می‌نویسم برای یک دوست

در اولین روزهای راه‌اندازی ویرگول توش ثبت نام کردم و شروع به نوشتن کردم. بعد از مدتی این روند متوقف شد. بخشیش به قلم ضعیفم مربوط میشد و بخشیش به اینکه نمی‌تونستم اون چیزی که می‌خواستم رو بنویسم. متاسفانه ما بنده محیطیم.

دیروز یکی از دوستان بسیار عزیزم خواست که بنویسم و من هم از مشکلاتی داشتم گفتم و اون یک حساب با نام مستعار رو پیشنهاد کرد. بنابراین حساب قبلی رو حذف کردم و یک حساب دیگه ایجاد کردم تا شاید اینبار بتونم با سانسور کمتر و اون چیزی رو که می‌خوام رو بنویسم. نه اینکه چیز خاصی بخوام بنویسم، بیشتر به خاطر موقعیت شغلی و شاید دلگیری دوستان.

معرفی کوتاه

سال‌ها برنامه‌نویسی کردم، همراه تیم‌های مختلف محصولات زیادی تولید کردم ولی هیچوقت یک مهندس به معنای واقعی نبودم و نیستم و در حال حاضر علاقه‌ای ندارم که باشم. گرچه از برنامه‌نویسی لذت می‌برم و باهاش زندگی رو می‌گذرونم ولی یکی دو سال اخیر رو به مطالعه بیشتر روی مردم، رفتارهای جمعی، بازارها و کمی هم اقتصاد گذروندم.


میگن برای اینکه مخاطب بیشتری برای نوشته‌ها جذب کنید باید تو موضوع‌های خاصی بنویسید تا شما رو با اون زمینه بشناسن. اینبار می‌خوام جدای از این مزخرفات از هر چیزی که دوست دارم بنویسم، حتی اگر تنها خواننده من اون دوست باشه.