حدیثه سادات حسینیدر🩸داستانهای بینقاب🩸·۴ روز پیشقتل Hello Kitty🎀هشدار: داستان تاریک است. انتظار صحنههای تکاندهنده و خشونت واقعی را داشته باشید.
حدیثه سادات حسینی·۱۱ روز پیشاگر هنوز درحال "تحمل کردن" هستی، در دام افتادهایچیزی که واقعاً خطرناک است، «تابآوریِ معمولی» نیست – تابآوری را من مثبت میدانم. اما لازم است پدیدهای به نام Endurism حرف بزنم؛ چیزی که م…
حدیثه سادات حسینی·۱۵ روز پیشبزار کتابت با شعلهی کم بپزهدر طول نوشتن رمان دومم، Her Open Palms، خیلی خیلی ادیت کردم با روش های مختلف. یه بار گوشش دادم و یادداشت برداری کردم برای ادیت. یه بار پرین…
حدیثه سادات حسینی·۱۷ روز پیشوضعیت اینروزهامفکر کنم بیش از دو بار شیشههای اتاق لرزید اما به طرز آرامی باهاش برخورد کردم. هر روزم به چک کردن اخبار، دیدن سریال تاکسی و نوشتن میگذره.تو…
حدیثه سادات حسینی·۴ ماه پیشقرارداد چاپ کتابم بسته شدراه میرم و آهنگ From از امیا که یادآور رمان اولمه توی گوشم میخونه.قرارداد چاپ A Cage with an Open Door امروز بسته شد و رویایی که وسط دانش…
حدیثه سادات حسینیدر🩸داستانهای بینقاب🩸·۴ ماه پیشیتیم خوانده ای که برای جلب توجه، خواهر و برادرش را کشت - داستان واقعی پشت فیلم «یتیم»زیر تخت قایم شدم و گوشهامو گرفتم تا صدای ضجه و جیغ خواهر و برادرم رو نشنوم. عرق دستام رو مدام به شلوار راحتیم میمالیدم تا بتونم صفحهی…
حدیثه سادات حسینیدرچالش هفته·۴ ماه پیشوقتی آسمون منو یادت بندازه!هرموقع صدای سکوت، فضای اطرافت رو شکست و دیگه وجود دنیای خارجی رو حس نکردی؛ یاد من بیوفت.وقتی موقع خواب، دستتو روی تشک دراز کردی و با اونیک…
حدیثه سادات حسینی·۴ ماه پیشخاطرات تصویریوقتی یکی از دانشآموزام تصمیم گرفت تا بیشتر نقاشی بکشه چون نقاشیش خوبه!
حدیثه سادات حسینی·۴ ماه پیشپشت صحنهی نوشتن رمان دومماز بی اینترنتی استفاده کردم و رفتم سراغ رمان One Breath Apart. رمانی که قراره پرحجم و تلخ باشه. مملو از نکه های داستانی واقعی از زندگی تو ب…
حدیثه سادات حسینی·۵ ماه پیشادیت دوم رمان دومم و حس تعلقدوست دارم حس کنم کنترل زندگیم دست خودمه، برای همین به کارایی که بقیه میکنن یا دوست دارن، مد و فشن توجهی نمیکنم. حالا که نمیتونم از فیلترش…