سریال خط وظیفه: یک درام جنایی فوق‌العاده

اگر می‌خواهی هتلی را بی‌نقص و عالی اداره کنی، برای طعم بی‌نظیر، یک سرآشپز ایتالیایی، برای مهارت‌های کارآگاهی پیچیده، یک نگهبان انگلیسی، برای جذابیت بی‌دردسر، یک مدیر فرانسوی و برای کارایی بی‌نظیر، یک مدیر اجرایی آلمانی استخدام کن.

این جوک آبکی عین واقعیت است! من به ظرافت کلامی و مهارت‌های استدلالی انگلیسی ارادت داشتم اما حالا، بعد از تماشای سریال خط وظیفه (Line of Duty)، اعتقادم عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است. سریال‌های کارآگاهی قبلی مثل شرلوک هلمز کمی با اغراق و استثنایی به نظر می‌آمدند. اما این سریال خط وظیفه همذات‌پنداری عجیبی برمی‌انگیزد. شخصیت‌ها به تعادل بین جنسیت و ملیت تقسیم شده تا هر کس یک تکه از خودش را آنجا داشته باشد. من از بازی‌های بی‌عیب و نقص خوشم آمد. به خوبی حس ترس، نگرانی، ناراحتی یا حتی احساسات عمیق‌تری چون خشم، حرص و کینه را نمایش می‌دهند. و همه این‌ها بر پایه یک داستان قرص و محکم، بر پایه روابط منطقی درست و روایت دقیق قرار دارد.

داستان خط وظیفه (Line of Duty) در مورد یک واحد ضدفساد (AC-12) (anti-corruption) در قلب پلیس لندن است. وظیفه آن‌ها کشف جنایت در دل سازمانی‌ست که وظیفه‌اش برقراری نظم و عدالت است. به خاطر آگاهی و مهارت پلیس‌ها به روش‌های بازجویی و جنایت، کشف فساد آن‌ها را به مراتب سخت‌تر است. خوشبختانه سریال به خوبی از عهده روایت چند لایه و پیچیده درآمده است.

برای من هر فصل جذابیت بیشتری پیدا کرد چون شخصیت‌ها لایه‌دارتر می‌شدند. داستان به خوبی به تکه‌های فصل قبل ارجاع می‌دهد تا پیوستگی ماجرا را روشن کند. حدس زدن اینکه چه کسی مقصر است و چه کسی نیست، همیشه سیاه و سفید نیست. شاید من و شما هم اگر به جای بعضی شخصیت‌ها بودیم عملکرد بهتری نداشتیم.

اگر عاشق درام‌های جنایی هوشمندانه و پرتعلیق هستید، خط وظیفه سریال بی‌نظیری است. من همین الان هم مشتاقم دوباره آن را تماشا کنم نه فقط به خاطر داستان و شخصیت‌ها بلکه برای بهتر کردن زبانم! اصطلاحات و کلمات سریال را دوست داشتم، کاملا امروزی و پرکاربرد.


لهجه بریتیش یکم بدقلق است. مخصوصا در هیجان بالا که تند و زیرزیرکی حرف می‌زنند. با این وجود، همین طور که می‌گویند، لهجه بریتیش سکسی‌ست. لذتش را ببرید رفقا.