ویرگول
ورودثبت نام
نقاش واژه ها
نقاش واژه هالطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شبی‌پرازداغ‌دیده۱۸دی

این پست موقت هس

سایه سیاه گرگها منظورم اغتشاشگرا و تخریبگران هست و صدای انفجار هم خب اغتشاشگرا تولید کردن

اون شب سایه سیاه گرگها بوی مرگ میداد در همه جای کشور . صدای انفجار مهیبی اومد پرنده زرد کوچک قلبم انگار تیر خورده بود و آماده مردن خون اون بود که در رگ های باریک ام جاری می‌شد . دیگه تنها من تونستم در رو قفل کنم و در دور ترین نقطه انزوا بگیرم و به صدای داد مرد سر کوچه که صداش میومد که می گفت یا خدا با صدای جیغ زنی هماهنگ شده بود گوش دهم اما پر از شرمندگی آره منم نگران شدم اما نتونستم کاری کنم خوش به حال حافظان امنیت که تونستن کاری کنن صدای ترقه و صدای آژیر ماشین موسیقی کابوس اون شبم بود موسیقی کوتاه در دل تاریکی شب شاید برای من ترسناک بود اما در شهرهای دیگر فاجعه وحشتناکی بود

۲۵
۲۴
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
لطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید