وحید سارانیدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱۹ روز پیشنامهای به دوست : گره قلبم ، باشه گرو قلبتسلام خانم مدیرمیدانی از آن روز که دیدمت حالم خوب نیست . هوای تازهی بعد باران بود و دانشگاه خلوت . آمدی ، سلام داری و آنطرف تر نشستی . نمید…
وحید سارانی·۲ ماه پیششک و ایمانپاندولی در نوسان بین شک و ایمان ، حقیقت و توهم ، راست و دروغ ، درست و غلط
وحید سارانیدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۳ ماه پیشمن نیازم؛ رسیدنِ این نامه به تو بودبرای تو اگر که بخوانی
وحید سارانی·۵ ماه پیشمیان جمع تنها او را دیدمحالا که دوستان ویرگولی شروع به نوشتن درباره عاشقانه هایشان کرده آمد بد نیست بنده حقیر هم از تجربه تلخ و شیرین خودم بنویسم . باشد که…