ویرگول
ورودثبت نام
Tohid Rahimi
Tohid Rahimiکارشناس حقوق و حسابداری
Tohid Rahimi
Tohid Rahimi
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

منجی عالم

منجی عالم

آقا و مولای جهان، دنیا ز نورت گُم شده

شب بی‌سحر مانده‌ست و دل، بی‌تو سراپا خون شده

پس کی می‌آیی ای غریبِ نخل‌باغانِ فدک

ناله به عرش می‌رسد، دل‌ها همه جیحون شده

ظلمت، چراغِ هستیِ عالم، شکسته در قفس

ای نورِ مطلق! بی‌تو این آفاق یک زندان شده

بی‌تو زمان از خویش رفت، آتش به دل‌ها شعله زد

مولا، به قربانت بیا، دیگر مگو «بَرهم» شده

ما نه زبانِ شکوه‌ایم، نه اهلِ دعوای جهان

بر خاکِ درگه مانده‌ایم، دل وقفِ صاحب‌جان شده

آقای من، مولای من، ای روشنیِ راهِ من

هرگز نبینم دردِ تو، جان‌ها فدای غم شده

منجیِّ این عالم تویی، در پرتوِ نورت عیان

کی می‌کنی رخ را پدید؟ گل‌ها ز عطرت کم شده

تو یادگارِ حیدری، گویم که خود ثاراللهی

ای منتقم، صاحب‌عَلَم، وجدان‌ها کتمان شده

رخ را به ما بنما عیان، مرزِ حق و باطل کجاست؟

نام تو بر لب‌ها ولی، صاحب‌دلان هم گم شده

حیّ علی خیرُالعمل دیگر ندارد اعتبار

شهرِ ولایت، در گذر، قربانگهِ دنیا شده

وحدانی هم غرقِ نگاه، نامت بَرَد چون بی‌پناه

مولا بیا، مهدی بیا، وردِ زبان و رگ شده

شعر
۱
۱
Tohid Rahimi
Tohid Rahimi
کارشناس حقوق و حسابداری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید