
حفرهی فرانسوی
در روزهایی که سینما از هنر به ابزاری برای اهداف سیاسی و تجاری تبدیل شده و اسکار بخشی از اعتبار و جایگاه خود را با اهدای جوایز طلایی از پیشتعیینشدهاش به فیلمهای مروج سلایق رنگینکمانی و نژادپرستانه از دست داده، تماشای فیلمهای سینمای کلاسیک دو چندان لذتبخش است، چرا که این فیلمها با وجود گذشت دههها هنوز روح و اصالت هنر هفتم را در مضمون و محتوای خود حفظ کردهاند و به معنای واقعی قصه و طرح و پیرنگ دارند و با همین دو ویژگی یعنی ساختارهایی به دور از محتواهای سخیف جنسی برای فروش و عدم استفاده از جلوههای ویژهی بصری برای ایجاد توهم در ذهن مخاطب قادرند بیننده تکنولوژیزده قرن حاضر را جذب کنند تا برای ساعاتی نه در دنیای فانتزی ساخته شده توسط هوشهای مصنوعی بلکه صرفا در قصهها و داستانها زندگی کند.
سینمای کلاسیک و دهههای بعد از آن قصههای فرار از زندان به خود کم ندیده است. برخی از این فیلمها چون «پاپیون» و «رهایی از شاوشنک» با قهرمانان خستگیناپذیرشان که در جست و جوی آزادی و در پی رهایی بودند، هنوز در صدر برترین آثار سینمایی قرن میدرخشند اما در بین این آثار یک فیلم شاخص فرانسوی هم هست که در دهه شصت میلادی بر مبنای یک اتفاق واقعی در زندان سانته ساخته شده ولی توسط منتقدین برای مخاطبانی که داستانهای از این دست را دوست دارند، کمتر معرفی شده است، فیلم LE TROU (حفره) به کارگردانی «ژاک بکر» محصول سال 1960 :
درست در روزی که «مونسیونر» «رولان داربان» «ژو کاسین» و «مانو بورلی» در سلول کوچکشان در زندان سانته آمادهاند تا نقشهی فرارشان را عملی کنند، «کلود گاسپار» زندانی محجوب و سربهراه بند هشت که توجه رییس زندان را با فندکی طلایی به خود جلب کرده است، ناخواسته به سلول آنها منتقل میشود .....
حفره با تمامی فیلمهای دیگری که با پیرنگ فرار از زندان سخته شدهاند، در فرم و محتوا تفاوت دارد، گویی روایتی است مستندگونه از روزمرگیهای زندانیهایی که رویای زندگی آن سوی میلههای آهنین و دربهای ستبر پی در پی زندان را در روح خود زنده نگه داشتهاند. حفره، ممکن است از آن دست فرار از زندانهای پررنگ و لعاب با صحنههای پرهیجان تعقیب و گریز نباشد که آدم معمولاً انتظارش را دارد، اما اثری است که از آنها بیشتر در یاد میماند.
تقریبا تمامی صحنههای فیلم در فضاهایی بسته گرفته شدهاند و کارگردان خلاق و نواندیش اثر با وجودی که حداقل هفتاد درصد فیلمش را در یک سلول کوچک سه در چهار دکوپاژ کرده و تنها موسیقی جاری در فیلمش را صدای ضربههای متوالی چکش بر بتون برگزیده اما توانسته فضای کلی حاکم بر فیلمش را کاملا پویا و زنده نگاه دارد چرا که رویای شخصیتهای فیلم در تلاش بیامان و تحسینبرانگیزشان برای رهایی تا آخرین لحظه فیلم تداوم دارد. شخصیتهایی که با انتخاب درست و بجای بازیگران آنچنان باورپذیرند که نگاه جویای آزادیشان هرگز از یاد مخاطبان سینما نمیرود.
حفره شاید در ابتدا برای شما به علت ریتم فیلم و دنیای سیاه و سفیدش کمی کسلکننده به نظر بیاید اما هر چه فیلم پیش میرود با وابستگی که بین مخاطب و زندانیان ایجاد میکند بیننده را به دیدن ادامه خود بیش از پیش ترغیب میکند. در حفره به نقاط عطف و بحرانی خیلی شاخص هم در طی فیلم برخورد نخواهید کرد که نفستان را در سینه حبس و کلافهتان کند چرا که تمامی تمرکز و انرژی فیلم برای سکانس پایانی و یک صحنهی خاص آن جمع شده تا مخاطب را بر جای خود میخکوب و حس همذاتپنداری عمیق و تلخی را در او ایجاد کند.
حفره فیلمی است که به جای یک آغاز خاص یک پایان شگفتانگیز دارد. سکانس آخر «ژاک بکر» به قدری تکاندهنده است که تا مدتها شما را در آن سلول نگاه خواهد داشت تا سرانجام همچون «کلود گاسپار» به سختی از آن اتاقک کوچک خارج شوید. حفره داستان تلاش و انتخاب شخصیتهایش است و بسیاری از منتقدان از آن به عنوان یکی از برترین و کاملترین آثاری که دربارهی فرار از زندان ساخته شده است، یاد میکنند. این فیلم همچنین آخرین امضای «ژاک بکر» در سینماست چرا که او تنها چند هفته پس از پایان فیلمبرداری فیلم و قبل از اکران این شاهکار درگذشت.
نویسنده: طوبا وطنخواه
لینک دانلود و تماشای فیلم حفره با دوبله