ویرگول
ورودثبت نام
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoeiهیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

نوشته‌هام سقوط کردن!!

من می‌بینم که نوشته هام نسبت به قبل چقدر افت کردن، دلیلش هم واضحه، یک مغز آشفته و ذهنی که نمی‌تونه جملات رو سرهم بندی کنه چون در یک زمان به ده‌ها موضوع مختلف فکر می‌کنه، ناراحت کننده اس برای من، به همین خاطر بود که ۲ سال تمام چیز زیادی ننوشتم چون همش منتظر روزی بودم که دوباره مثل سابق بشم، مثل سابق یعنی نوشته‌هایی منسجم، طولانی، بدون غلط املایی با درک و فهم آسان، برای اینکار من هر مطبی که پست می‌کردم رو چندین روز روش وقت می‌ذاشتم بارها حذف و اضافه می‌کردم و مطلب رو از اول تا آخر چندین مرتبه می‌خوندم تا مطمئن بشم همه چیز سرجای خودش قرار گرفته ولی امروز اگر بخوام روی هر مطلبی اینقدر وقت بذارم تمام وقت زندگیمم کم میاد و مغزم فراری میشه از انجام کار، برای همین با خودم گفتم به درک زهره، بنویس فقط بنویس مهم نیست چقدر بد باشه تو که نویسنده نیستی این هم کتاب نیست امروز بنویس و ۱۰ سال بعد برگرد اصلاحش کن چه اهمیتی داره؟ بذار فقط ذهنت خالی بشه حتی می‌تونی همین فردا دیلیت اکانت بزنی و هیچ اثری از خودت باقی نذاری به همین سادگی تو مجبور نیستی هیچ کاری رو به بهترین شکل انجام بدی چیزی به کسی بدهکار نیستی تو چیزی به این دنیا بدهکار نیستی زهره اگر کسی بتونه تورو بفهمه مطمئن باش از لا به لای همین دست نوشته‌های آشفته هم می‌تونن پیدات کنن، می‌تونن درکت کنن می‌تونن تورو بشناسن نیازی نیست حتما بهترین و عالی ترین نوشته زندگیت باشه که بخوای منتشر کنی

نمی‌تونم بیشتر از این با مغزم بجنگم... نمی‌تونم خودم رو مخفی کنم وقتی همیشه آرزو داشتم یک روز بالاخره یکی منو ببینه فکر میکردم علی منو می‌بینه همه ما بازتاب خودمون رو در دستاوردهامون می‌بینیم در خونواده ای که می‌سازیم، در مدرک دانشگاهی که می‌گیریم، در شغلی که بدست میاریم، من خودم رو در نوشته‌هام می‌بینم، من خودم رو در خواننده‌های نوشته‌هام پیدا می‌کنم، هیچ نوشته ای ارزش نداره مگر تا زمانی که خواننده ای داشته باشه، کسانی که نوشته‌های من رو می‌خونن در واقع به من هویت میدن، به کار من ارزش میدن با اینکه به خودم قول دادم که درگیر لایک و کامنت نشم، درگیر این دوپامین های زودگذر نشم حتی یک کامنت رو هم نمی‌خونم چون دلم نمی‌خواد کامنت مثبت یا منفی کسی روی من تاثیر بذاره ترجیح میدم اول کارم رو بکنم و سپس برگردم کامنت ها رو بخونم اما باز هم نمی‌تونم این حقیقت رو انکار کنم که چقدر برام لذت بخش هست وقتی می‌بینم کسانی هستن که برای من و نوشته های من وقت بذارن توی دنیایی که امروز مردم کمتر مشتاق خوندن مطلبی هستن و ترجیح میدن کلیپ‌های تیک تاکی و اینستاگرامی ببینن این برای من مثل یک بهشت مطلق میمونه

تاریخ: ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

کلمات رد جمله بندی کنه

مدرک دانشگاهیدلنوشتهزندگینامه
۷
۲
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
زهره ترقوئی | Zohreh Targhoei
هیچ مطلبی بی‌هدف نوشته نشده، با خوندن هر مقاله به اعماق ذهن و مغز من سفر می‌کنی و در مسیر شکافت و بررسی احساسات و دغدغه‌هام سهیم می‌شی پس با دقت بخون!!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید