
اگه شما هم به بازیهای دو بعدی علاقه دارین، این لیست مخصوص خودتونه. از بازیای پازلی گرفته تا پلتفرمینگ و اکشن. لیست ترتیب خاصی نداره و فقط شامل بازیهای دو بعدیایه که از نمای کنار گرفته شده (side view).

این بازی علاوهبر دوبعدی بودن، گرافیک پیکسلی چشمنواز داره. نهتنها گیم پلی سریع و جذاب اون شمارو دیوونهی خودش میکنه، بلکه داستان بازی هم شمارو میخکوب نگه میداره. موسیقی بازی، گیم پلی رو هیجانانگیزتر میکنه اما موسیقی آروم منوی این بازی یه چیز دیگهست. این عنوان ارزش تکرار بالایی داره و میتونین اونو بارها بازی کنین و لذت ببرین.

اگه تموم اضطرابها، نگرانیها و خاطرات بدتون از توی آینه بیرون میومد و جلوتون میایستاد، شما باهاش چیکار میکردین؟ اونو کتک میزدین؟ یا بغلش میکردین؟
این عنوان هم پیکسلیه ولی خبری از مبارزه نیست. شما اینجا چالشهای بزرگتر ازینا دارین. یه بازی پلتفرمینگ سخت و دقیق که تمام تمرکز و صبر شمارو میطلبه. البته که تنظیماتی برای سادهتر شدن بازی وجود داره ولی چالشهای بازی رو بطور کامل حذف میکنه و دیگه لذتی نداره. درنهایت جایزه شما بابت تموم کردن سختیهای بازی، داستان فوقالعاده، موسیقی جذاب و لذت فتح قلهست.

این بازی سادهترین گرافیک اما یکی از مهندسیشدهترین طراحی مراحل رو داره. شما تو این بازی فقط یک کار انجام میدین؛ حرکت خودتون رو ضبط میکنین و جای دیگه اون رو پخش میکنین. ازین مکانیک برای حل تمام پازلهای بازی استفاده میکنین اما پازلها تکراری نمیشن؛ بلکه بیشتر و بیشتر شمارو به چالش میکشن. اگه منظورمو از مکانیک بازی متوجه نشدین، حتما باید با چشمای خودتون ببینین.

اگه شما به پیدا کردن collectableها توی بازیها علاقه دارین و دوست دارین مسیر بازی رو خودتون پیدا کنین و رازهای بازیهارو خودتون کشف کنین بدون اینکه بازیساز دست شمارو بگیره و راهنماییتون کنه، این بازی مال شماست. این بازی هم پیکسلیه و چشمنواز. شاید بزرگترین چالش توی این بازی گم کردن راه باشه. اگه به ژانر Metroidvenia علاقه داشته باشین، این چالش براتون قطعا لذتبخشه. مکانیکهای گیم پلی بشدت تازه و نوآورانهن و شبیه اونارو هیچجا ندیدین. اینجا باید بجای تفنگ، حبابساز و فنر و یویو دستتون بگیرین.

دیگه کم کم دارم احساس میکنم عنوان مقاله باید «بازیهای پیکسلی» میبود. اما قول میدم جلوتر غیرپیکسلی هم تو لیست داریم. اما این بازی چیه؟
شما یه روز تصمیم گرفتین ماشینتونو بردارین و رانندگی کنین. به کجا؟ مهم نیست. توی مسیر اتفاقاتی براتون میوفته که میتونه تعیین کنه هدف شما ازین رانندگی چیه. اتفاقاتی که برای هر بازیکن میوفته متفاوته. بستگی داره شما چه کسانی رو سوار میکنین یا اصلا به کدوم شهر میرین. حتی اینکه بکاستوری شخصیت شما چی باشه هم به خودتون بستگی داره و نتیجه انتخابهاتون رو در آینده میبینین.
گیم پلی ترکیبی از المانهای نقشآفرینی (RPG) با بقاست (survival). ترکیبی که اولش عجیب بنظر میرسه ولی شمارو شگفتزده میکنه.
ضبط ماشین رو روشن کن. آهنگ مورد علاقت رو پلی کن و «به رانندگی ادامه بده».

این بازی تنها عنوان ترسناک این لیسته. بزرگترین نقطه قوت بازی، اتمسفر تیره و تاریک اونه. شما باید مخفیانه خودتونو به مقصد برسونین و تو مسیر پازلهارو حل کنین. پازلها خلاقانه طراحی شدن و به خوبی شمارو درگیر میکنن. اما مقصد کجاست؟ مقصد بازی شمارو سورپرایز میکنه. حتما جدا از پایان اصلی، پایان مخفی اونو هم سرچ کنین و تماشا کنین که راز مهمی برملا میشه.

اولین بازی روگلایک لیست، که علیرغم معروفیت آیپی و کیفیت بسیار بالای اون، توجه زیادی به خود جلب نکرد. گیم پلی بازی برعکس خیلی از اکشن روگلایکهای دیگه، صرفا مبارزه و تکرار نیست. این بازی پلتفرمینگ روون و لذت بخشی داره و داستان شاهزاده ایرانی رو تعریف میکنه. آهنگساز اون ایرانیه و در اون سازهای ایرانی استفاده شده. موسیقی سنتی ایرانی با المانهای دیگری ترکیب شده که هم گوشنوازه و هم با ریتم بازی هماهنگه.
ظاهر بازی زیباست و محیطهای متنوعی داره. بازی همچنین از زیرنویس فارسی پشتیبانی میکنه که اگه نمیکرد سنگینتر بود. اگه شما دیالوگهای بازی رو مستقیم به گوگل ترنسلیت میدادین، بازم نتیجه بهتری داشت. اما بازم واسه خنده، زیرنویس فارسیش توصیه میشه.

فرض کنین روزها به عنوان قواص به ته دریا میرفتین و ماهی شکار میکردین و شبش هم همون ماهی هارو میپختین و میفروختین. هم گیم پلی بخش قواصی عالی طراحی شده و هم بخش مدیریت رستوران. شما میتونین دستورهای پخت جدید کشف کنین و با طراحی منوهای متفاوت برای هر شب، درآمد بیشتری بهدست بیارین. امکانات بازی اونقدر زیاده که هر بار که میگفتم «کاش فلان چیز رو داشت»، فوراً با همون «فلان چیز» مواجه میشدم. بازی اما به همین چرخهی گیم پلی و سیستم فوقالعادهی پیشرفتش راضی نشده و همزمان داستانی تخیلی از عمق دریا رو تعریف میکنه. داستانی که برای خودم جذاب نبود اما با اینحال باعث تنوعه. شنیدن صدای صندوق پول موقع تسویه حساب مشتری، لذتبخشترین تجربهی من ازین بازیه.

مگه میشه حرف از دوبعدی زد و گریس رو نگفت. بازیای که بدون دیالوگ، اشک شمارو درمیاره. رنگبندی محیط بازی به مرور تغییر میکنه. خاکستری انکار رو نشون میده؛ رنگ قرمز خشم، و بقیه رنگها دیگر مراحل سوگ رو به تصویر میکشن. هر قاب بازی یک تابلوی نقاشیه و هر گوشهی اون پر از معنا. این بازی نسخه موبایل هم داره و بهونهای برای تجربه نکردنش باقی نمیذاره.

بازی روگلایک دوم لیست که اینم اتفاقا کمتر دیده شده. این بازی نوبتیه و شما باید هر حرکت خودتون رو برنامهریزی کنین. تنوع سلاحها و قابلیتها و همچنین سیستم پیشرفت، اونقدر خوبه که شمارو تا مدتها پای بازی نگه میداره. نسخه موبایل این بازی هم وجود داره ولی متاسفانه به خوبی روی موبایل اجرا نمیشه.
پ.ن: احتمالا متوجه شدین که بخاطر مهارت پایین من، بازیهای چالشیای مثل سری Hollow Knight و مشابه اون توی لیست وجود نداره. متاسفم.