ویرگول
ورودثبت نام
نقاش واژه ها
نقاش واژه هالطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

عروس سه پایانی

خب به در خواست شماها ادامه اش رو نوشتم و با نظر دادنتون خوشحالم کنید که تلاش بیهوده نبوده

حواستون باشه نظر ندید محل نذارید به رگبار پیام می‌بندمتون 😂😂😂😂

و پاکش میکنم دستمو😈😈😈😈

( البته شوخی میکنما ناراحت نشید) ولی باید توجه کنید ها 😁😁😁😁✌🏻🎨🖌️✍🏻

ایده داستان از این شروع شد که نوشتم قسمت اول عروس رو
ایده داستان از این شروع شد که نوشتم قسمت اول عروس رو

نویسنده سحر احمدی 88 تاریخ نوشته ۱۹ دی ۱۴۰۴

اما راه نرفتند ، پرواز کردن .

پروازی که بال نداشتن ، فقط صدای رعد و برق می آمد.

دور داماد ، زنجیران خاکستری رنگ را حلقه وارانه تاب می‌دادن.

عروس آرام آرام به زمین فرود آمد .و گوشه دامن سیاه رنگش ، را گرفت.و زانو زد .به احترام آنکه دوستش دارد .

که زمین از جنس ابریشم تکان، و ترک خورد. و عروس متانت خودش را حفظ کرد .و سرش را خم کرد. در آخر زمین دهان باز کرد. و مه ای نارنجی رنگ بالا آمد. و در آخر پررنگ شد.

عروس سر را بلند کرد .

که دلش ضعف رفت برای همسر آمده اش.

لوسیفر با چشمانی کشیده براق مشکی تمام، با ابرو های قهوه ای، و شنل قرمز و پوستی سیاه ،به استقلال عروس رفت .

و دستانش را به سمتش دراز کرد. و در آخر دستان همدیگر را لمس کردند.

که بوی سوختگی از آن بلند شد . و مار های عروس دور شانه لوسیفر حلقه زدن .

داماد تنها خشمش از این اوضاع حزص درار این بود که ...

با خیسی چیزی روی صورتم نفسم بند اومد .

سریع نشستم

و چهره نحسش رو دیدم.

موهای مشکیم رو در دستم گرفتم.

و با تخم های درهم رفته گفتم: باز اینجا چی میخوای چرا روم آب ریختی ؟

شال بنفش رنگش ،که دور گردنش بود رو لمس کرد.

و با اخم های درهم گفت: باید ازم تشکر کنی که از کابوس بیدارت کردم .

لبخندی زدم

و گفتم روانی کابوسم تو بودی ؟

مهسا شالش رو از گردنش در آورد و جمعش کرد؛ و پرت کرد تو صورتم؛ داد زد: چرا منو مسخره می‌کنی ؟

بلند شدم از تخت و همزمان ساعت طلاییم رو نگاه میکردم، و شالش رو پرت کردم گوشه اتاق. گفتم یه جوری میگی انگار طلاقت دادم.

و واقعا هم همینی هست که گفتم تو کابوس من بودی زن شیطان بودی. و واقعا هم بد ذات بودن

نگاهش کردم. و ادامه دادم تو وجودته مثل لوسیفر.

عروس
۱۹
۳۴
نقاش واژه ها
نقاش واژه ها
لطفاً نوشته هام رو بخونید و نظر بدید که اگر اگر ایرادی اگر ایرادی داشته باشه زیباتر برای شما خوانندگان بنویسم ممنون میشم دمتون گرم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید