
شیاطینی که داستایوفسکی می شناخت
به طور کلی در هر مصیبتی که برای دیگران پیش آید همیشه چیزی نهفته است که در دل تماشاگر برکنار مانده، هر که باشد، شادمانی برمیانگیزد.
این جملهای است از داستایفسکی در کتاب شیاطیناش. چند سطر قبل و بعد از این جمله به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد چرا که در آن، نویسنده چهرهی واقعی عریانشدهی آدمیزاد را بیپرده در مقابل خوانندهاش قرار داده است. اندکی از شرح ماجرایی که در این صفحات اتفاق افتاده است برایتان واگویه میکنم. چند تن از اشراف و سرشناسان و دلقکهایی که همیشه مجیزگوی این جماعت هستند به قصد گردش و خوشگذرانی از شهر خارج میشوند. در مسیر راه هستند که برایشان خبر میآوردند در مهمانسرایی در همان اطراف ناشناسی خودکشی کرده است. به ذهن یک نفر از اعضای این گروه خطور میکند که بروند و جسد را تماشا کنند. دیگران هم از این پیشنهاد استقبال میکنند. این هم واکنش یکی از بانوان متشخص این جمع به هنگام شنیدن این پیشنهاد:
در این زندگی که ما داریم همه چیز به قدری ملالآور است که جایی که صحبت از تفریح باشد رودربایستی بیجاست به شرطی که به راستی سرگرم کننده باشد.
انجمن سرخوشان وارد مهمانسرا شده و حریصانه به تماشای جسد مشغول میشوند. داستایفسکی جوانی را که با تپانچه خودکشی کرده بدین شکل توصیف میکند:
جوانکی بود هجده نوزده ساله، خوشصورت با موهای طلایی و پرپشت. چهرهای بیضی و بقاعده و خوشترکیب داشت با پیشانیای صاف و روشن و زیبا. جسدش دیگر خشک شده بود و صورت سفیدش مرمرین مینمود.
شاید فکر کنید خانمها از دیدن جسد این جوان متاثر شدند و نم اشکی از گوشهی چشمان زیبایشان پاک کردند و یا آقایان ضمن اینکه بغض خود را فرو میخوردند برای ادای احترام به این جوان کلاه از سر برداشتند. خیر اصلا و ابدا. آنها شرح و دلیل خودکشی جوان را شنیدند سپس اندکی خودکشته را قضاوت کردند و اطراف اتاقاش را پاییدند. دو نفرشان هم به قصد خوشمزگی به ظرف میوه و بطری شراب مقابل جسد دستدرازی کردند تا اینکه پلیس سر میرسد و آنها را از اتاق بیرون میکند:
بانوان جسد را تماشا میکردند و چیزی نمیگفتند. همراهانشان میکوشیدند بذله بگویند و خوشمزگی کنند .... باقی راه تا مقصد سرخوشی عمومی بیشتر و خنده همراهان بسیار پرشورتر بود و گفتگوتر و پرسروصداتر.
آدمیزاد است دیگر، برای خودش یک پا شیطان است.
از او توقع زیادی نداشته باشید ...
نویسنده: طوبا وطنخواه
در تلگرام هم هستم https://t.me/toobavatankhah