Del_noori·۳ روز پیشسخت مثلِ دختر بودن! (مرگِ پروانگی)سرزنده نه،ما دخترانی خسته بودیمآزاده نه ،در پیله هایی بسته بودیمرویایمان ،آزادی از چنگالِ غم بودبیزارِ از،پستی و قعرِ دره بودیمآنقدر اَنگِ…
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر·۵ روز پیشخیالات امیرعلی قسمت دوم((خیال پروانه))پروانه دختر دایی امیر علیه((۶ حق من بود ،ولی ... ))خاطراتش با پروانه دوباره جان گرفته بود. یادشان میآمد آن روزهایی که امیرع…
zyo·۱۰ روز پیشپروانهیک روز برمی گردمیک روز؛بعد از تمام شدن همه مانوهمه چیز،برمی گردم درجلد یک پروانه،پرواز کنان و با بال های زیبا،تورابه هرشکلی که هستی پیدا می…
Del_noori·۱۳ روز پیشپروانه ای که از بیرون پیله میترسید !همیشه تنها مینشست …هیچوقت واسه انجام کاری ذوق و شوق نشون نمیداد…مدل موهاش جوری بود که حس میکردم به زور از زیر موهاش میتونه بقیه رو ببینه ،ب…
مسافر لحظه ها·۱۶ روز پیشجاذبه شمعهوا انقدر تاریک بود که چشمان باز و بسته تفاوتی ایجاد نمی کرد اما چاره ای جز بال زدن نداشتم. با نور امید حرکت می کردم. نوری که کم کم به خامو…
سمر·۱۸ روز پیشبالهای پروانهکنار بسترش نشسته بودم. میخواستم هر کمکی که بشود و ساخته باشد دریغ نورزم. دستمال نم را روی لبهای خشک شدهاش کشیدم. صورتش را با آب تر کردم.…
کایرن·۴ ماه پیشپروانه و شمعداستان عشق پروانه به نوری که تمام زندگی اش به دنبال آن گشته است فارغ از عشق های فراوانی که وجود دارد(: امیدوارم لذت برده باشید♥️
غزل خیرخواه·۴ ماه پیشهنر به چه درد میخوره؟این قسمت:زیستن با صدای بلند اما عمیق و بی کلاماگه یه بشقاب بودی، چه شکلی میشدی؟