
سبک synthwave فقط یک سبک موسیقی نیست. بلکه یک اتمسفر خاصه که به دههی هشتاد میلادی اشاره میکنه. اما نه به دهه هشتاد واقعی، بلکه دههی هشتادی که سعی داشته آینده رو به تصویر بکشه. اونا آینده رو شبهای پر از لامپهای نئونی میدیدن و موسیقیای که باهاش اونو توصیف میکردن، موسیقی الکتریکی بود که گاهی راک و گاهی آروم بود. نورهای بنفش، آبی و صورتی همه جارو روشن کرده و آسمونخراشهای شیشهای کل شهر رو پر کردن.
با قرارگرفتن توی این اتمسفر احتمالا هوس میکنین که زیر بارون این شهر رانندگی کنین یا اینکه کاتانای خودتونو بردارین و دشمناتون رو توی سروصدای دیسکو، بدون اینکه کسی بفهمه بکشین.

میشه گفت معروفترین بازی با تم synthwave هستش و دیگه تا الان اکثراً باهاش آشنان. یه شوتر با نمای از بالا به پایینه (top-down shooter) که سرعت و خشونت توی اون بیداد میکنه. گیمپلی بازی دقت بالایی میخواد و موسیقی جذاب اون، شمارو به تلاش دوباره تشویق میکنه.

شخصیت اصلی بازی، با پشتموی دیوانهوار خودش به مبارزه با رباتهای میلیاردر میره تا پرنسس رو نجات بده. جلوههای بصری بازی بیهمتاست و موسیقی بازی تا مدتها توی ذهن میمونه. بازی در واقع یک شوتر اول شخصه (FPS) که توش شما فقط ده ثانیه تا مرگ فاصله دارین. اگه توی این زمان دشمنی رو بکشین و مخاطبهاتون که دارن بصورت لایو شمارو تماشا میکنن، سرگرم کنین، زمان شما تمدید میشه.

با توجه به مقدمه مقاله و اسم این بازی، فکر نمیکنم خیلی چیز اضافهای برای گفتن باقی بمونه. یک عنوان دوبعدی از نمای کناره و داستان جذابی هم داره. بازی یه باس مخفی داره که توی دور دومتون، با راهنمایی یوتوب، حتما باید دنبالش برین.

بازی صرفا یه باسراشه. به این معنی که شما فقط با باسها مبارزه میکنین و بعد از شکست دادن باس، مستقیماً به باس بعدی میرین. هر مبارزه طولانی و نفسگیره و صحنهی مبارزه با نورهای رنگی رنگی تزیین شده. البته شما باید مواظب باشین این نورها به شما برخورد نکنه.

رسیدیم به رانندگی. این عنوان یه بازی رانندگی عادی نیست و درواقع یه بازی آرکید ریتمیه. شما باید حرکت خودتون رو با آهنگ بازی هماهنگ کنین و از میان موانع رد بشین. بازی بشدت سرگرم کنندهست و نسخهی موبایل اون هم وجود داره.
پ.ن: بازیهای با تم سایبرپانکی هم تو بیشتر ویژگیها با این تم اشتراک دارن. اگه با این لیست، ازین سبک سیر نشدین، میتونین سراغ اونا هم برین.