سکوت سرزمین انسانهایی است که با خود و دیگران در صلح هستند.
انسان هایی که آگاهانه سکوت را انتخاب میکنند توانایی شنا کردن در اعماق عمیقی از اقیانوس فکر را دارند.اقیانوسی که به اندازه هستی بی انتهاست.
در این دنیای فانی چه چیزی جز فکر نیکو میتواند انسان را به ابزار های مختلف برای مقابله با انسانهای کوچک بی تعقل و بیخرد مجهز سازد. سکوت همان جایی است که نارسیست ها از آن بیزارند.
در سرزمین سکوت خرد جریان دارد و همه بر اساس سطح تواناییشان در این سرزمین ماندگار میشوند.
چه بسیار انسان هایی که رازهای بزرگی از انسان های کوچک در دل داشتند ولی فاش نکردند تا انسانیت یک شبه به یغما نرود
و چه انسان هایی که هیچ نمیدانستند و خوبی های دیگران را به بدی بازگو میکردند
فکر، تعقل و خرد دریاچه جوشانی است که تنها در دست انسانهای بزرگ است
به نظرم
انسانهایی که میدانند ولی سکوت میکنند
با
انسانهایی که نمیدانند و پر حرفی میکنند هیچ گاه یکسان نیستند
هیاهو از ناآگاهی و تلاش برای بهتر دیده شدن می آید
ولی سکوت از آگاهی و نجابت برای شناخت بهتر انسانها می آید
آنکه آگاهانه سکوت میکند از آنکه آگاهانه آشوب به راه می اندازد چه میترسد ؟
گاهی باید سکوت کرد و با نهنگ ها قواصی کرد درست وسط آشوب اقیانوس آرام
سکوت است که کلمات را معنا میبخشد
آنکه همیشه حرف میزند کلمات را از ارزش ساقط میکند
اصلا فکر کنم برای همین است که خدا ۱۴۰۰ سال پیش به اندازه یک کتاب با پیامبر برای همه بشر سخن گفته
ارزش کلمات به کمیابی و کیمیا بودن آنهاست
کلمات میتوانند نقش هیزم را ایفا کنند و انسانی را بسوزانند
میتوانند نقش قهرمان را بازی کنند و انسانی را نجات دهند
میتوانند نقش یک شیطان را بازی کنند. دیگران را فریب دهند
میتوانند نقش فرشته را بازی کنند که یک انسان را به بالاترین جایگاهی که میتواند داشته باشد برسانند
همه انرژی های دنیا را میتوان در کلمات یافت
کلمات هستند که انسان را میسازند یا تخریب میکنند
یا انسان را تغییر میدهند
یا حتی انسان را بزرگ میکنند
ما به اشتباه در تمام عمر خود فکر میکردیم که غذا تغذیه انسان است.
ولی چه بسیار انسانهای فربه که از روح انسانیت تهی هستن
غذا تغذیه جسم است نه روح
نرم افزار این جسم خاکی روح است
روح برای شکوفایی نیاز به تقویت شدن دارد
حالا فکر کنید با همین حساب و کتاب از یک نفر تعریف کنید و او شما را تخریب کند
یک نفر را ارزش بدهید و او شما را تحقیر کند
به یک نفر احترام بگذارید و او با تمام وجود و تا جایی که میتواند به شما بی احترامی کند
این انسان نرم افزارش خراب شده
ویروس گرفته
باید خودش خودش را ترمیم کند و ویروس را پاک کند ولی از ویروس حمایت میکند و آنرا در درون خود بزرگ و بزرگتر میکند
چه میشود ؟
وارد دنیای انسانها میشود و مصداق همان بیعقلی را پیدا میکند که هزار عاقل دور هم جمع شوند نمیتوانند آسیب های که به جامعه میزند را جبران کنند
اما انسان عاقل زخمی میشود خودش را ترمیم میکند آسیب میبیند خودش را ترمیم میکند
و نمیگذارد ویروس وارد نرم افزارش شود
چرا چون راه مقابله با ویروس ها را بلد است. نرم افزارش را روزانه بررسی میکند و ترمیم میکند نمیگذارد آسیب ها مثل یک زخم عمیق شوند یا بیرحمانه تمام وجودش را بگیرند
انسان عاقل روزانه با کلمات خودش را احیا میکند
اما کدام کلمات میتوانند تخریب را از بین ببرند و انسان را احیا کنند ؟
کدام کلمات قدرت جادویی دارند که میتوانند در برابر تحقیر ها توهین ها بی احترامی ها و ... روح یک انسان را از آسیب دور کنند ؟
آیا کلماتی جز کلمات خدا این قدرت را دارند ؟
انرژی سالم و خالص موجود در آیات الهی که از سرچشمه انسانیت و از چشمه جوشان قرآن به قلب انسان سرازیر میشوند همه آلودگی ها را میشویند و با خود میبرند
به انسان آگاهی میدهند تا خوبی ها را ببیند و صدای حمایت ها را بشنود به انسان بینایی میدهند تا چیزهایی را ببیند که شاید هرکسی قادر به دیدن آنها نیست
و به انسان شنوایی میدهد تا سخنانی را بشود که شاید خیلی وقت ها نمیشود به زبان آورد
انسان سالم خود را در چشمه جوشان حقیقت غرق میکند تا اندکی سخن ناشایست به گوش خود اگر شنید رحمت الهی آنرا از روح و قلب انسان پاک کند
اینقدر انسانهای خوب دیده ام که وقتی انسانی را خالی از خرد میبینم فکر میکنم باید به او بگویم چه طور باید خردمند باشد درحالیکه او خودش انتخاب کرده که بیخرد و بیتعقل باقی بماند و سخنان من به گوش های او نمیرود
برخی از انسان ها به شایستگی مصداق بارز این آیه هستند که خدا بر چشم و گوش و قلبشان مهر زده که حقیقت را متوجه نشوند ...
سوره مبارکه البقرة آیه ۱۸
صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ﴿۱۸﴾
آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمیگردند
اینها برای بقای خودشان یک راه را انتخاب کرده اند
یخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا[1]
می خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند
وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلی شَیاطِینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکمْ[2]
وهنگامی که افراد با ایمان را ملاقات کنند، می گویند: ما ایمان آوردیم، ولی هنگامی که با شیطان های خود خلوت می کنند، می گویند ما با شماییم
وَ اللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُونَ[3]
خداوند شهادت می دهد که منافقان، دروغگو هستند
سَلَقُوکمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ[4]
زبان های تند و خشن خود را با انبوهی از خشم و عصبانیت بر شما می گشایند
وَ إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاةِ قامُوا کسالی یراؤُنَ النَّاسَ[5]
وهنگامی که به نماز برمی خیزند، با کسالت برمی خیزند و در برابر مردم ریا می کنند
وَ لا ینْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ کارِهُونَ[6]
وانفاق نمی کنند، جز با کراهت
وَ إِذا رَأَیتَهُمْ تُعْجِبُک أَجْسامُهُمْ[7]
هنگامی که آنها را می بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد
وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ[8]
وهنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می گویند: «ما فقط اصلاح کننده ایم»!
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمُنْکرِ[9]
مردان منافق و زنان منافق، امر به منکر می کنند
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ[10]
وهنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق، ) آن را شایع می سازند
مُذَبْذَبِینَ بَینَ ذلِک لا إِلی هؤُلاءِ وَ لا إِلی هؤُلاءِ[11]
آنها افراد بی هدفی هستند که نه سوی اینها، و نه سوی آنهایند
الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ[12]
همان ها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می کنند.
به راستی که انسان منافق چه بد انسانی است
وَإِذَا رَأَیتَهُمْ تُعْجِبُک أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ یقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهًْ یحْسَبُونَ کلَّ صَیحَهْ عَلَیهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنّی یؤْفَکونَ».[1]
هنگامی که آنها را می بینی، شکل و قیافه آنها تو را به شگفت می آورد و اگر سخن بگویند(بر اثر قیافه حق به جانبی که به خود می گیرند) تو را به سخنان خود جلب می نمایند و به گفتار آنها گوش می دهی، گویی آنها چوب هایی هستند که به دیوار تکیه داده شده، هر صدایی را بر ضدّ خود می پندارند. دشمنان واقعی آنها هستند. از آنها بپرهیز، مرگ بر آنها! چگونه از حقیقت روی گردانند.
نارسیست ها منافقانی در لباس ریا هستند که در برابر حقیقت و راستی سرکش و در برابر بی عدالتی راست قامتند.
در برابر نارسیست ها باید قوانین خود را واضح و شفاف تعیین کرد و در اغلب اوقات سکوت کرد. آنها بیشمار حرف تو خالی میزنند و کمتری سخن حقی آنها را می آزارد