67
---
در تمام سال هایی که مشغول تحصیل و فعالیت در دو دنیای متفاوتِ ترویج و روان شناسی بودم، همیشه یک دغدغه همراهِ من بود : این که چرا گاهی با وجود پیشرفته ترین تکنیک های روانشناسی ، هنوز چیزی در عمق انسان ها آرام نمی گیرد؟انگار همیشه جای یک تکه ی مفقوده در پازل ِ سلامت روان خالی بود؛ تکه ای از جنس معنا، ایمان و اتصال به منبعی فراتر از ماده.
اما یک سوال بزرگ همیشه گوشهی ذهنم سنگینی میکرد: «چرا گاهی با وجود پیشرفتهترین تکنیکهای درمانی، باز هم چیزی در عمقِ وجودِ مراجع (و حتی خودمان) درماننشده باقی میماند؟» امروز به این باور رسیدهام که روان شناسیِ محض، مانند یک نقشهی دقیق است که تمام پستی و بلندیهای جاده را نشان میدهد، اما نمیتواند به ما بگوید که اصلاً «چرا» باید به سفر ادامه دهیم. اینجاست که پای دین و معنویت به میان میآید.
ویکتور فرانکل، روانپزشک نامدار و بازماندهی اردوگاههای اجباری، در کتاب «انسان در جستوجوی معنا» حقیقتی تکاندهنده را فاش کرد. او دید کسانی که زنده ماندند، لزوماً قویترینها از نظر جسمی نبودند، بلکه کسانی بودند که به «چیزی» در آینده یا «قدرتی» فراتر از خودشان ایمان داشتند.
فرانکل به ما آموخت که اگر انسان برای رنجش «معنایی» بیابد، آن رنج دیگر کشنده نیست. دین، برای بسیاری از ما، همان منبعِ لایزالِ معناست. وقتی معتقد باشیم که هیچ برگی بدون اذن خدا بر زمین نمیافتد، حتی سختترین شکستها هم به یک «فرصت برای رشد» تبدیل میشوند.
در رویکردهای نوین روان شناسی مثل ACT، ما به مراجع میآموزیم که رنج را بپذیرد و با آن نجنگد. اما جالب اینجاست که قرنها پیش، مفاهیمی مثل «رضا» و «تسلیم» در متون دینی ما همین کارکرد را داشتهاند.
ایمان به یک قدرت برتر، به انسان یک «امنیتِ وجودی» میدهد. روان شناسی که دین را قبول دارد، میداند که «توکل» نه یک گریزگاه از مسئولیت، بلکه یک ابزار قدرتمند برای کاهش اضطرابِ ناشی از کنترلگریِ افراطی است.
تکنیکهای روان شناسی فوقالعاده هستند، اما آنها فقط «ابزار» هستند. اگر روان شناس به ساحت قدسی انسان و پیوند او با خالق باور نداشته باشد، مراجع را صرفاً به شکل یک «ماشینِ پیچیده» میبیند که قطعاتش خراب شده است. اما نگاه دینی به ما یادآوری میکند که انسان «امانت» است و روح او فراتر از نورونها و هورمونهاست. این نگاه، احترام و شفقتِ درمانگر را صدچندان میکند.
به عنوان یک مروج، میدانم که برای بارور شدن یک زمین، فقط کود و سم کافی نیست؛ زمین باید «استعدادِ رشد» داشته باشد. در روان شناسی هم، امید همان استعدادِ رشد است. ما نمیتوانیم به کسی که در عمق ناامیدی است بگوییم «فقط مثبت فکر کن!». اما میتوانیم به او کمک کنیم تا دوباره رشتهی اتصالش را با منبعِ اصیلِ قدرت و معنا (خداوند) پیدا کند.روانشناسی به ما میگوید «چگونه» ذهن را آرام کنیم، اما دین به ما میگوید «چرا» باید صبور باشیم. ما برای درمانِ «انسانِ تمامعیار»، هم به دانشِ روانشناسی نیاز داریم و هم به نوری که از دریچهی ایمان به اتاق درمان میتابد
شما در لحظات سختِ زندگی، آرامش را در تکنیک های روانشناسی جستجو کردید یا در خلوت با خدای خود؟
فکر می کنید ترکیب این دو چقدر ممکن است؟
.
انسان در جست و جوی معنا-ویکتور فرانکل
روان درمانی اگزیستانسیال- اروین یالوم
---