ویرگول
ورودثبت نام
بی نام
بی نام_مبتلا به پارانویید _عاشق زیستن و شاید یک نویسنده
بی نام
بی نام
خواندن ۲ دقیقه·۱۱ روز پیش

حقیقت فرق دارد.

زندگی ارزشت زیستن دارد ؟ ...... هرروز با خودم این فکر را میکردم که ایا زندگی ارزش این همه سختی را دارد . صبح ها که از خواب ناز دوازده ساعته خود بلند میشدم (البته بهتر است بگوییم ظهر ها) و گوشی را بر میداشتم و با یک چشم بسته نوتیف پیاهایم را چک میکردم و بعد از زیر و رو کردن تمامی شبکه های مجازی و حسرت زندگی این ان خوردن را بلند میشدم و با خودم میگفتم :این چه زندگی نکبت باریه که من دارم !! بعد از خوردن یک لقمه نان به گشتن در اینستا میگذشت تا شب ....... و این قضیه ادامه داشت . بیرون نمی رفتم درس نمیخواندم و تمامی نمراتم از 20 به زیر 10 افت کرد و اصلا چیز خوبی نبود . خانواده بهم حرف میزدند به خاطر نمرات پایین و هروز دعوا داشتیم و به طور کلی می توانم بگوییم جز برای کار های ضروری از منطقه امن خو د(تخت خوابم) بیرون نمی امدم زندگی من شده بود خواب و فضای مجازی چون در فضای حقیقی و زندگی اصلی هیچ دلخوشی نداشتم لااقل در فضای مجازی کسی بودم که میخاستم. با یه اسم جدید.... با یه فیس جدید.... زندگیی که دلم را میخاست به بقیه نشان میدادم اما نه چیزی که هستم . حتی بعضی از حرفایم هم کاملا حقیقت نداشت و در رویایم بود ..... جالب تر از فضای واقعی که دوستی نداستم در انجا کلی دوست و رفیق داشتم که شک نداشتم همه انها وضعیتی بدتر از من داشتند . در انجا با ادم هاییی حرف میزدم که حتی شاید در طول زندگیم یکبار هم نمی توانستم ان ها را بببینم ولی خب ان زندگی خوش و مجازی را بیشتر قبول داشتم تا زندگیی واقعی خودم .

حدود چند سال است که من یک هوییت مجازیی هستم که فقط اکسیژن مصرف می کند و هیچ کار خاص و مفیدی برای خودم نکرده ام ..... بله! من یک هوییت مجازی هستم . از همانی که خیلی ها حسرت زندگی ن چنانیاشن را میخورند .... ولی حقیقت با فضای مجازی از زمین تا اسمان فرق می کند...

من یک انسان مجازی هستم انسانی که روپوش بر تمامی واقعیت و حقیقت های زندگی اش کشیده و ظاهری مجازی از خودش ساخته است ...

فضای مجازی
۱۸
۰
بی نام
بی نام
_مبتلا به پارانویید _عاشق زیستن و شاید یک نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید