بی نام·۴ روز پیشکلاس فیزیکصدای بچه های توی کلاس مثل همیشه رو مخم بود . باز شروع شد.... دوباره داستان های خیالیی محیا از دوست پسر پولدارش و ذوق بچه ها برای داستان های…
بی نام·۸ روز پیشبرای برادرم...امشب خوابت رو دیدم ....داشتیم آب بازی میکردیم وسط حیاط خونه مامان جون ، صدای خنده هات خیلی واقعی بود . میگفتی : وایسا جوجه کاریت ندارم ...…
بی نام·۱۱ روز پیشحقیقت فرق دارد.زندگی ارزشت زیستن دارد ؟ ...... هرروز با خودم این فکر را میکردم که ایا زندگی ارزش این همه سختی را دارد . صبح ها که از خواب ناز دوازده ساعته…