با آحاد مختلف مردم و هنرمندان ، بواسطه کار خود ارتباط داشته ام و وظایف گوناگون اجرایی دولت را می شناسم.
ناز
بیخودم و مست هو ، در طلب کوی او
پاک برفت عقل و هوش با وزش بوی او
بیخبران عیش و نوش، با خبران در سما
جهد و تمنا مراست ، ناز بود سوی او
پیش بیا ای سنم ، با دل ما ساز باش
بوسه زنم بر نسیم چون بوزد روی او
جمله به پایان برد یک نگهش رنگ و بو
اه برم شور و شوق در خط ابروی او
ناز کند می خرم ، هر چه دهد می برم
بال زنم چون پره در شرر هوی او
گر نگهش بر منست رد و نشانی کجاست
شعله زدم سوختم در تب پهلوی او
جمله جهان جان دهد با دو سه خط باده اش
بین چه شود جام جان پر شود از سوی او
مطلبی دیگر از این انتشارات
خیال
مطلبی دیگر از این انتشارات
شوریدن
مطلبی دیگر از این انتشارات
دعوت