پشت پرده اتفاقات زندگی ما

دوست عزیزم، بابت برداشتن بزرگترین قدم برای خلق زندگی دلخواه، خودت را تحسین کن!

چراکه مرز خیلی از محدودیت‌ها در ذهنت شکسته شده است که توانسته‌ای از بدنه‌ی جامعه ای جدا شوی که معتقدند هیچ کنترلی بر شرایط زندگی‌شان ندارند. این جامعه شامل ۹۵٪ از افراد جهان‌اند و به دلیل همین باور نیز، محدودیت‌هایشان را پذیرفته‌اند و دست از تحقق خواسته‌های‌شان برداشته‌اند.

زیرا تغییر آنچه که می‌پذیری توسط خودت ایجاد شده، هزارها بار آسان‌تر و امکان‌پذیرتر از تغییر آنچه است که فکر می‌کنی نقشی در ایجادش نداشته‌ای!

ماجرای پشت پرده‌ی تک‌تک اتفاقات زندگی ما این است که:

ما آفریده شده‌ایم تا با فرکانس های‌مان هرآنچه می‌خواهیم را خلق کنیم و در امتداد این هدف، به جهانی هدایت شده ایم که ساز و کار آن، پاسخ به فرکانسهای ماست.

این جهان بی آنکه ذره‌ای از این ساز و کار عدول کند، یا به حال ما دل بسوزاند یا قصد کینه‌ورزی داشته باشد، دقیقاً همان فرکانس‌های دریافتی از طرف ما را به شکل تجربه و اتفاق وارد زندگی ما می‌کند.

این بیت از شعر مولانا، تمام این ساز و کار را به سادگی توضیح می‌دهد:

«این جهان کوه است و فعل ما ندا                             سوی ما آید نداها را صدا»

تمام نوشته‌های من بر این ساز و کار استوار است و سعی دارد  معیاری دقیق از این ساز و کار در دستت قرار دهد تا مثل غربال، در هر لحظه تک‌تک واکنش‌ها، اقدامات، انتظارها و نگرش‌هایت را اَلَک نمایی.

یعنی باورهای قدرتمند‌کننده‌ای که نتیجه‌ی آن‌ها، خلق خواسته‌ها و مهم‌تر از آن، کنترل زندگی در تمام جنبه‌هاست را  از افکار محدود‌کننده و شرک‌آلودی جدا نمایی که سال‌ها تو را  متقاعد کرده بود که، شرایط بیرونی زندگی تو را رقم زده است.

شرایطی مثل دلار، وضعیت اقتصادی، حاکمیت یک حزب خاص، جو جغرافیایی، خانواده‌ای که در آن متولد شده‌ای، نگرش‌های همسر، والدین، کارفرما و هر عامل دیگری به جز خودت و باورهایت.

دوست عزیزم، نکته‌ی بسیار مهم در روند تغییری که آغاز نموده ای، این است که:

هرگز نخواه و انتظار نداشته باش که یک شبه این ساز کار را تمام و کمال درک کنی و به کار ببندی و یک شبه، باورهای محدودکننده و شرک‌آلود ذهن -که نتیجه ورودی‌های نامناسب در طی سال‌ها بوده- را تبدیل به باورهای قدرتمند کننده و توحیدی نمایی.

درک این ساز و کار و اجرای آن در زندگی، یک فرایند تکاملی است و این عجله، فقط تو را ناامید و بی‌انگیزه می نماید و لذت بردن از مسیر را از تو می رباید و در نهایت تو را از مسیر خارج کرده و حتی ممکن است به شیوه قبلی‌ات باز گرداند.

اما انتظار تغییر اوضاع را از همین لحظه داشته باش. تغییری که اول به شکل احساس خوب و اطمینان قلبی و اعتماد به منطق این ساز و کار‌، که می توانی با تغییر باورهایت زندگی دل‌خواهت را بسازی، ظاهر می‌شود. سپس به اندازه‌ای که به زندگی به شیوه این ساز و کار متعهدتر می‌شوی و روی آن حساب می‌کنی و مثل وحی منزل اجرایش می‌کنی و  از حساب کردن روی هر عاملی بیرون از خودت دست برمی‌داری، این فرکانس‌های جدید، خالص و توحیدی، قدرت بیشتری می‌گیرد و کم کم به شکل استقلال مالی، عشق در روابط‌ات، سود در کسب و کارت، آرامش و اطمینان در قلبت و سلامتی در جسم و جانت ظاهر می‌شود و به اندازه‌ای که به ادامه این روند وفادار می‌مانی، هر بار نتایج دوباره بهتر و بهتر می‌شود.

فقط در این مسیر بمان! این تنها کار زندگی توست.

دوست عزیزم، در طی مسیر، گاهی با تضادها و شرایط نادلخواهی برخود می‌کنی که ممکن است نتوانی از عهده‌ی نجواهایی برآیی که، به شکل ترس‌ها و تردید‌ها مصمم شده‌اند تا تو را متقاعد سازند این شیوه جواب نمی‌دهد و با این ترفند، تو را مجبور کنند که زندگی قبلی و محدودیت‌هایش را به عنوان سرنوشتت بپذیری!

اینجا همان نقطه‌ای است که آدم‌های زیادی حریف این ترس‌های نشده و اهداف و رویاهای خود را نیمه‌کاره رها می‌کنند. اینجا نقطه‌ی جدایی  کسب و کارهای موفق از کسب و کارهای شکست‌خورده و نقطه‌ی جدایی آدم‌های موفق از شکست‌خورده است. زیرا نقطه‌ی جدایی امید از نا امیدی، ایمان از ترس، یقین از شک و توحید از شرک است.

به همین دلیل، باورهای نوپای تو، هر لحظه نیاز به تغذیه با آگاهی‌ها و ورودی‌های مناسب را دارند.

یعنی هر زمان احساس کردی از مسیر اصلی خارج شده‌ای، دوباره به این صحفه برگرد و با مرور این مطالب، همه چیز را به خودت یادآوری نما.