ویرگول
ورودثبت نام
وحید سارانی
وحید سارانیریاضی خوانده‌ی ادبیات دوست
وحید سارانی
وحید سارانی
خواندن ۴ دقیقه·۵ روز پیش

نامه‌ای به خود چهل ساله‌ام

سلام آقا وحید
سلام آقا وحید

امیدوارم حالت خوب ، سرحال و فبراق و از زندگیت راضی باشی . تو 15 سال از من بزرگ تری . 15 سال یعنی هزاران خاطره و اتفاق . دوست دارم بزرگ شده باشی . زندگی کرده باشه . وقتی به گذشته خودت نگاه میکنی راضی باشی از تصمیماتی که گرفتی . میدونی دوست دارم این 15 سال رو واقعا زندگی کرده باشی . مهم نیست اشتباه کرده باشی اگر این تصمیمات انتخاب خودت بوده . رشد کرده باشی و از خودت راضی باشی .

الان که دارم این نامه رو برات مینویسم در وضعیت خوبی نیستم . حس میکنم دنیا داره بهم میریزه و اصلا نمیشه از آینده مطمئن بود . یه مشت انسان بیشرف دارن دنیا رو اداره میکنن و انسانیت هر روز داره کمرنگ و کمرنگ تر میشه . جنگ . جنگ . آدم کشی . اخبار جنایت . کشور عزیز من هم درگیر جنگه . توی مدت کوتاهی هم جنگ داخلی رو تجربه کرده و هم جنگ خارجی رو . الانم در وضعیت آتش بس و لنگ در هوا هستیم . اینترنت مدت زیادیه که قطع شده . وضع اقتصادی روز به روز به قهقرا میره . دارم روی پایان نامه ارشدم کار میکنم و به فکر دکترا هستم ولی روز به روز بی‌انگیزه‌تر میشم.الان همه امیدم به آینده به یه نخ وصله . یه سمت نخ رو من گرفتم و یه سمتش رو یه بنده خدایی که داره با تمام توانش تلاش میکنه این نخ پاره نشه . خدا رو چه دیدی شاید با همین نخ نازک به هم رسیدیم . به هر حال امیدوارم وقتی داری این نامه رو میخونی از ته دلت خدا رو شکر بگی که همه چیز درست شده . همه جا صلح و صفا باشه و مردم کشورم در آرامش زندگی کنن .

میدونم هنوز هم آدم کم‌قعی هستی ولی کاش به اون خواسته های ساده‌ات توی زندگی رسیده باشی . یه خونه ویلایی کوچیک داشته باشی با یه باغچه پر گل و گیاه . یه درخت انگور و پرتقال یا نارنج هم داشته باشی . اگه یه کندوی عسل هم داشته باشی که دیگه عالیه . این خونه حتما خانمی هم داره . نمیدونم آیا اون شخص همونیه که الان دوست دارم باشه یا نه . با هر حال به قول دوستی ما موجودات مجبوری هستیم . منظورم اینه که همه چیز دست خودمون نیست . به هر حال امیدوارم هرکس که هست در کنارش خوشحال باشی و اون هم خوشحال باشه . با هم فیلم ببینید ، کتاب و شعر بخونید ، آشپزی کنید . مربا و ترشی درست کنید . از همین چیزای کوچیک و ساده لذت ببرید. با وجود تفاوت ها همو درک کنید و دوست داشته باشید . حتما چندتا وروجک هم دور و برت میپلکن . احمد یا نیلوفری شاید داشته باشی . ازشون خوب محافظت کن و دوستشون داشته باش . براشون وقت بزار و خوب ترتبیتشون کن . از گفتن اشتباهات خودت بهشون نترس . بزار اونا درس بگیرن تا تکرار نکنن . همیشه کنارشون قدم بردار ولی بزار رو پای خودشون بایستن .

برعکس بقیه موارد احتمالا یه کتابحونه بزرگ داری . یه کلیکسیون از کتاب های مورد علاقت که همه رو خونده باشی . بنظرم صد تا خوبشو برای خودت نگه دار بقیه رو ساقی کتاب شو و بده به بقیه که بخونن حتی اگه پس نیارن هم اشکال نداره . شاید به همین واسطه دوست های خوبی پیدا کردی . دوست ندارم آدم منزوی باشم که با یه عالمه کتاب کنج خونش افتاده باشه . امیدوارم کلی دوست های جدید و خوب پیدا کرده باشی . دوستای قدیمیت رو هم داشته باشی .

توی این 15 سال کجاها رفتی ؟ حتما اون هدف قدیمیم که ایران گردی بود رو تا حدی انجام دادی . کوه ها چی ؟ دماوند رو رفتی ؟ علم کوه رو چی ؟ چندبار دیگه رو قله تفتان وایستادی و به سرزمین مادریت نگاه کردی ؟

آیا هنوز هم به اون آرزوی قدیمی وفاداری؟ رابطه‌‌ات با خانواده چطوره ؟ چندتا از آرزوهای لیستت رو خط زدی ؟

الان 40 سالته و میان سال حساب میشی . نکنه یه وقت مثل پیرمردا شده شده باشی که یه عالمه درد و مرض دارن و هر روز یه جای جدیدشون به درد میاد ؟ خدا نکنه . امیدوارم یکی باشی مثل آقای شیری . شیری رو یادته ؟ همون پیرمرد کوه نورد که توی این سن چقدر سالم و سرحاله . امیدوارن توی این 15 سال همیشه به بدنت رسیده باشی . عادت های خوبی رو شروع کرده باشی .

الان 22 سال سابقه کار داری . هنوز مثل روز اول معلم بودن رو دوست داری ؟ حتما با این همه تجربه معلم خیلی بهتری شدی . باسوادتر و حرفه‌ای . امیدوارم وقتی توی شهر داری راه میری و به دانش‌آموزات روبرو میشی از دیدنت لبخند بزنن و بهت اخترام بزارن .

این متن رو نوشتم که وقتی داری میخونیش یادت بیاد توی 25 سالگی چه ایده ای از آینده خودت داشتی . شاید برات جالب باشه یا تلنگری باشه برات و بهت یادآوری کنی کی هستی .

آره ، یه روز خوب میاد .
آره ، یه روز خوب میاد .

ایران گردیآیندهحال خوبتو با من تقسیم کن
۹
۴
وحید سارانی
وحید سارانی
ریاضی خوانده‌ی ادبیات دوست
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید