انسان در برابر هوش مصنوعی شبکه های اجتماعی

هوش مصنوعی در برابر انسان
هوش مصنوعی در برابر انسان


پیشرفت روزافزون هوش مصنوعی در جهان هم زمان که نوید بخش زندگی بهتر است، ترس هایی را نیز با خود به همراه دارد. ترس از اینکه هوش مصنوعی با انسان و دنیایش همان کاری را بکند، که انسان با موجودات دیگر و محیط زیستشان کرد. انسان به پشتوانه هوش بالایش بر موجدات دیگر غالب شد. بعضی هایشان را برده خود کرد، بعضی را منقرض کرد، بعضی را به بند کشید و بعضی را شکار کرد. همه این ها نتیجه هوش بالاتر انسان نسبت به سایر موجودات بود. درباره حسن و قبح همه این ها صحبتی نمی کنم اما انسان ها اصلا دوست ندارند هوشی بالا تر از خودشان چنین کاری را سرشان بیارود.

در سال 1997 رایانه دیپ بلوی دانشگاه MIT برابر گری کاسپاروف قهرمان وقت شطرنج جهان و دومین شطرنج باز برتر تاریخ به پیروزی رسید. این، اولین شکست انسان از هوش مصنوعی بود.

انسان ها می ترسند از اینکه روزی هوش مصنوعی همه مان را شکست دهد. اما آن روز چه زمانی فرا خواهد رسید؟ پنج سال دیگر؟ ده سال؟ بیست سال؟ یا پنجاه سال دیگر؟ هیچکدام! آن روز فرا رسیده است. آن روز همین امروز است. امروز و امروزه. روزانه میلیون ها انسان در شبکه های اجتماعی در برابر هوش مصنوعی ضربه فنی می شوند.

هوش مصنوعی شبکه های اجتماعی چه کار می کند؟

یکی از بدیهیات زمان این است که قرار نیست ما هیچ کالا و خدماتی را رایگان دریافت کنیم. اما بسیاری از اپلیکیشن های موجودات در اپ استور ها رایگان عرضه می شوند. پس کمپانی های سازنده چطور کسب درآمد می کنند؟

بعضی از اپ ها تنها بخشی از خدمات خود را رایگان عرضه می کنند تا مخاطبین زیادی جذب کنند و بعد برای خدمات ویژه تر به آن ها اشتراک می فروشند.

بعضی اپ ها هم گاه و بی گاه به شما تبلیغات اعصاب خردکن نشان می دهند و اینطور درآمد کسب می کنند.

در بسیار از شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، خبری از فروش اشتراک و تبلیغات روی مخ مانند فیلتر شکن ها نیست.آن ها شیوه بهتری برای تبلیغات دارند. هوش مصنوعی اینجاست که وارد عمل می شود.

هوش مصنوعی چه می کند؟ اول از همه جمع آوری اطلاعات و آنالیز شما. اطلاعاتی از جمله علایقتان، چیز های که از آن نفرت دارید، تیپ شخصیتی شما اعم از برونگرایی یا درونگرایی، منطقی یا احساسی، قضاوتی یا ادراکی و... عقاید و تفکراتتان، نیازهایتان و بسیاری اطلاعات مهم دیگر. درواقع ما با هوشی طرف هستیم که ما را به خوبی می شناسد. حتی بهتر از خودمان. یکی از روش های کسب درآمد شبکه های اجتماعی فروش همین اطلاعات به دولت ها یا سرمایه دارانی است که به آن نیاز دارند. آن ها از این اطلاعات برای کنترل کردن و هدایت انسان ها به سمتی که می خواهند استفاده می کنند.

شبکه های اجتماعی هم تبلیغات دارند، اما نه مثل تبیلغات فیلتر شکن ها روی مخ و اعصاب خردکن. بلکه خیلی نرم و لا به لای پست و استوری های مورد علاقه تان. هوش مصنوعی به کمک اطلاعتی که از شما دارد، مناسب ترین تبلیغ را به شما نشان می دهد، شاید تا به حال این را تجربه کرده باشید که به کالایی نیاز پیدا کرده اید و تصمیم گرفتید که آن بخرید و دقیقا همان روز تبلیغ آن کالا را در شبکه های اجتماعی مشاهده کرده باشید. یا مثلا به این فکر کرده اید که زبان انگلیسی یاد بگیرید و همان روز تبلیغ موسسه یا نرم افزار آموزش زبان را در یوتیوب دیده اید. چنین چیزی دیگر تبلیغ نیست، فرا تبلیغ است. هوش مصنوعی علم غیب نمی داند، بلکه با ثبت و آنالیز رفتارتان در شبکه های اجتماعی به چنین شناختی از شما می رسد. می توانید خودتان تجربه کنید، در یوتیوب سرچ کنید "آموزش زبان انگلیسی" یا "چگونه اقامت کانادا بگیریم؟" و به چند کانال سر بزنید. احتمالا تا پایان همان روز یا روز بعد تبلیغ موسسات یا نرم افزار های آموزش زبان یا موسسات اخذ اقامت را خواهید دید.

البته که تبلیغات شبکه های اجتماعی فقط کالا و خدمات نیستند. گاهی آن ها تفکر یا عقیده ای خاص را تبلیغ می کنند. تفکری که دولت ها و سرمایه داران می خواهند شما داشته باشید. تفاوت این نوع تبلیغ با نمونه عادی آن در این است که ناخودآگاه است، یعنی شما به سختی می تواند تشخیص دهید مورد که این پست یا استوری تبلیغ است یا خیر. با شناختی که هوش مصنوعی از شما دارد، تبلیغات به موثر ترین شیوه برای شما نمایش داده خواهند شد.

درواقع از آنچه که تا به الآن فهمیدیم می شود نتیجه گرفت که برای شرکت های سازنده شبکه های اجتماعی، اطلاعات و تبیلغاتِ بیشتر، مساوی است با سود بیشتر. هر چه شما وقت بیشتری را در شبکه های اجتماعی بگذرانید اطلاعات بیشتری را به هوش مصنوعی می دهید و تبلیغات بیشتری را می بینید. پس اصلی ترین تلاش شبکه های اجتماعی این است که شما وقت بیشتری را صرف آن ها کنید. ما برای استفاده از شبکه های اجتماعی پولی پرداخت نمی کنیم، بلکه این خود ماهستم که فروخته می شود. توجه ما، وقت ما و تفکر ما. مثال ما مثال همان ماهی است که غذای سر قلاب را رایگان دریافت می کند. هیچ صیادی از فروش کرم به ماهی ها کسب درآمد نمی کند.

اینجاست که انسان از هوش مصنوعی شکست می خورد.

ساختار شبکه های اجتماعی(که هوش مصنوعی بخشی از آن است) طوری شکل گرفته است که تا جای ممکن وقت بیشتری را از شما بگیرد. ساختاری که بر پایه اصول روانشناسی بنا شده است.

در آینده و در نوشته ای دیگر مفصلا درباره این اصول صحبت خواهیم کرد.


چه باید کرد؟

سوال اساسی اینجاست که چه باید کرد؟ آیا باید شبکه های اجتماعی را حذف کرد؟ آیا راهی برای استفاده بهتر وجود ندارد؟

برای حل این معضل اجتماعی تمام راهکار های ما در دو دسته تقسیم می شوند؟

1. تغییر در رژیم مصرف رسانه ای خودمان

2. تغییر در ساختار شبکه های اجتماعی


تغییر در رژیم مصرف رسانه ای خودمان

به تجربه من هیچ راه کار عملی و کاملا موثری برای استفاده بی ضرر ما از شبکه های اجتماعی وجود ندارد. واقع بینانه بنگرید و اگر دلیل محکمی برای حضور در شبکه های اجتماعی ندارید، حساب های کاربری خود را حذف کنید. اما اگر مجبور به استفاده هستید، راهکار هایی برای بهتر استفاده کردن وجود دارد. در ادامه آن ها را که می دانم می گویم، اما این راهکار ها در نهایت شبیه، مصرف سیگار با فیلتر است.

  • می توانید از اپ های مدیریت زمان صفحه نمایش استفاده کنید. یکی از بهترین های این برنامه ها اپلیکیشن your hour هست. می تواند آن از گوگل پلی دانلود کنید.
  • سعی کنید همیشه محتوایی را ببینید که خودتان انتخاب کردید، نه محتوایی که هوش مصنوعی برایتان نمایش می دهد. (سعی کنید اصلا وارد قسمت اکسپلور نشوید)
  • بجای اینکه در بازه های زمانی کوتاه و متعدد در طول روز به شبکه های اجتماعی سر بزنید، در یک یا حداکثر دو بازه زمانی بلند تر و از قبل مشخص شده از شبکه های اجتماعی استفاده کنید. اصلا نگران نباشید هیچ چیز را از دست نخواهید داد.
  • حداقل یک ساعت قبل از خواب و یک ساعت بعد از خواب از شبکه های اجتماعی و حتی گوشی استفاده نکنید، این رفتار به طور معجزه آسایی کیفیت زندگیتان(اعم از خواب و بیداریتان) را بهبود می بخشد.

تغییر در ساختار شبکه های اجتماعی

هیچ کس نمی تواند منکر مزایای شبکه های اجتماعی شود. همانطور که نمی توان مضراتش را انکار کرد. منطقی این است که سعی کنیم مضراتش را کمتر کنیم نه اینکه نابودش کنیم. باید ساختار شبکه های اجتماعی اصلاح شود به طوری که برای مصرف کننده ضرر نداشته باشد و سازنده هم درآمدش را داشته باشد. این به یک مطالبه گری همگانی در سطح جهان نیاز دارد. حیات شبکه های اجتماعی وابسته به کاربرانشان است. اگر تعداد زیادی از کاربران چیزی را از کمپانی بخواهند، مجبور است که خواسته شان را براورده سازد. لازمه شکل گرفتن این مطالبه همگانی قبل از همه آگاهی است. باید نسبت به سود و ضرر شبکه های اجتماعی آگاه شویم. باید بیشتر درباره اش حرف بزنیم. سود و ضرری که به اختیار و طرز استفاده ما ربطی ندارند، بلکه در ذات شبکه های اجتماعی اند.

موج آگاهی همگانی شروع شده است.توسط افرادی که از دل سازندگان شبکه های اجتماعی بیرون آمده اند و دغدغه اصلاح دارند. افرادی چون Tristan Harris ، Justin Rosenstein ، Jaron Lanier ، Roger McNamee ،Shoshana Zuboff و ... که در سال های گذاشته کتاب و مقاله نوشتند، سخنرانی کردند، در گفتوگوهای متعدد شرکت کردند و در مستند تاثیر گذار The Social Dilemma حضور داشتند. این افراد بخصوص Tristan Harris جلوداران آگاهی اجتماعی اند. فکر می کنم بهترین رفرنس برای این موضوع نوشته ها و گفته های این افراد باشد.

کاری که ما می توانیم انجام دهیم آگاه شدن و آگاهی بخشی است.


برای آگاهی بیشتر: