من حدیثه سادات حسینی هستم، عاشق قهوه و بهترین دوستم کتاب! به زبان فارسی و انگلیسی مینویسم. کانال تلگرامم: https://t.me/HadisehWrites
شوهر فرانسوی با مواد مخدر، همسرش را ۱۰ سال در معرض آزار جنسی ۷۲ مرد قرار داد
مرد هنوز نمیداند، اما زنش، جیزل، در شُرُف طلاق گرفتن از اوست. آنها ۵۰ سال است که با هم ازدواج کردهاند و هر کسی که آنها را میشناسد، معتقد است که آنها زوج کاملی هستند.
چگونه میخواهد توضیح دهد که همه اینها یک تصادف بوده است؟ دامینیک قصد نداشت از دامن دختر در سوپرمارکت فیلم بگیرد؟
دامینیک سعی میکند جیزل را متقاعد کند که ممکن است مغزش بالاخره در سن پیری از کار افتاده باشد؛ پس با زنش به کلانتری میرود تا مشکل را حل کند.
اما همیشه داستانهای بیشتری وجود دارد... اینطور نیست؟
پلیس میخواهد با جیزل صحبت کند. به تنهایی.
مشکل چیست؟
پس از دستگیری شوهرش به دلیل فیلمبرداری از دامنهای برهنه در بازار، آنها دستگاههای او را بررسی و پوشهای با عنوان «سوءاستفادهها» پیدا کردند.
بیش از ۲۰ هزار فایل دیجیتال وجود داشت.
از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ - تقریباً به مدت ۱۰ سال - دامینیک به همسرش مواد مخدر میداد و حداقل ۷۲ مرد غریبه را به خانهی آنها راه داده بود تا در شب با بدن همسرش هرکاری میخواهند، کنند.

یک راز پزشکی در خانواده وجود دارد. جیزل مریض است. جیزل و همسرش در فرانسه زندگی میکنند و رابطهی او با دختر و نوههایش تلفنی است چون آنها در شهری دیگر هستند. دختر هر روز به مادر زنگ میزند اما با نهایت تعحب مادر وقایع دیروز را به کلی از یاد برده است. بعضی اوقات در میان گفت و گو با نوههایش، سوالاتی بی ربط از آنها میپرسد. دخترش گوشی را از بچهها میگیرد: «مادر، امروز چندشنبه است؟» جیزل جواب سوالش را نمیداند.
دختر جیزل به دامینیک زنگ میزند: «حال مادر خوب است؟ دکتر رفته؟»
«اوه! حتماً از خستگی است، فردا حتما پیش متخصص مغز و اعصاب هم رفتیم و گفت که بخاطر سنش است و باید استراحت کند.»
روزی جیزل رو به دامینیک کرد و به شوخی گفت: «من معمولاً حافظهی خوبی دارم... نکند به من مواد مخدر میدهی؟!» دامینیک سرش را پایین گرفت، با لحنی لرزان پاسخ داد: «آیا اینطور دربارهی من فکر میکنی؟»
چه چیز دیگری باید میگفت؟ جیزل نباید میفهمید که هرشب، دامینیک لورازپام [یکی از داروهای پرکاربرد در گروه بنزودیازپینها است. این دارو به گیرندههای گابا در مغز متصل میشود و باعث آرامسازی سیستم عصبی میشود. کاربرد اصلی آن درمان اضطراب شدید، بیخوابی کوتاهمدت و کنترل تشنج یا حالتهای حاد روانی است.] در غذای او میریخت تا میزبان مهمانان ویژهی شبانه باشد. مهمانان قبل از آمدن به خانه، قوانین را میدانستند:
ادکلن، عطر، قلیان یا سیگار ممنوع است
بعد از ورود، دستانتان را با آب گرم بشویید یا نزدیک شوفاژ گرم کنید
زمانیکه از آشپزخانه خارج میشوید، قبل از اینکه به راه پله برسید، باید کاملا بخت باشید. تمام لباسهایتان را روی مبل ایوان بگذارید
نزدیک مدرسه پارک کنید و در تاریکی تا خانه پیاده روی کنید تا همسایهها بیدار نشوند
تلفن همراهتان را در ماشینتان بگذارید
دامینیک، درطول شب، مشغول فیلم و عکس گرفتن از رابطهی جنسی مردان غریبه با زن بیهوشش میشد و تمام عکس و فیلمها را در وبسایتی مخصوص اینکار پخش میکرد. او در طول تجاوز جنسی به همسرش، او را هرزه خطاب میکرد.
وقتی جیزل، فیلم و عکسهای خودش را در ادارهی پلیس دید، خرد شد: «من یک وسیله برای او بودم.»
همانروز جیزل آن خانه را با متانت ترک میکند.
دختر جیزل، کارولاین، به خبرنگاران میگوید: «بعضیاوقات پدرم، مردان را تشویق به رابطه جنسی با ریسک مبتلا به HIV یا STD دعوت میکرد. مادرم به STD مبتلا و تحت درمان است.»

تا اینکه پلیس به کارولاین زنگ میزند تا به ایستگاه پلیس رود. کارولاین همراه با برادرش به آنجا میروند اما پلیس نمیگذارد تا برادرش به اتاق وارد شود.
افسر رو به کارولاین میکند: «شما از پس تمام مشکلات برمیآیید.»
«منظورتان چیست؟»
«ما فقط میخواستیم ببینیم که شما خودتان را در این تصاویر میبینید یا نه.»
تصویری از زنی با باسنی لخت به او نشان دادند، به تصویر دوم که رسیدند: «این همان خال روی گردن شما نیست؟»
کارولاین روی صندلی میافتد، گوشش صوت میکشد: «بله... منم. چطور من هشیار نبودم؟ این لباس زیر من نیست.»
کارولاین باور نمیکرد پدری که جلوی بقیه فقط از خوبی همسر و دخترش میگوید، چطور در ویدئوها به آنها توهین میکند. او قدرتی که الکل، مشروب و قرص به او داده بود حرف میزد و از مردهایی که شب به خانهاش میآمدند، نظر میخواست که چه روشی را دوست دارند. او بعد از 6-5 ساعت تماشای مردان دیگر و خودارضایی، بدن جیزل و اتاق را تمیز میکرد تا مشکوک نشود.
تا اینکه نوبت خود دامینیک میشد و به خانهی بقیه برای لذت جنسی با سایر زنان میرفت تا اینکه یکی از آن زنها تصمیم گرفت نوشیدنیاش را نخورد. با شنیدن صدای باز شدن در و زیپ شلوار دامینیک، چراغ اتاق را روشن کرد که دامینیک پا به فرار گذاشت.
عکسهایی از خانهی عروسش پیدا شد. از زمانی که در اتاق لباس عوض میکرد یا حمام میرفت. او در خانهی آنها بدون اجازه یا دانششان دوربین مخفی کار گذاشته بود. او این عکس و فیلمها را به اشتراک میگذاشت تا بقیه به خانوادهاش توهین کنند. هیچ زنی در خانوادهاش، از عکس و فیلمهای گرفته شده توسط او در امان نبود.

همسر کارولاین، پاول، آخرین پیامش را به دامینیک میفرستد:
دارم برات یه پیام مینویسم که هیچوقت نمیخونی. دارم یه مسابقهی المپیک رو تماشا میکنم. با نوهات هر 5 دقیقه یه بار میشنوم که «به پدربزرگ میگی مسابقه رو ببینه؟» ، اما نمیتونم چیز بیشتری به پدربزرگ بگم. تو به خاطر کاری که کردی خیلی رقتانگیزی. تو به خاطر اینکه مجبور شدی پسرم رو از آخرین پدربزرگش محروم کنی، خیلی رقتانگیزی و من دارم گریه میکنم و لعنت بهت.
دامینیکِ 72 ساله به بیش از 20 سال در زندان فرانسه محکوم شد.
مطلبی دیگر از این انتشارات
پسر عصبانی کرهای پس از درگیری با مادرش، 6 نفر را به طرز عجیبی کشت
مطلبی دیگر از این انتشارات
پروندهی کلثوم اکبری، قاتل زنجیرهای سالمندان تهران
مطلبی دیگر از این انتشارات
دختری 7 ساله با دهانی پر از سیمان به قتل رسید