نگار·۱ روز پیشبدرقه آقا کوچولوآقا کوچولوسلام کوچولوی من.امیدوارم الان که دیگه تو این دنیا نیستی، جات خوب باشه و آزاد باشی.امیدوارم بتونی پرواز کنی و بری به جاهایی که دوس…
مهدی محمدزاده·۴ روز پیشداستان «شیشه و یادگاریِ روی دست»آرش و فرید سالها همکار و دوست صمیمی بودند، تا اینکه فرید در یک پروژهی حساس، با پنهان کردن اطلاعات، باعث اخراج آرش و لطمهی مالی سنگین...
Soheil.united·۶ روز پیشفواید خیالی بخشش#بخششبخشش همه چیز است.زیستن در این دنیای پر رمز و راز،با انسان هایی که هرکدام به نحوی درگیر سختی و مشقت هستند با طرز فکرهای منحصر به فرد،با…
ناهید بابائی·۷ روز پیشفرصت دوبارههمیشه فکر می کردم هر کسی حق یه فرصت دوباره داره. فرصت دوباره برای هر اشتباهی. اما هیچ وقت به این فکر نکردم که ادما فقط یه اشتباه ندارن! اگه…
رهرو·۱۹ روز پیشبگیریم یا ببخشیم؛ چرخهای که از آن غافلیممهم برونریزی است؛ وگرنه «گنداب» میشود درونمان.
مهدی محمدزاده·۱ ماه پیشپلها با حرف ساخته نمیشوندامیر و سینا از دوران دبیرستان رفاقتشان را ساخته بودند؛ رفاقتی قدیمی و محکم، مثل پلی که سالها پا بر جا مانده باشد. یک روز، سینا اشتباهی...
زینب شاهدی·۱ ماه پیشببخشید و بیارامید، اما زیادهروی نکنید!برای اینکه ذهنتان درباره بخشش روشنتر شود، باید چند سوءتفاهمی را که درباره این پدیده وجود دارد در ذهنتان از بین ببرید.
مهدی محمدزاده·۲ ماه پیشداستان کولهپشتی ذغالهای گداختهمردی در سفری طولانی، کولهپشتی سنگینی بر دوش داشت.درون کوله، پر از زغالهای گداخته بود.هر زغال نامی داشت:«کینه از شریک قدیمی»،«خشم از پدر»،…