

قطعا تجربهی Space Marine 2 برای کسی که با جهان Warhammer 40k آشناست، خیلی متفاوته با کسی که شناختی ازین جهان نداره. جهانی که دهها بازی ویدیویی ازون وجود داره، صدها رمان و بازیهای رومیزی و غیره. چیزی که اینجا باید برای سازندهها مهمتر باشه، نظر طرفدارهای این جهانه و راضی کردن مخاطب جدید و منتقدان، باید در اولویتهای بعدی قرار بگیره. سازندهها هم دقیقا همین کارو کردن و به تمام جزئیاتی که طرفداران در طول بازی به دنبال اونا میگردن، دقت کردن. جزئیاتی که میشه در هر قاب بازی دید. یه زره عادی که توی بازی اونو میپوشین، از هر قسمتش یه چیزی آویزون شده و هر آویزه اشارهای به اون جهان و داستانهاش داره.

در آخر Space Marine 2 مبارزهی جوایز رو باخت. اما با دوازده میلیون بازیکن و جذب کلی طرفدار جدید به این جهان، جنگ رو برد.
پ.ن: برای فرستادن نظرتون راجعبه هرکدوم از پستها، میتونین از لینک توی بیو استفاده کنین. از دیدن پیاماتون خیلی خوشحال میشم و اگه راهی برای ارتباط گذاشته باشین، حتما جواب میدم.
For The Emperor!