حدیثه سادات حسینی·۲ ماه پیشقرارداد چاپ کتابم بسته شدراه میرم و آهنگ From از امیا که یادآور رمان اولمه توی گوشم میخونه.قرارداد چاپ A Cage with an Open Door امروز بسته شد و رویایی که وسط دانش…
حدیثه سادات حسینیدر🩸داستانهای بینقاب🩸·۳ ماه پیشیتیم خوانده ای که برای جلب توجه، خواهر و برادرش را کشت - داستان واقعی پشت فیلم «یتیم»زیر تخت قایم شدم و گوشهامو گرفتم تا صدای ضجه و جیغ خواهر و برادرم رو نشنوم. عرق دستام رو مدام به شلوار راحتیم میمالیدم تا بتونم صفحهی…
حدیثه سادات حسینیدرچالش هفته·۳ ماه پیشوقتی آسمون منو یادت بندازه!هرموقع صدای سکوت، فضای اطرافت رو شکست و دیگه وجود دنیای خارجی رو حس نکردی؛ یاد من بیوفت.وقتی موقع خواب، دستتو روی تشک دراز کردی و با اونیک…
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشخاطرات تصویریوقتی یکی از دانشآموزام تصمیم گرفت تا بیشتر نقاشی بکشه چون نقاشیش خوبه!
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشپشت صحنهی نوشتن رمان دومماز بی اینترنتی استفاده کردم و رفتم سراغ رمان One Breath Apart. رمانی که قراره پرحجم و تلخ باشه. مملو از نکه های داستانی واقعی از زندگی تو ب…
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشادیت دوم رمان دومم و حس تعلقدوست دارم حس کنم کنترل زندگیم دست خودمه، برای همین به کارایی که بقیه میکنن یا دوست دارن، مد و فشن توجهی نمیکنم. حالا که نمیتونم از فیلترش…
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشمینویسم تا بجنگمگوشامو ببند و چشمامو بپوشون، اما من صدامو به بقیه میرسونم.درحالیکه توی رویاهات میبینی که روزی حرفاتو باور کنم، باور من به عقلمه و نه توهم.ب…
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشپلیس دنبال مردیست که فقط گوشت خام میخورددایانا بچهی کوچکش را میخواباند و راهی گذاشتن آشغال دم در خانهاش میشود. یک مرد غریبه با لولهی آهنی به سرش میزند. صدای ناله و درد دایان…
حدیثه سادات حسینی·۳ ماه پیشغمنامهای به جامعهی نویسندگی ایرانستارههای شب بالای تمام ایدههای خیس خوردمو در قالب رمان انگلیسی چشمک میزنن و پارچه ی رنگارنگ داستانم رو روی طناب فایل گوگل داک پهن میکنم…
حدیثه سادات حسینیدر🩸داستانهای بینقاب🩸·۴ ماه پیشمن 7 سال با یک قاتل سریالی ازدواج کردم! کمکم کنید!جری از بچگی علاقهی خاصی به کفش پاشنه بلند و فرم پای زنان درون آن داشت و تا زمانیکه بزرگ شد و ازدواج کرد، از بین نرفت. در مدرسه، وقتی معلم…