نویسنده نیستم، فقط ذهنمو خالی میکنم.
دژبان | بخش پنجم: هوش مصنوعی دستیار یا...

یهجوری کاغذ رو میذارم جلوم و خودکار دست میگیرم که هرکی ببینه فکر میکنه با چه نویسندهٔ فرهیخته و کاربلدی آشنا شده. نمیدونه که کلاً دارم بداهه و رندوم مینویسم و قبلِ آپلود هم میدم هوش مصنوعی تا اشکالاتش رو برطرف کنه.
ایول، موضوع رندوم امروز پیدا شد؛ هوش مصنوعی.
کاری به این ندارم که آیا هوش مصنوعی خطرناکه یا نه، یا اینکه در آینده همهٔ مشاغل رو از دست انسانها در میاره یا نه. بحث من اینه که چرا همهچی ما شده هوش مصنوعی.
میخوایم دربارهٔ یه چیزی تحقیق کنیم، عکس ادیت کنیم، ویدیو بسازیم، حتی سرچهای ساده و روزمره… همهچی شده هوش مصنوعی.
حرفم اینه، پس هوش ما چی میشه؟ قدرت ذهن و خلاقیت ما چی؟
چرا هوش مصنوعی با این سرعت کنترل کارهای ما رو به دست گرفته؟ خلاقیت چی شد؟ سازندگی؟ چرا همهچی شده چند خط دستور به یه ماشین تا برامون کار انجام بده؟ به نظر شما این خطرناکتر نیست؟
انسانی که خلق میکرد، کاشف بود، دنبال اختراع بود، حالا لم میده رو صندلی و راه میانبُر رو انتخاب میکنه.
آیا هوش مصنوعی نباید نقش یه دستیار رو بازی میکرد؟ مثلاً همین تصحیح متن از نظر اشتباه تایپی، نه اینکه کل متن رو خودش بنویسه.
همهچی شده دادهٔ کامپیوتری.
احساسات، منطق و درک انسانی جاشون کجاست؟ چه اتفاقی براشون میافته؟
واقعاً میشه به یه آهنگ، فیلم، شعر یا نقاشی که هیچ انسانی در خلقش دخالت نداشته نگاه کرد و لذت برد؟
به نظر من نمیشه. چون کامپیوتر هرچقدر هم تلاش کنه، اون انرژیای که باید از یه انسان به اثر منتقل بشه رو نمیتونه منتقل کنه. اون اثر نهایتاً یه تابلو، یه فیلم یا یه موسیقی ساده میمونه و تبدیل به شاهکار یا اثر هنری ماندگار نمیشه.
اگه این متن رو تا آخر خوندید، لطفاً نظر خودتون رو با من به اشتراک بذارید.
«دژبان»
(۱۴۰۵/۰۳/۱۵)
مطلبی دیگر از این انتشارات
دژبان!!!
مطلبی دیگر از این انتشارات
دژبان | بخش هفتم: دربارهٔ خیانت و میانبرها
مطلبی دیگر از این انتشارات
دژبان | بخش دهم: خداحافظ کمالگرایی