ویرگول
ورودثبت نام
سرعت‌ ایده واژه‌ها
سرعت‌ ایده واژه‌هاشب‌درازاست‌وقلندربیدار
سرعت‌ ایده واژه‌ها
سرعت‌ ایده واژه‌ها
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

مرگ من

من تو بازار رفتم حال خوب هوا برام خوب بود ولی گذشت سرم درد گرفت گفتم بیخیال گذشت

سرم دردش بیشتر شد ولی درد و سوزش شناور تو سرم بود

بعد همون حس تو صورتم احساس کردم ولی خیلی کم

بعد دوباره گذشت زمان... زبونم سنگین شد

ولی میتونستم حرف بزنم

اومدیم خونه ای سرد رو سرم ریختم حالم بهتر شد

و تموم شد ولی شبیه سکته بود برام آیا ممکنه این اتفاق الکی بیوفته دوباره شاید دفعه بعدش شدیدتر بدتر باشه شاید جلو مردم بیوفتم

امممممم چی بگم همین

و یک نصیحت کدیین نخورین پارسال خوردم

توهم شنیداری زدم تو سرم صدا می‌شنیدم

چشام ، ؟ خب معلومه رنگ ها رو واضح تشخیص نمی‌دادم چون سیاهی و زرد می‌دیدم

صورتم ؟ خب معلومه شیک و مجلسی ماهیچه ها می‌رقصیدن 😂😂😂😂 تکون میخورد 🥲🥺💔🪦

بعد وزنم رو نمی‌تونستم تحمل کنم

زبونم خب بی حال حرف میزدم

که آب سرد ریختم رو سرم نجات پیدا کردم

اتفاقی که افتاد برام تو بازار منو یاد کدیین انداخت که خوردم

حالا قبل بازار قرصی چیزی نخورده بودم

خب خواستم بگم منم رفتنی ممکنه باشم زود زود گفتم که اگه مردم توی پل صراط پامو نگیریم بندازین تو آتیش بگین چرا بی خبر رفتی 😂😂😂😂😂💔

خب دیگه دعا کنید اتفاق نیوفته چون خیلی زشته آدم جلو مردم بزنه تو سر خودش چون سرش درده 💔😂

دوستدار شما .. رفیق فاب عزراییل و بتمنی ( هلیا)

آب سرد
۱
۰
سرعت‌ ایده واژه‌ها
سرعت‌ ایده واژه‌ها
شب‌درازاست‌وقلندربیدار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید