شاه کلیدی که پیداش کردم

توی این چند وقتی که توی ویرگول فعال هستم چون علاقه خاصی به مباحث روانشناسی و موفقیت دارم معمولا پست هایی که در این دسته قرار میگیرن رو مطالعه میکنم اما نکته ای که این چند وقته باهاش روبرو شدم و خواستم بیانش کنم اینه که من حس میکنم بین تمام مطالب جای خالی یک نکته به چشم میخوره و اون چیزی نیست جز "تکرار و تکرار و تکرار!"

حالا شاید فکر کنید منظورم اینه که مطالب همشون تکراری و شبیه هم هستن اما نه منظور من این نبود!

بزارید اینجوری بیانش کنم که فرض کنید من میخوام یه مهارت جدید مثله خوشنویسی یاد بگیرم یا مثلا کار نواختن یک ساز موسیقی همه ما میدونیم که کلید موفقیت در این کارها تکرار و تمرین و ممارست برای یادگیریه.من نمیتونم پاشم یهویی فرضا توی یک هفته یک کتاب موسیقی رو بخونم و از هفته بعدش بگم بلهههه من موفق شدم و خیلی خوشحال باشم و خودم رو بعنوان استاد موسیقی! بشناسم بلکه لازمه ساعت ها وقت بزارم و سال ها تمرین کنم تا بعد از چند سال به یه درجه ی خوبی از موسیقی یا خطاطی برسم.


کتاب های موفقیت و جملات انگیزیشی هم دقیقا به همین شکل هستن و تاثیر خودشون رو در طولانی مدت همراه با تکرار و تمرین نشون میدن پس اینکه من انتظار داشته باشم با خوندن چندتا کتاب رواشناسی و موفقیت از فردای زندگیم سوپر من زندگیه خودم بشم واقعا انتظار معقولی نیست و تنها باعث میشه برگردم بگم اه این نویسنده های کتاب هم فقط با نوشتن این کتاب میخواستن پول بیشتری در بیارن و آخرشم هیچی!

اگر دقت کنیم شاید بشه گفت نزدیک 80 درصد مطالبی هم که توی کتاب های موفقیت نوشته میشه شاید طرز بیان متفاوتی داشته باشه اما هدف یکسانی رو دنبال میکنن.

یادم نیست برایان تریسی بود یا یکی دیگه از نویسنده های معروف که مثال جالبی زده بود میگفت شما هروقت احساس نیاز به حمام رفتن کنید میرید و بدنتون رو حمام میکنید.بر نمیگردید به خودتون بگید نهه من دیروز رفتم حموم دیگه لازم نیست امروز حموم برم!هیچوقت به خودتون همچین جمله ای رو نمیگید.

جملات و کتاب های انگیزشی هم همینطور هستن باید هروقت احساس کردیم که نیاز داریم به سراغشون بریم و مطالبی که شاید یادمون رفته رو از لا به لای کتاب پیدا کنیم و به خودمون یادآوری کنیم که میتونیم.