اینروزا دچارم به :هِی مینویسمو هِی پاک میکنم...
شاید شما هم دچارش شده باشید ،یا در حالِ حاضر دچارش هستید.
مطالب زیاد ،دردها زیاد ،حرف ها زیاد ....
درباره ی هر کدومشون مینویسم ،اما به یکباره ،پاک میکنم ...
درونم گاهی نهیب میزند چرا اینو مینویسی؟چرا اینو میگی؟
و هِی پاک میکنم ....
مینویسمو مینویسمو مینویسم ....وسط نوشتن یادم میفته که ،حوصله ی جواب دادن به فلانی و فلانی و فلانی رو ندارم ...
هِی پاک میکنم....
کلافه میشوم و دوباره شروع میکنم به نوشتن ،و باز درونم میگوید :برای چه و برای که؟؟
هِی پاک میکنم....
وسوسه میشوم و نوشتن از سَر میگیرم و ندایی از درون میگوید :توانِ پاسخگویی داری در برابر آرایِ مخالف؟و ...
هِی پاک میکنم....
شاید هنوز زود است برای بیان یکسری حرفها و وقایع و...
شاید باید اول یاد بگیریم که یک شنونده ی خوب باشیم ،بعد بپردازیم به حرفها و مسائل....
شنونده ای که مطالب و حرفها را بشنود و درک کند و بفهمد....
نه شنونده ای که صرفاً می شِنوَد تا جواب برگرداند....
شِنوَندگانی با بصیرت ....