گفت‌وگوهای پراکنده! (۲۷)

مواد نگهدارنده!

اگر می‌توانستی به آدم‌ها، مواد نگهدارنده بزنی، به چه کسانی می‌زدی؟ حقیقت را بگویم؟ بله با خیال راحت حقیقت را بگو! فقط به دوست دخترم مواد نگهدارنده می‌زدم! که برایت بماند تا با او ازدواج کنی؟ ازدواج؟ نه بابا برای ازدواج نه، برای این‌که تا با من است، با کس دیگری نباشد!

سودای سواد!

شما سواد داری؟ بله، ليسانس داری؟ بله! فوق لیسانس چه؟ بله! دکترای چی؟ آن هم بله! همه‌چیز دانی؟ بله! کلّه‌ت پُره پُره؟ بله! پس بگو چه‌جوری می‌توانیم با زندگی‌ای که با ما کنار نمی‌آید، کنار بیاییم؟! نمی‌دانم! پس هنوز بی‌سوادی، هر کس پرسید سواد داری بگو نه! نه!

خواب!

چرا این‌ها بیدار نمی‌شوند؟ چند ضربه‌ی دیگر باید بر آن‌ها فرود آید تا بیدار شوند؟ گروهی هستند که تا آخرین ضربت بر آن‌ها فرود نیاید، هرگز بیدار نمی‌شوند! امکان دارد بعد از ضربه‌ی آخر هم بیدار نشوند؟ بله امکان دارد با آن ضربه به خواب ابدی فروغلطتند!

نوک قلّه!

نزدیک نوک قلّه‌ایم یا در آستانه‌ی سقوط و فروپاشی؟ آنان‌که نزدیک قلّه‌اند نیز می‌توانند در آستانه‌ی سقوط و فروپاشی باشند! خیلی بیشتر از آنان‌که هنوز حتی پا بر دامنه نیز ننهاده‌‌اند!

بی‌فردایان!

اگر قرار بود انسان امروز را در یک دسته‌بندی گنجاند، نام آن دسته‌بندی را چه باید می‌گذاشتیم؟ بی‌فردایان! کدام فردا؟ فردای پس از امروز؟ فردای آینده‌های دور؟ یا فردای آخرت؟ تمام فردایان! چه نزدیک و چه دورِ دور!

مشکل!

مشکل کوچک مردم امروز جهان چیست؟ نخواندن! نخواندن چه؟ نخواندن خدا، نخواندن کتاب و نخواندن تمام خواندنی‌ها! مشکل بزرگ مردم امروز جهان چیست؟ عدم تشخیص خواندنی‌ها و خواندن نخواندنی‌ها!

شرف!

می‌دانی ببر دندان‌خنجری برای چه منقرض شد؟ چون شرف داشت! دندان خنجری و شرف؟ بله او تا زمانی‌که حیوانات خیلی بزرگ وجود داشتند، شکارشان کرد و زنده ماند. و همین‌که آن‌ها تمام شدند، او نیز تمام شد. او می‌توانست برای شکار کردن شکارهای کوچک، تکامل پیدا کند و با دندان کوچک‌تری کوچک‌ترها را پاره کند، ولی نکرد. چون شکار کردن مخلوقات کوچک را دور از شرف می‌دانست!

کارها را به که بسپارم؟

می‌خواهم خانه‌ام را تعمیر کنم، کارها را به که بسپارم؟ دورِ مسجدی‌ها، هیئتی‌ها و نمازخوان‌های پیشانی‌‌ پینه‌بسته‌ی خدانشناس، غیرمتعهد و بدقول را خط بکش! اگر مسجدی‌ها، هیئتی‌ها و نمازخوان‌های خداشناس، متعهد، مسئولیت‌پذیر و خوش‌قول را پیدا نکردی که نادرند و به این راحتی‌ها پیدا نخواهی کرد، بدون تردید برو سراغ شراب‌خور‌های متعهد، مسئولیت‌پذیر و خوش‌قول!

اسکلت سر یک ببر دندان‌خنجری باشرف!
اسکلت سر یک ببر دندان‌خنجری باشرف!
عنوان دو یادداشت پیشین:

چگونه ژن‌هایمان را به راه راست هدایت کنیم؟!

آقای جیم!

عجیب است!

آن ویرگول قدیمی بیشتر به درد کاربران می‌خورد. مثلاً تعداد یادداشت‌های پیش‌نویس و یادداشت‌های منتشر شده مشخص بود. یادداشت‌های پیش‌نویس به ترتیب تاریخ بود و اگر یک یادداشت قدیمی در ته پیش‌نویس را اصلاح می‌کردی، آن یادداشت در بالای این بخش قرار می‌گرفت. و از این چیزهای کوچک ولی به دردبخور دیگر.

حُسن ختام: از کتاب "تاوان" نوشته‌ی "ایان مک یوون"

و با این که فکر می‌کنی دنیا زیر پاهایت است، ممکن است برخیزد و تو را زیر پا بگذارد.