من علی ام ، معماری خواندم ، زندگی عجیب و غریبی داشتم ، مثل همه گاهی تلخ گاهی شیرین و مثل همه کلی ویژگی های خاص و عام دارم
روش عبادت خداوند

راستش یه مدتی هست یه سوال عجیبی ذهنم رو مشغول کرده ، اونم روش عبادت هست ، البته توی این تاریخی که دارم مینویسم یعنی 30 دی ماه 1404 ، شاید روزی برسه انقدر برام عجیب نباشه و همه چیز درست شده باشه!
اکثریتمون باور داریم یک خدایی خالق تمام هستی و البته ما هست و بنا به رسم گذشتگان و کتابهایی که باور داریم از طرف همون خالق هست ، باید اون رو عبادت کنیم ، اصلا کاری به سیاست و مذهب سیاسی ندارم ، همیشه باور داشتم حساب خدا از بنده هایی که به اسم اون میخوان منفعتی داشته باشن جداست ، اما یک مدتی هست این چالش وارد مغزم شده که واقعا روش عبادت چطوریه؟!
هرکس با هر باوری که بهش تزریق شده ، روش خودش رو صحیح میدونه ، میگم تزریق شده چون خیلی از ماها واقعا ذاتا خدا رو نشناختیم و انقدر برامون تکرار کردن ، بیشتر به انجام یک سری کارهای عرفانی شرطی شدیم ، اما خب منم مثل بقیه هستم ، قطعا اولین چیزی که به ذهنم میرسه نماز هست ، نمازی که اسلام بهم یاد داده.
نه اینکه فکر کنید کافر شدما ، نه ! ولی این چند سال مخصوصا این چند ماه یا حتی چند هفته اخیر انقدر کارهای اشتباه و اشتباه و اشتباه از بزرگان اسلام دیدم که به دلم شک افتاد که حتی این مدل عبادت هم درست باشه ... راستش بنظرم باید خدا رو پرستید ، باید اون رو ستایش و عبادت کرد ، میدونم روشش مهم نیست ، میدونم شاید همین که به آسمان نگاه کنیم چون باور داریم از بالا بهمون نگاه میکنه و باهاش حرف بزنیم هم شاید خودش عبادت باشه ، اما من چالشم یک عبادت رسمی تره ، یه عبادت رسمی مثل نماز!
خدا نگذره از کسانی که دل ما رو خالی کردن ، مغزمون رو فاسد کردن ، گمراهمون کردن ... حتما توی همه ی ادیان همچین آدمهایی هستن نه فقط اسلام ، کسانی که به اسم دین های دیگه هم دزدی و قتل و کارهای بدی انجام میدن ، اما همه کاسه کوزه ها نباید سر خدا شکسته بشه ، شما که غریبه نیستید ، حتی گاهی خدا رو مقصر میدونم...
هر سالی که میگذره احساس میکنم داریم از خدا دورتر میشیم ، بهتره بگم دارن دورترمون میکنن ، این روزها هر سریال و فیلم و نوشته ای که میبینم داره از ظلم و بی عدالتی گذشتگان میگه ، دلم نمیسوزه ، اصلا برام مهم نیست فلان قرن بر سر فلان شخص یا اشخاص چه اومده ، چون الان خودمون زیر بار فشارهای روحی و مادی که هم به جسممون هم به روحمون آسیب زده داریم له میشیم.
جامعه افسرده ای رو میبینم که خودم هم عضوی از اون هستم ، جامعه ای شاید عبادت داخلش فراموش شده ... راستش رو بخواید امروز نماز خواندم بعد از مدتها ، ولی خجالت کشیدم ، یواشکی خواندم ، میدونید چرا؟
چون احساس کردم اگر یکی ببینه دارم نماز میخوانم دیگه تشویقم نمیکنه ، میگه واس ریا هست ، حتی مسخرم کنن ... خدا نگذره ازشون که عبادت خالق رو هم برامون سخت کردن ، گاهی میگم کاش هیچوقت با خدا آشنا نمیشدم ، کاش هیچوقت نمی فهمیدم که نمازی هست ، اینطوری حتی نمیدونستم حساب و کتاب و آخرتی هم هست ، خوبیش این بود دیگه اگر ازم میپرسیدن چرا نماز نخواندی ، میگفتم نماز دیگه چیه؟!
کاش توی اسلام عبادت خدا این مدلی نبود ، 2 رکعت صبح ، 4 رکعت ظهر ، 4 رکعت عصر ، 3 رکعت مغرب و 4 رکعت عشاء ... کاش اینطوری بود صدای قلبمون ، باورمون ، اعتقادمون به وجود خالق میشد عبادت مخلوق ... کاش هیچوقت دین و خدا و مذهب و باورهای آدمها قاطی سیاست نمیشد ...
نمیدونم بازم نماز بخوانم یا نه ، ولی خدایا اگر توام این متن رو میخوانی ، بدون اگر یوقت نخواندم ، بیشعور نیستم ، از ته قلبم بهت باور دارم ، باهات حرف میزنم ، ازت گلایه میکنم باهات دعوا میکنم ، باهات میخندم و گریه میکنم اما بنده هات به اسم تو ، خیلی کارهای بدی میکنن ، کارهایی که باعث شدن توی این دوره زمونه اگر نماز بخوانی بهت نگاه خوبی نداشته باشن ...
شاید بقیه بنده هات هم مثل من فکر کنن ، فقط ندونستن چطوری بهت بگن که روش عبادت خودشونو دارن ، تو از قلب ماها خبر داری ، خودت توی لیست ، تیک سبز عبادت ما رو بزن.
مطلبی دیگر در همین موضوع
دل می شکند،قُرب حاصل می شود!
مطلبی دیگر در همین موضوع
ازدواج ساده
بر اساس علایق شما
صنم