داوری هدایتگر؛ رویکردی برای مدیریت فعال فرآیند حل اختلاف

در برخی از نظام‌های داوری، تصور غالب آن است که داور باید صرفاً در مقام شنونده‌ای بی‌طرف باقی بماند و نقش او به دریافت لوایح و استماع اظهارات طرفین محدود شود. این برداشت، هرچند با اصل بی‌طرفی داور سازگار تلقی می‌شود، اما در عمل گاه به فرآیندهایی طولانی، پراکنده و فاقد انسجام تحلیلی منتهی می‌گردد؛ به‌ویژه در اختلافاتی که دارای ابعاد فنی، مالی و قراردادی پیچیده هستند.در چنین شرایطی، یکی از چالش‌های مهم داوری، فقدان مدیریت مؤثر بر جریان رسیدگی است. تبادل گسترده لوایح، ارائه ادله بدون چارچوب مشخص و نبود تمرکز بر مسائل اصلی اختلاف، می‌تواند فرآیند داوری را از هدف اصلی خود ـ یعنی حل‌وفصل سریع، تخصصی و کارآمد اختلاف ـ دور سازد.

برای پاسخ به این چالش، در ادبیات نوین داوری رویکردی با نام و ساختار «داوری هدایتگر» را ارائه کرده ام. در این رویکرد، داور ضمن حفظ کامل بی‌طرفی و استقلال، نقش فعال‌تری در سازماندهی فرآیند رسیدگی ایفا می‌کند. این نقش فعال به معنای جانبداری از طرفین نیست بلکه به معنای مدیریت ساختارمند رسیدگی، تمرکز بر مسائل اصلی اختلاف، هدایت ارائه ادله و جلوگیری از انحراف فرآیند از موضوعات اساسی است.

داوری هدایتگر بر این فرض استوار است که کارآمدی داوری تنها در صدور رأی خلاصه نمی‌شود، بلکه به کیفیت مدیریت فرآیند رسیدگی نیز وابسته است. زمانی که داور بتواند مسیر رسیدگی را به‌صورت منظم، هدفمند و مسئله‌محور هدایت کند، اختلاف از حالت پراکنده و فرسایشی خارج شده و امکان دستیابی به تصمیمی روشن، مستدل و قابل اجرا افزایش می‌یابد. از این منظر، داوری صرفاً جایگزینی برای دادگاه نیست، بلکه سازوکاری تخصصی برای مدیریت و حل اختلاف است؛ سازوکاری که کارآمدی آن تا حد زیادی به نحوه اداره فرآیند رسیدگی و تمرکز بر مسائل واقعی اختلاف وابسته است.