
"در من هنوز امید هست "
که شاید بتوانم دوباره تو را ببینم .
ممکن است این یک امید واهی باشد،
یک خیال خوش،
یک توهم شیرین ، برای راحت گذراندن روزهای سختی که بدون تو دارم.
"در من هنوز امید هست "
که شاید یک روز ، وقتی که موفق شدم و به اهدافم رسیدم خوشحالی ام را با تو جشن بگیرم .
"در من هنوز امید هست"
که شاید یک روز دلت برایم تنگ شود ؛
آنقدر تنگ که در به در دنبالم بگردی
و وقتی به من رسیدی این بار تو از من بخواهی کنارت بمانم و جایی نروم.
"در من هنوز این امید زنده است "
که این بار تو برای ابراز عشق به من پیش قدم شوی
و بگویی چقدر مرا دوست داری...
امید
امید
امید
نه !
زور ما به تنهایی سپری کردن مسیر پر پیچ و خم زندگی که هر روز بازی تازه ای برای ما دارد نمیرسد.
امید برای من مانند یک چراغ شد ؛
که میتوانم با آن از دالان تنگ و تاریک زندگی عبور کنم
تا به تو برسم.
"و هنوز هم این امید در من زنده است "
که در انتهای مسیر،
تو منتظرم باشی و دیگر نگذاری که تنها بمانم.
شاید من خیال باف ترین آدم روی زمین باشم
اما
تنها یک چیز مرا سرپا نگه میدارد
چیزی به نام امید.....
سوگند