
دارو و درمان، پایه و تکمیلی
بعد از شروع جنگ رمضان اولین مرتبه که داروهای مامان و بابا را خریدیم با وجود اینکه اقلام دارویی تماما تحت پوشش بیمه بودند، آنقدر افزایش قیمت عجیب و غریب بود که ابتدا فکر کردیم اشتباهی در پیچیدن نسخه رخ داده اما بعد از صحبت با کادر فنی داروخانه متوجه شدیم نه تنها خطایی از طرف آنها صورت نگرفته بلکه پزشک متخصص هم کوچکترین تغییری در داروهای تجویزشدهاش نداده است. البته که این افزایش قیمت دور از ذهن در عرض چند ماه جای شگفت داشت اما از اینکه توانسته بویم با وجود شرایط جنگی تمامی داروها را -چه اقلامی که تولید داخل کشور بودند و چه مواردی که از برندهای خارجی بودند- به آسانی تهیه کنیم، جای گله و شکایتی برای ما نگذاشت.
البته شرایط جنگی و پساجنگی به هیچ عنوان دلیلی برای رسمیتبخشی به این افزایش سرسامآور قیمت دارو نیست چرا که ادامهی این روند امکان تهیه دارو را برای افراد زیادی تقریبا غیرممکن میکند و این مشکل اساسی که به طور مستقیم به سلامت افراد مربوط است، جای بررسی دقیق دارد و اگر بخواهم با واژگان دولتمردان مجلس عبارتم را تمام کنم، کنترل قیمت دارو نیاز به اقدام نظارتی دو سه فوریتی دارد تا هر چه سریعتر روند کاهشی قیمتها آغاز گردد. اما از آنجا که در ظاهر امر تغییری در جهت کاهش قیمتها مشاهده نمیشود، طبیعی است که هر شخصی که پایش به داروخانه باز بشود، ناخودآگاه ذهنش به سمت ناکارآمدی دولت و تیمش میرود. اما هفته قبل اتفاقی برای من افتاد که این دیدگاه را که نسبت به وزارت بهداشت و درمان در ذهنم داشتم تا حد زیادی تغییر داد و موجب شد ناتوانی این نهاد را در زمینهی کنترل قیمت دارو به کل ساختار آن تعمیم ندهم.
هفته قبل به علت تهوع و فشار خون بالا بابا در یک بیمارستان خصوصی که طرف قرارداد با بیمه تکمیلیشان بود در بخش سیسییو بستری شدند و هنگام ترخیص ما تنها مبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان ناقابل بیشتر پرداخت نکردیم چرا که تقریبا تمامی اقدامات درمانی انجام شده در این مرکز خصوصی زیر پوشش بیمه تکمیلی قرار گرفت.
در واقع ما بابت یک شب بستری در اورژانس، دو شب بستری در سیسییو، چهار بار نوار قلب، یک اکو قلب، یک سونوگرافی کامل شکم و لگن، یک سونوگرافی آیورت شکمی، چهار بار ویزیت متخصص قلب و یک بار ویزیت متخصص کلیه و یک آزمایش کامل (قند و چربی و سدیم و پتاسیم و اوره و کرات) و چهار بار آزمایش تروپونین و کلیه خدمات پرستاری هیچ هزینهای پرداخت نکردیم و بیمه تکمیلی از طرف ما عهدهدار پرداخت تمامی این موارد شد. هزینه پرداختی ما فقط شامل داروهای مصرفی و ویزیت متخصص تغذیه و غذای همراه بیمار بود!
بنابراین اگر بخواهم جنبه انصاف را در نظر داشته باشم و عملکرد وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی را در زمینه دارو و درمان قضاوت کنم، باید بگویم بیمه تکمیلی بازنشستگان دولت و وزارت بهداشت و درمان و بیمارستانهای خصوصی در جهت عقد تفاهمنامهها و قراردادهای فیمابین بسیار خوب عمل کردهاند و حداقل این قشر از جامعه و افرادی که توانایی پرداخت بیمهی تکمیلی را در طول سالها داشتهاند، در هنگام بستری حتی در بیمارستانهای خصوصی دغدغهای جز گذران دوران بیماری خود ندارند.
اما متاسفانه این مورد در خصوص بیمههای پایه اصلا صدق نمیکند. در شرایط اقتصادی فعلی که بسیاری از کسب و کارها خوابیدهاند و مردم نیاز به طرحهای حمایتی جبرانی بیشتری دارند، بیمههای پایه به هیچ روی بار آنچنانی از دوش بیمار در بیمارستانهای خصوصی برنمیدارند و حوزهی تاثیر عملکردشان منحصر به مراکز دولتی و تا حدودی نیمهدولتی است. بیمههای پایه حتی در پرداخت مابه التفاوت هزینه دارو و آزمایش و سونوگرافی هم کمک چندانی به بیماران نمیکنند. هرچند همین خدمات که ذکر کردم تنها با همان بیمه پایه در بیمارستان دولتی هزینهای بسیار اندک و ناچیز برای بیمار در پی خواهد داشت اما به فرض اگر شما به یک آزمایشگاه خصوصی یا مرکز سونوگرافی در سطح شهر مراجعه کنید، تقریبا از بیمه پایه خود ناامید خواهید شد.
شاید بد نباشد که صرف داشتن بیمه پایه را برای جبران هزینههای درمانی کافی ندانیم و به داشتن یک بیمه تکمیلی نیز در کنار آن بیاندیشیم البته این نکته را مد نظر داشته باشید که بیمه تکمیلی در حالت عادی که شما سالیانه یک چکاپ انجام میدهید مورد استفاده زیادی ندارد و شاید به هیچ عنوان از نظر اقتصادی مقرون به صرفه هم نباشد اما در صورت نیاز به اقدامات تکمیلی همچون جراحی و بستری میتواند از لحاظ هزینههای درمان آرامش خاطر شما را در روند بهبودی فراهم کند، بنابراین داشتن آن حداقل برای افرادی که پا به میانسالی میگذارند، از واجبات است.
امیدوارم تنتان همیشه سالم و بلا به دور از شما و عزیزانتان باشد.
نویسنده: طوبا وطنخواه