
پارت شانزدهم
صدف
بهترین لحظات عمرمو داشتم سپری میکردم .مثل ملکه ها هرچی میخواستم در اختیارم بود .چند روزی از ماه عسلمون گذشته بود و تو این چند روز فقط در حال خرید کردن و گشتن بودم .اینجا واقعا بهشت بود دلم نمیخواست ماه عسلمون تمام بشه. روی شکم دراز کشیده بودم و آفتاب میگرفتم. ست بیکینی خوشگل یاسی تنم بود. توی این چند روز پوستم تغییر رنگ داده بود و برنزه شده بودم دلم میخواست برنزه بشم. چون باکلاس تر بود و همه ی پولدارا آفتاب میگرفتن و برنزه میکردن .سرمو میچرخونم و به آرش نگاه میکنم که روی صندلی کنارم لم داده بود سرش تو گوشی بود و سرگرم بود .
+ آرش
آروم بدون اینکه سرشو از توی گوشی دربیاره جواب داد
_جانم؟
+شب برناممون چیه؟
آرش در همون حالت جواب میده
_نمیدونم عزیزم هرچی تو بگی
نوچی میگم و از جام بلند میشم نوشیدنی آب پرتقالمو از میز خوراکی کنارم برمیدارم. با نی توی لیوان، آب پرتقالمو هم میزنم و لبامو جمع میکنم ومیگم
+نظرت چیه بریم دیسکو؟به اون رفیقت و زنشم بگیم بیان اون شب خیلی خوشم اومد ازشون آدمای باحالی بودن دوس دارم باهاشون بریم بیرون
آرش با این حرفم بلاخره سر از گوشیش درمیاره و بهم نگاه میکنه .
نی رو بین لبام میذارم و چند جرعه از نوشیدنیم میخورم و منتظر نگاش میکنم
_بد فکری نیس باشه بهش اطلاع میدم ببینم میتونه بیاد یا نه
خوشحال و سرخوش لیوانمو دوباره سرجاش میذارم و با ذوق میپرم تو بغلش و صورتشو تند تند غرق بوس میکنم.
+مررررسی عشق دلممممم عاشقتممممم
میخنده و محکم منو تو بغلش نگه میداره و اونم با بوسه جوابمو میده و تو چشام زل میزنه و میگه
_تو اصلا هرچی بگی همونه همه کار میکنم تا خنده رو رو لبات ببینم
میخواستم خودمو از بغلش جدا کنم که منو فشار میده به خودش و میگه
_وایسا ببینم کجاااا تازه گیرت آوردم
+میخوام برم تو استخر .
تو نگاهش پر از هوس و نیاز بود، چشماش برق میزدن کمرمو میماله و نوازش وار دستش رو روی تنم میکشه
_اول به آقاییت رسیدگی کن بعد شنا
و بعد تو یه حرکت غلت میزنه و منو روی صندلی میخوابونه و خودش خیمه میزنه روم و دوباره تنم غرق در بوسه های گرم و داغش میشه.
***************************************************
تابحال همچین جایی نرفته بودم. همه چیز برام عجیب غریب بود .دیسکو پر بود از آدمای مست در حال رقص .زنا و دخترایی شیک و پیک و خوشگل و مردهایی که دقیقا مثل آرش پولدار بودن واحتمالا لباس های مارک تنشون بود .آرش منو بهترین و لاکچری ترین دیسکوی شهر آورده بود. گفته بود همه اینجا آدم حسابین و پولدار هرکسی هم راه نمیدن حس غرور داشتم از اینکه منم دیگه حالا جز دسته ی آدم حسابیا و پولدارا محسوب میشدم.
روی صندلی گوشه ی دیسکو نشسته بودیم .آرش درخواست نوشیدنی کرده بود و مردی که پشت میز بود برامون نوشیدنی میریخت . آرش چند گیلاس پشت سرهم خورد و سرش حسابی گرم شده بود منم هیجان زده چندتا گیلاس خوردم تابحال نوشیدنی الکلی نخورده بودم، اما حالا دلم میخواست همه چیزو امتحان کنم .احساس میکردم سنگینی الکل منو هم گرفته و سرم کم کم داشت درد میگرفت. احساس شادی و سرخوشی مفرطی داشتم الکی میخندیدم دست خودم نبود آرش دستمو گرفت و گفت بسه دیگه نخور بریم برقصیم تا مهرزاد بیاد.
توی اون شلوغ پلوغی که دختر پسرا مست و پاتیل توی هم میلولیدن، تو بغل آرش میرقصیدم .دستاش دور کمرم بوود و خیلی شیک و قشنگ با اهنگ تاب میخورد. منم گیج و منگ با ریتم تند اهنگ خودمو تکون میدادم و مست میخندیدم. یهو مهرزاد و شادی رو میبینم که میان و به ما ملحق میشن دستی براشون تکون میدم و به آرش میگم اومدن
آرش روشو برمیگردونه و لبخندی میزنه بهشون و در گوشم میگه بریم پیششون
***************************************************
آرش
با اعصابی داغون بازوی صدفو که محکم گرفته بودم، پرتش میکنم توی خونه. اینقد مست بود که تلو تلو میخوره و میوفته روی زمین. با همون لحن مستی و صدای کشدار میگه
صدف: آررررررش من من هع هع
به سکسکه میوفته و دوباره ادامه میده
صدف: نفهمیدم چیشد آرش هع هع غلط کردم خوبه ؟
با عصبانیت سرش داد میکشم :
خفه شوووو
صدف که تو حال خودش نبود و هنوز از حالت مستی درنیومده بود، سرش پایین بود و فقط سکسکه میکرد داشتم با حرص نگاش میکردم
صدف: میخوام بالا بیارم آرش حالم داره بهم میخوره
و پشت بندش سریع میاره بالا و زمین رو کثیف میکنه. به سمتش میرم و از زیر بغل میگیرمش و بلندش میکنم و به سمت حمام میبرمش. با همون لباسا میذارمش تو وان و دوشو باز میکنم .خوب که آب سرد به صورتش پاشیدم، آبو میبندم و میرم تا یه حوله ی تمیز بردارم. صدف واقعا جنبه ی اینجور جاهارو نداشت....