ویرگول
ورودثبت نام
زهره نایبی
زهره نایبیمن عاشق دنیایی‌ام که ذهن رو به پرواز درمی‌آره. «آغازی ابدی» اولین داستان علمی‌تخیلی منه. دوست دارم با شما داستان‌هایی خلق کنم که مرز واقعیت و خیال را به چالش بکشن و ذهنمون را درگیر کنن...
زهره نایبی
زهره نایبی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

یادداشتی به نام صبر

امروز در حال تماشای سریالی بودم که دو‌ صحنه‌ی متوالی آن مرا مجذوب کردند:

اولین صحنه:

دختری که روزها پیگیر پیله‌ای بود، بالاخره روز موعود فرا رسید و پیله شروع به باز شدن کرد. دخترک بی‌صبرانه منتظر باز شدن کامل پیله بود، اما هنوز پروانه کاملاً رها نشده بود.

بی‌صبری بر او غلبه کرد و با کاتری به‌آرامی به باز شدن کامل پیله کمک کرد و زودتر از موعد پروانه را رها کرد. پروانه‌ی زیبا چند لحظه پرواز کرد و بعد مرد.

صحنه بعدی:

همان دختر، در اتاق پزشک نشسته بود. مادرش نمی‌توانست باور کند:

«بچه‌ی من نابغه بود، دو پایه جهشی خواند!»

پزشک گفت:

«استرس تحصیلی طولانی مدت، توانایی پردازش مغزش را موقتا کاهش داده است.»

و درست در همین لحظه، من ناگهان به همه‌ی «پروانه‌هایی» فکر کردم که زودتر از موعد رها می‌شوند. به همه‌ی آن «آفرین‌های تلقینی» و «قول‌های محترمانه» که پیله را از بیرون می‌فشارند، بدون اینکه کسی بفهمد.

شاید قفل‌های آینه‌های «پیمان آینه» هم اگر یکجا باز شوند، لیا و نُوآ را به جای «رهایی» به «سقوط» ببرند.

پس بهتر نیست به این فکر کنیم که،

چند بار خودمان «کاتر» را برداشته‌ایم؟

یک «نمره» اینجا،

یک «مقایسه» آن‌جا،

یک «توقع» در گوشه‌ای دیگر.

و بعد تعجب کرده‌ایم که چرا پروانه‌ها زود می‌میرند.

شاید بزرگ‌ترین کمک ما به کودکان، نه فشار برای پرواز، که «ایجاد یک پیله‌ی امن» باشد؛ جایی که بتوانند به موقع خودشان از آن بیرون بزنند – نه زودتر، نه دیرتر.

باشد که یادمان باشد: گاهی «صبر» بزرگ‌ترین هدیه است – هم برای پروانه، هم برای پیله.

روانشناسی کودکپروانهصبررشدمسیر رشد
۲۲
۶
زهره نایبی
زهره نایبی
من عاشق دنیایی‌ام که ذهن رو به پرواز درمی‌آره. «آغازی ابدی» اولین داستان علمی‌تخیلی منه. دوست دارم با شما داستان‌هایی خلق کنم که مرز واقعیت و خیال را به چالش بکشن و ذهنمون را درگیر کنن...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید