ویرگول
ورودثبت نام
یک عدد من
یک عدد منیه نوجوون دغدغه‌مند و سمپادی که دوست داره هر لحظه به خودش و دیگران کمک کنه.
یک عدد من
یک عدد من
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

خم به ابرو نیاوردیم اما...

یک شبه بسیاری از مهم ترین افرادمان را شهید کردند و وضعیت امنیتی و اطلاعاتیمان را به سخره گرفتند اما خم به ابرو نیاوردیم.

کودکانمان بیگناه و معصوم پر پر شدند اما خم به ابرو نیاوردیم.

با صدای پدافند و موشک از خواب پریدیم اما خم به ابرو نیاوردیم.

اینترنتمان قطع شد. بانک ها هک شدند اما خم به ابرو نیاوردیم.

رفته بودم مغازه. یه خانم کارت بانکیش از اونایی بود که هک شده بود. مغازه دار با لبخند گفت اشکال نداره. بعدا میاری. چقدر مردم خوبی داریم:)
رفته بودم مغازه. یه خانم کارت بانکیش از اونایی بود که هک شده بود. مغازه دار با لبخند گفت اشکال نداره. بعدا میاری. چقدر مردم خوبی داریم:)

ایرانی وطنش را فروخت، کولبرها خائن از آب درآمدند و افغانی ها ناامنی ایجاد کردند اما خم به ابرو نیاوردیم.

خانه‌هایمان لرزید. شیشه‌ها شکست و ترس حاکم شد. به جای درس و صدای معلم، اخبار جنگ را دنبال کردیم، اما خم به ابرو نیاوردیم.

نزدیک خونه دوستم موشک خورده بود
نزدیک خونه دوستم موشک خورده بود

مدت کوتاهی آوارگی را تجربه کردیم اما خم به ابرو نیاوردیم.

تا الان دوبار برای چند ساعت یا چند روز مجبور شده‌ام خانه را ترک کنم.
تا الان دوبار برای چند ساعت یا چند روز مجبور شده‌ام خانه را ترک کنم.

خم به ابرو نیاوردیم اما یک خبر، یک توییت، آن هم دقیقا پس از شدیدترین حمله آنها به تهران در روزهای گذشته،...

از خسته نشدن نوشتیم. از آرزوهایمان. از مقاومت و پیروزی. از ظهوری که نزدیک به نظر می‌آمد. اما ناگهان همه چیز محو و تار شد. نه با موشک، فقط با یک توییت. فقط با یک خبر.

به شخصه ساکن بخش پرسروصدایی از تهران هستم. لرزش خانه، صدای موشک را تجربه کردم. بوی کثیفشان را چشیدم. فرار و تخلیه خانه را تجربه کردم. اما همان روز که گفتند منطقه را تخلیه کنید، وقتی گفتند ممکن است خانه‌مان را بزنند، گفتیم فدای یک تار موی ایران و ایرانی. اسرائیل نابود شود، خانه را دوباره می‌سازیم. یک ساعت بعد، آن خبر بدتر از ویرانی خانه را دیدیم. خبری که می‌تواند وحدت همگانی را به نفرت عمومی تبدیل کند. چهره ایران را از انتقام جو خدایی نکرده به فراری تغییر دهد و ترامپ را سفیر صلح جهانی معرفی کند.

راستش عصبانی‌ام. کسی چه می‌داند شاید مصلحت این بود. شاید این همان لحظه قبل از باز شدن رود توسط موسی است. شاید، شاید، شاید. این تنها راه امیدواری و دلداری دادن به خودم است.

اما تاریخ می‌گوید، صلح و آتش بس هیچوقت پایان جنگ نبوده، این بار هم نخواهد بود.

تحلیل که نه، حدس‌های بنده‌ی حقیر است. بهتر است در این مدت حواسمان باشد به خودمان. آماده باش باشیم و منتظر ادامه‌ی این داستان ناتمام.

اتباع غیرمجاز را زودتر بیرون کنید. دفعه دیگر خائنان قوی‌تر و پرامکانات‌تر عمل می‌کنند.

گندپوشالی دفعه‌ی دیگر پوشالی نمی‌ماند. نیروی خود را تقویت کنید.

تل آویو دفعه‌ی دیگر آسیب جانی کمتری می‌دهد. به دنبال مکان‌های مهم‌تری نسبت به ساختمان خرابه‌ها باشید.

آمریکا به تاسیسات هسته‌ای بسنده نخواهد کرد. پدافند‌ها را تقویت کنید و پایگاه‌هایش را بیشتر بشناسید.

ترورها بیشتر می‌شوند. مراقب افراد تاثیرگذار باشید. مبادا دوباره ده نفرشان باهم یکدفعه آسمانی شوند.

نارضایتی ها بیشتر می‌شود. آن موقع، وقت وقت شورش است. انسجام ملی را حفظ و تقویت کنید. تا دفع کامل فتنه، درگیری های داخلی صلاح نیست. اما بعد از آن، قطعا کشورمان خانه تکانی نیاز دارد از آن جور اساسی هایش.

نه سواد زیادی داریم، نه خود را قابل و کافی می‌دانم. این نوشته‌ها فقط کمی آرامم می‌کنند. خودم را گول می‌زنم که کمی شاید تاثیرگذارم. هیچ چیز برایم واضح و روشن نیست جز اینکه اسرائیل باید نابود شود و ایران، ایران لایق خیلی بهتر از این وضع موجود در هر حوزه‌ایست.

همچنان،

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جنگایراناسرائیلدل نوشته
۲۱
۱۵
یک عدد من
یک عدد من
یه نوجوون دغدغه‌مند و سمپادی که دوست داره هر لحظه به خودش و دیگران کمک کنه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید