چهار گام برای عذرخواهی و بازسازی رابطه پس از اشتباه
زینب شاهدی Shahedi.zeynab@gmail.com
هرکسی در هر رابطهای ممکن است اشتباه کند. و اگر این رابطه، جزو روابط مهم زندگی باشد و طرف مقابل «مخاطب خاص»، این اشتباهات ممکن است پیامدهای ناگواری به دنبال داشته باشد و باعث پشیمانی و حسرت ما شود.
واقعیت این است که ما نمیتوانیم اشتباه نکنیم – هرقدر هم که حواسمان جمع باشد و اراده به خرج بدهیم، باز هم ما انسانیم و احتمال اینکه خواسته یا ناخواسته جایی حرفی بزنیم که نباید میزدیم یا کاری بکنیم که نباید میکردیم وجود دارد.
وقتی اشتباهی از ما سر میزند ممکن است به طرف مقابلمان آزار برساند. و این اتفاق میتواند رابطه ما را سست کند. بهخاطر همین است که باید معذرت خواستن را خوب بفهمیم و یاد بگیریم چطور عذرخواهی کنیم تا طرف مقابل بتواند ما را ببخشد و رابطهمان دوباره به وضعیت سفید برگردد.
شاید با خودتان فکر کنید شما که عذرخواهی را خوب بلدید و نیازی به این حرفها ندارید. اما احتمالا اشتباه میکنید. گامهایی که در ادامه میآید را بهیاد بسپرید و مطمئن باشید که روزی این مهارت حسابی به کارتان میآید و بهخاطر این مطلب از ما تشکر خواهید کرد!
گام نخست: اشتباه کردم!
بله. اشتباه کردید. اولین قدم این است که این موضوع را بپذیرید. اگر دنبال توجیه کارتان باشید و بخواهید برای رفتارتان دلیل و منطق بیاورید یا آن را گردن دیگران بیندازید، اصلا وارد گود عذرخواهی نمیشوید و طرف مقابل را آزردهتر از پیش بر جای میگذارید.
میدانم، بسیاری از اوقات اشتباهات ما در اصل دست خودمان نیست؛ بسیار پیش میآید که ما ناخواسته باعث آسیب دیدن یا ناراحتی دیگری میشویم و حتی گاهی روحمان هم خبر ندارد که کارمان موجب ناراحتی شده است. ولی به هر حال، این ما بودهایم که باعث ناراحتی شدهایم و بنابراین عذرخواهی باید از سوی ما باشد.
و البته خیلی از وقتها هم کاری را دانسته انجام میدهیم و مایه آزار دیگری میشویم؛ مانند زمانی که از روی خشم یا ناراحتی چیزی میگوییم یا کاری میکنیم که دل کسی را میشکند.
پذیرفتن اشتباه خود اولین و مهمترین گام برای شروع معذرتخواهی و رسیدن به بخشش است. این گام آنچنان قدرتمند است که گاهی بدون پیمودن گامهای بعدی، آنقدر دل طرف مقابل را نرم میکند که خودش بهتنهایی باعث بخشیده شدن میشود. اشتباهتان را بپذیرید: چه ارادی بوده باشد چه غیرارادی.
بگویید و تمرین کنید: «اشتباه کردم که صدامو بلند کردم،» «رفتارم باهات درست نبود،» «قبول دارم که نباید چنین حرفی میزدم،» یا «اشتباهی وسایلت رو جابهجا کردم و باعث شدم اسناد مهمت گم بشن.»
گام دوم: پشیمونم!
بعضیها هم هستند که میگویند اشتباه کردم، ولی دلم خواست و کار خوبی کردم!
اینکه بپذیرید اشتباه کردهاید، ولی در رفتارتان نشانی از تاسف و پشیمانی نباشد مشکلی را حل نمیکند. اگر واقعا باور دارید که اشتباه کردهاید، باید احساس پشیمانی هم پشت سرش بیاید. وگرنه عذرخواهی شما نمیتواند اصیل باشد، و طرف مقابلتان نمیتواند شما را ببخشد. چون در این صورت اصلا طلب بخشش نکردهاید که بخواهد این کار را بکند.
وقتی میخواهید پشیمانیتان را ابراز کنید، باید نشان بدهید که چقدر از کارتان احساس ناراحتی میکنید. بگذارید احساستان زبان باز کند و حرف بزند. اینجا زبان عذرخواهی زبان عواطف است: طرف مقابل شما میخواهد بداند که این مساله برایتان مهم بوده و باعث شده احساسات بدی در شما هم پدید بیاید – اگرچه شاید هنوز تصمیمش برای بخشیدن شما کامل نشده باشد.
بگویید و تمرین کنید: «خیلی احساس بدی دارم که سرت داد زدم،» «از کارم واقعا پشیمونم،» «اگه برگردم عقب به هیچ وجه چنین رفتاری نشون نمیدم،» «چقد بد شد که نتونستم خودمو کنترل کنم،» یا «از خودم خجالت میکشم که چنین حرفی زدم و باعث این همه ناراحتی شدم.»
گام سوم: جبران میکنم!
از اینجا به بعد کار سخت میشود! اگرچه حرفهایی که شما میزنید ممکن است بسیار اثربخش باشد، ولی کافی نیست. اگر به حرف زدن بود همه میتوانستند مدام اشتباه کنند و بعد با دو تا کلمه حرف قشنگ، اثرش را از بین ببرند. حداقل میدانیم که این حالت اگر بار اول و دوم جواب بدهد، از بار سوم به بعد حتی زیباترین حرفها هم اگر با جبران نباشد اثر خودش را از دست میدهد.
جبران کردن یعنی آثاری را که از اشتباه شما ناشی شده تا جایی که میتوانید از بین ببرید و اوضاع را به حالت قبل برگردانید. تنها در این صورت است که کار شما بخشیدنی جلوه میکند.
فرض کنید شما (دانسته یا نادانسته) زخمی در بدن کسی ایجاد کرده باشید. اینکه بپذیرید این زخم را ایجاد کردهاید و از کارتان ابراز پشیمانی کنید چیز خوبی است، اما اگر پس از آن طرف مقابل را با زخمش تنها بگذارید و دنبال کار خودتان بروید همه این حرفها باد هوا میشود.
باید بمانید و برای التیام زخمی که ایجاد کردهاید همه تلاشتان را بکنید. نکته: گاهی اشتباهات ما آثاری دارند که جبرانپذیر نیست و دست کم جای زخم برای ابد باقی میماند. بنابراین، همیشه باید مراقب رفتار و گفتارتان باشید، مخصوصا اگر رابطه برایتان مهم است.
مثال: وسایل همسرتان را بدون اجازه جابهجا کردهاید و باعث گم شدن یکی از مدارکش شدهاید. همراه او بگردید تا مدرکش را پیدا کنید. اگر نشد، مسئولیت گم شدن آن و اقدامات لازم برای صدور مجدد آن را گردن بگیرید و زحمتش را روی دوش خود او نیندازید.
گام چهارم: دیگه تکرار نمیشه!
کار از این هم سختتر میشود! وقتی اشتباهتان را پذیرفتید، از آن ابراز پشیمانی کردید و برای جبرانش هم دست به کار شدید، نوبت به این میرسد که ببینید آیا این رفتارتان تکرار میشود یا همین یک بار روی داده است.
وقتی رفتاری یکی دو بار یا حتی چند بار رخ میدهد و کسی که انجامش داده از آن پشیمان میشود و جبرانش هم میکند، بخشیدن او احتمالا کار سختی نیست.
ولی وقتی رفتاری تکرار میشود و بارها آسیب میرساند، حتی اگر هر بار فرد عذر بخواهد و برای جبرانش هرکاری بکند، دیگر این اقدامات تاثیرش را از دست میدهد؛ چون این تصور در ذهن ما شکل میگیرد که موضوع آنقدرها هم مهم نیست و این کار همیشگی طرف مقابل است که این رفتار ناراحتکننده را نشان بدهد.
این سختترین قسمت ماجرا است. اگر رفتار اشتباهی دارید که همیشه آن را تکرار میکنید و در رابطهتان مدام در حال عذرخواهی بابت آن هستید، لازم است بنشینید و فکری اساسی به حال خودتان بکنید. ببینید ریشه این رفتار کجاست و چطور باید آن را ریشهکن کنید.
اینجا صحبت از عادتها و شکستن آنها همراه با جایگزین کردن عادتهای خوب است. و این کار ممکن است زمان ببرد و به اراده شما نیاز داشته باشد. از خودتان بپرسید: آیا رابطه آنقدر برایتان مهم هست که برای جلوگیری از آسیب زدن به آن آستین بالا بزنید؟ اگر نه، اصلا چرا در این رابطه ماندهاید؟!
گام پنجم: ببخشید!
ببخشید را اغلب همان اول مسیر عذرخواهی و بلافاصله پس از اشتباه کردنمان بهکار میبریم. و وقتی میبینیم طرف مقابلمان نمیتواند ما را ببخشد، ناراحت هم میشویم! در صورتی که این خود ما هستیم که مسیر را از ته به سر در پیش گرفتهایم!. بخشیدن، آخرین مرحله است: یعنی وقتی ما اشتباهمان را پذیرفتهایم، احساس پشیمانیمان را بیان کردهایم، برای جبران اشتباهمان اقدام کردهایم و تصمیم گرفتهایم که دیگر آن را تکرار نکنیم.
تصور کنید اگر کسی که نسبت به شما رفتار بدی نشان داده بلافاصله به شما بگوید: «اشتباه کردم که این کارو نسبت به تو انجام دادم،» بعد برای جبران آن تلاش کند، و بعد از تکرار آن جلوگیری کند، و در نهایت بگوید: «ببخشید،» چقدر با حالتی که کسی نسبت به شما رفتار نادرستی نشان میدهد و بعد مدام میگوید «ببخشید» چه حس متفاوتی دارد.
در مورد اول، انگار بخشش خودبخود در وجودتان جاری میشود. در مورد دوم، شاید به زور بتوانید بگویید میبخشید، آن هم نه از ته دل.
بخشش به این سادگی رخ نمیدهد. اگر واقعا در پی اشتباهتان دنبال بخشش واقعی و اصیل هستید، باید بهخاطر اشتباهتان عذرخواهی واقعی و اصیل انجام بدهید.
خلوص نیت شما در معذرت خواستن، با گذر از این چهار گام خودش را نشان میدهد. بنابراین، اگر رابطه برایتان مهم است حتما عذرخواهی را به شیوه درست انجام بدهید تا مسائل حقیقتا حل شوند و کمترین آثار از آنها باقی بماند. به عبارت دیگر:
با عذرخواهی درست، بخشیدن را برای طرف مقابلتان آسان کنید.