بهم پیام دادی که «میخوام برات دربارهی سوالت که آیا احساسات میتونن غیراخلاقی یا اخلاقی باشن وویس بفرستم.»
هنوز نفرستادی.
پرسیده بودم: «آیا آبسشن شخصیت کتاب با معشوقهش اخلاقی بود؟»
گفتند احساسات اخلاقی و غیراخلاقی ندارن.
منطقیه.
اما پس چرا من احساس میکنم داشتن بعضی احساسات غیراخلاقین؟
مثلا همین عشق یک طرفه.
فکر کن یه نفر بدون مجوز و اجازهی تو بهت فکر کنه و دربارهت رویاپردازی کنه.
حس ناامنی میده.
اگه طرف هیچ وقت نفهمه چی؟ اونوقت کسی حس ناامنی نمیگیره.
اما خود طرف آسیب میبینه.
چرا محبتمونو برای کسی بذاریم که محبتی نسبتمون نداره؟
این ظلم به خود نیست؟
هرچقدر هم که بگیم اشکالی نداره، باز لیاقت این رو داریم که کسی رو دوست داشته باشیم که دوستمون داره. اینطوری لیاقت خودمونو نادیده میگیریم.
آهنگهایی که به توصیف پرآب و تاب معشوقهشون میپردازن.
معشوقهای که دوستشون نداره.
بیچاره معشوقه.
من فکر میکنم برای اینکه آدم کسی رو واقعا دوست داشته باشه باید خیلی خوب بشناسدش.
دوست داشتن بدون شناخت چیه دیگه؟ چیو دوست داری وقتی طرفو نمیشناسی؟