
من چندین ساله که در یک فضای کار اشتراکی به اسم ساینس سنتر گالریا کار میکنم و همیشه این نوع فضاها برام جذاب بوده اما برام عجیبه که محتوای درستی درباره این نوع فضاها در بلاگ های ایرانی نوشته نشده. به عنوان کسی که در چندسال اخیر بیشتر ساعات زندگیش رو در کتابخونه، پانسیون، فضاهای کار و کافه های کاری گذرونده و روی مدیریت، مارکتینگ، تحلیل دیتا و مشتری شناسی این نوع فضاها کار کرده تصمیم گرفتم مطالبی در این باره بنویسم. این مطالب از نگاه من به عنوان مشاور و کوچ تخصصی نوشته شده و با لنز روانشناسی این نوع فضاها رو مورد بررسی و تحلیل قرار میده.
تو قسمت اول از این نوشته به این موضوع پرداختیم که چرا بهره وری آدم ها در فضاهای کاری بالا میره، حالا قراره با هم بپردازیم به این سوال که محیط چه تاثیری روی ذهن شما میتونه داشته باشه؟
سال ها قبل تصور میشد ذهن محصول مغزه، بعدها تئوری ذهن بدن مند ارائه شد و مطرح شد که کل بدن ما و نه فقط مغز نقش مستقیمی در شکل گیری ذهنمون داره، در آخرین تحقیقات نوروساینس نظریه جدید و جالب دیگری به اسم تئوری "ذهن جای مند" مورد بحث قرار گرفت. حالا این نظریه چی میگه؟
نظریه «ذهن جایمند» (Situated Mind) یا به تعبیر دقیق علوم شناختی، شناخت جایمند (Situated Cognition)، رویکردیه که معتقده فرآیندهای ذهنی و تفکر انسان، جدا از محیط فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی او نیستند. در واقع، ذهن چیزی نیست که فقط «درون جمجمه» اتفاق بیفته، بلکه در تعامل مستقیم با «جایگاه» یا بافتی که فرد در اون قرار داره شکل می گیره. به تعبیر ساده تر محیط و بافت مکانی ای که شما در اون قرار دارید اثر مستقیمی روی شکل گیری ذهن و نحوه تفکر شما داره.
در تئوری ذهن جایمند، چند رکن اساسی وجود دار که نشون میده چرا محیط اطراف ما، صرفاً یک «ظرف» برای حضور نیست، بلکه بخشی از «موتور تفکر» ماست:
این نظریه میگه ذهن شما در لبههای جمجمه تموم نمیشه. وقتی شما از یک تقویم برای یادآوری جلسات، از یک دفترچه برای یادداشت ایدهها و یا حتی از چیدمان خاص میز کارتون برای دستهبندی پروژهها استفاده میکنید، این ابزارها در لحظه «بخشی از سیستم شناختی» شما میشن. در واقع، محیط فیزیکی مثل یک حافظه کمکی عمل میکنه که بار پردازشی مغز رو سبکتر کرده و به ما اجازه میده عمیقتر فکر کنیم.
در روانشناسیِ جایمند، هر فضایی سیگنالهای خاصی به ذهن میفرسته که به آن «امکاندهی» یا Affordance میگوییم. مثلاً وقتی در یک فضای کار اشتراکی روی یک کاناپه راحت مینشینید، محیط به ذهن شما سیگنال «تفکر آزاد و خلاق» میده. اما وقتی پشت یک میز رسمی با نور متمرکز قرار میگیرید، محیط «دعوتنامه تمرکز و دقت» صادر میکنه. ذهن ما در هر «جایگاه»، به رنگ همان محیط در میاد و قابلیتهای متفاوتی از خودش بروز میده.
ذهن جایمند به ما میگه که حضور «دیگران» هم بخشی از بافت فکری ماست. دیدنِ تمرکزِ همکارتان در میز روبرویی، بدون آنکه کلمهای بین شما رد و بدل شود، مثل یک تکیهگاه روانی عمل میکنه که ذهن شما رو در وضعیتِ بهینه کار نگه میداره. به همین دلیل است که بسیاری از افراد در کتابخانهها یا فضاهای کار اشتراکی، بسیار بهرهورتر از زمانی هستند که در تنهاییِ مطلق اتاقشان کار میکنند.
چرا درک این نظریه مهم است؟
دانستن این موضوع، نگاه ما رو به زندگی و کار تغییر میده. اگر تا امروز فکر میکردید که بیحوصلگی یا عدم تمرکزتون صرفاً یک ضعف درونی هست، حالا میفهمید که شاید محیط شما با ذهنی که می خواید، همخوانی نداره.
ما فقط با مغزمون فکر نمیکنیم؛ ما با تمام بدنمون، با ابزارهامون و در تعامل با اتمسفر محیطی که در آن نفس میکشیم، در حال ساختنِ معنای جهان هستیم. بنابراین، اگر میخواید ذهن متفاوتی داشته باشید، گاهی سادهترین راه این نیست که مغزتان را تحت فشار بذارید بلکه کافیه محیط خودتون رو تغییر بدید.
من یاسمین هستم و در زمینه روانشناسی، کوچینگ لایف استایل، کسب و کار و یادگیری فعالیت می کنم. اگر دوست دارید جلسات درمان، مشاوره و کوچینگ با من داشته باشید میتونید به این آیدی در تلگرام پیام بدید: M0shavereh_admin@ یا به من ایمیل بزنید: yamor.ya30@gmail.com