ویرگول
ورودثبت نام
اردشیر
اردشیراگه کسی خواست شخصی پیام بده: https://harfeto.timefriend.net/17773664287311
اردشیر
اردشیر
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

چرا Sleeping Dogs (هنوز) حال میده

مقدمه

عنوان Sleeping Dogs تو سال ۲۰۱۲ درحالی که توی روند ساخت به مشکلات زیادی خورده بود، منتشر شد. عنوانی که خیلیا ازون به‌عنوان یه کپی از GTA یاد می‌کردن. درحالیکه امروز پس از سال‌ها، با اینکه زمان زیادی از اون گذشته و بودجه‌ی اون هم نسبت به GTA V ناچیز بوده، هنوز تجربه‌ی Sleeping Dogs حال میده. اما چرا؟

پ.ن: بدون اسپویل داستان

سرگرمی به جای واقع‌گرایی

خیلی از سازنده‌های صنعت بازی، مدام به دنبال واقع‌گرایی بیشتر می‌گردن. چون این چیزیه که مخاطب‌ها می‌خوان و بابتش پول میدن. اما وقتی زمان می‌گذره، کم کم ارزش واقع‌گرایی کم میشه. درسته که یه بازی ۲۰ سال پیش نسبت به یه بازی ۳۰ سال پیش خیلی واقع‌گرایانه‌تره. هم از لحاظ گرافیک، هم فیزیک و هم رعایت جزئیات و غیره. اما کسی الان دیگه بعد این همه سال، این تفاوت‌هارو به چشم نمی‌بینه و از نظر مخاطب، هردو یکین. اما بین این دو چه چیزی فرق ایجاد می‌کنه؟ سرگرم کننده بودن. شاید اینجا منظور از سرگرمی کمی گنگ باشه. در واقع دارم سعی میکنم fun رو ترجمه کنم.

توی بازی‌های واقع‌گرایانه‌ای مثل GTA V و Red Dead Redemption 2، وقتی درگیر مبارزه تن به تن می‌شین، روند کند و واقعی مبارزه در حالی که شمارو هیجان زده می‌کنه، پس از مدتی برای شما عادی میشه. در واقع شما کم کم، تازگی ناشی از واقع‌گرایی رو کمرنگ‌تر احساس می‌کنین و به سیستم مبارزه به چشم فنی‌تری نگاه می‌کنین و متوجه میشین که سیستم مبارزه المان سرگرم‌کننده‌ای به اون صورت نداره و صرفا یسری انیمیشن بشدت واقعیه.

وقتی Sleeping Dogs بازی می‌کنین، هیچ چیز واقعی نیست. از سرعت مبارزه‌ای که بروس لی هم نمی‌تونست داشته باشه، تا به راحتی پریدن از ماشینی به ماشین دیگه. سیستم مبارزه بازی تا امروز هنوز سرگرم‌کننده باقی مونده که یکی از دلایل این ویژگی، همون پایبند نبودن به واقع‌گراییه.

سیستم مبارزه حس سنگینی ضربات رو به خوبی با صدا و تصویر منتقل می‌کنه و در عین حال، سرعت بالا و تنوع بالای حرکات، شمارو معتاد خودش می‌کنه.

البته که واقع‌گرایی به‌طور کلی بد نیست و اتفاقا توی خیلی بازیا ضروریه اما بدی بزرگ اون، اینه که بازی رو وابسته به زمان می‌کنه. یعنی بعد گذشت سال‌ها، از ارزش اون به سرعت کم میشه.

داستان

وِی شِن، کارآگاه پلیس هنگ‌کنگ، بعد سال‌ها زندگی تو آمریکا به زادگاهش برمی‌گرده تا تو یه ماموریت مخفی به باند «سان آن یی» نفوذ کنه. اما به مرور، خط قرمز بین وظیفه و رفاقت براش کمرنگ‌تر میشه. داستانی که از یه انتقام شخصی شروع میشه و به جنگ قدرت کل خلافکارای شهر ختم میشه.

به‌ غیر از سرگرم‌کنندگی که به مرور زمان ارزش اون کم نمیشه، داستان هم این ویژگی رو داره. داستان خوب رو هروقت که بشنوی قشنگه.

محیط بازی

معماری متراکم شهر با ساختمون‌های نزدیک به هم، بازار‌های شبانه‌ی شلوغ با چراغ‌های نئونی خیس شده زیر بارون. فضاسازی‌ای که بعد گذشت ۱۴ سال هنوز توی هیچ بازی AAAای دیده نشده. تا کی توی شهرهای آمریکایی بگردیم؟ این تنوعیه که بهش نیاز داریم.


درنهایت GTA برای زندگی کردنه و Sleeping Dogs برای خاطره ساختن.

gtaبازینقد و بررسیگیم پلی
۱۲
۲
اردشیر
اردشیر
اگه کسی خواست شخصی پیام بده: https://harfeto.timefriend.net/17773664287311
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید