نویسنده نیستم، فقط ذهنمو خالی میکنم.
دژبان | بخش هشتم: چرا آدما وقتی یکی هست، فکر نمیکنن؟

امروز سر شیفتم، فعلاً نشستم رو صندلی تا ببینم چی میشه. تا الان رفتوآمد خاصی نبوده، فقط چهار نفر. احتمالاً امروز از اون روزهای خلوته.
همین الان یه نفر اومد و با یه تلاش ضعیف نتونست در رو باز کنه و از من خواست این کار رو براش انجام بدم؛ در صورتی که نه در قفل بود، نه فشار زیادی لازم داشت.
پس چرا از من خواست این کار رو بکنم؟
جواب سادهست؛ آدما وقتی موقعیت رو مناسب ببینن، دیگه هیچ تلاشی نمیکنن. فرقی هم نداره جسمی باشه یا ذهنی. واقعاً چرا؟
من چه زمانی که سر کار میرفتم، چه حالا که سربازم، افراد زیادی رو دیدم که سادهترین موضوعات رو متوجه نمیشن و سادهترین کارها رو نمیتونن انجام بدن.
آیا دلیلش اینه که وقتی یه شخص مسئول رو تو اون موقعیت میبینن، به این وضع دچار میشن؟ یا واقعاً خنگ و بیدستوپان؟
یعنی حضور یه نفر دوم باعث میشه به خودت این اجازه رو بدی که آیکیوت رو در حد پلانکتون بیاری پایین؟ این بار میشه سومین باره که میپرسم؛ واقعاً چرا؟
چرا آدما وقتی وارد یه فروشگاه میشن، به یه اداره یا بانک مراجعه میکنن یا حتی میرن شهربازی، ارتباط مغزشون با بدنشون قطع میشه؟
طوری رفتار میکنن که خودت از خودت میپرسی این آدم واقعاً چطوری تونسته تا همینجا هم دووم بیاره و زندگی کنه؟
وقتی جلوی استند خودکارها وایمیستن و میپرسن «خودکاراتون کجاست؟» و نمیتونن پیدا کنن،
وقتی سه بار توضیح میدی برای رفتن به فلان بخش فروشگاه باید انتهای راه رو به سمت چپ برن ولی میرن راست،
با خودت فکر میکنی تو کله این آدما بهجای مغز چی کار گذاشتن.
این موضوع فقط مربوط به یه قشر خاص یا تعداد محدودی از آدما نیست؛ این مشکل رو میتونی تو اکثر افراد، با هر سطح تحصیلات و موقعیت اجتماعی ببینی.
در حدی که ممکنه با یه نفر که ادعای تخصص در دیجیتال مارکتینگ و برنامهنویسی داره و مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه کشور گرفته، ساعتها دربارهٔ سئو و نحوهٔ کارکردش صحبت کنی،
آخرش بیاد ازت بپرسه: «نرمافزار سئو تو کدوم درایو نصبه که اجراش کنم؟»
به نظر من فقط دو دلیل برای همهٔ این آدما وجود داره:
1- این افراد واقعاً خنگن
2- برای کم کردن بار مسئولیت خودشون، حتی در حد پیدا کردن یه خودکار، این کار رو میکنن تا مسئولیتش رو بندازن گردن یکی دیگه
من شخصاً امیدوارم مورد اول درست باشه،
چون مورد دوم باعث میشه از وجود این همه پلانکتون تو سطح جامعه واقعاً نگران بشم.
«دژبان»
(۱۴۰۵/۰۳/۱۷)
مطلبی دیگر از این انتشارات
«بخش چهارم: نوشتن در گرما»
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی مغز تعطیل میکنه
مطلبی دیگر از این انتشارات
دژبان | بخش پنجم: هوش مصنوعی دستیار یا...