سوگواریم، ناامید نه!|شعر

همراه من بیا امروز روز توست

امروز زندگی گرم از هنوز توست

همراه من بیا از گم شدن نترس

تنها نمان و از مردم شدن نترس

با خنده کن شروع در هر قدم بخند

در را بروی ترس از هر جهت ببند

فریاد سر بده کوچه برای ماست

آینده روشن از فریادهای ماست

یخ را شکن سکوت، درمان غصه نیست

پایان و مرگ ما پایان قصه نیست

با ما بدون ما ضحاک می‌رود

جرثومه‌ی فساد در خاک می‌رود

فریاد زن عزیز، درمان صدای توست

فریاد و همدلی تنها دوای توست

از دار هم نترس تو مثل گندمی

موجی و صخره‌ای غرق تلاطمی

تو مثل گندمی تکرار می‌شوی

بسیار بوده‌ای بسیار می‌شوی

همراه من بیا فردا برای توست

فردا زمین پر از لبخندهای توست

فردا خدای ما خونی نمی‌خورد

خندان خدای من، خندان خدای توست

فردا به روی دار تار است بیشمار

زندان رود دگر از یاد روزگار

فریاد زن نترس، یک لشکری خودت

اقراء، بخوان، نترس؛ پیغمبری خودت

از تیر هم نترس ما را نمی‌کشد

اندیشه را که تیر تنها نمی‌کشد

در پیش تیرشان بر بال قو نشین

بی‌چشم هم شدی، با چشم من ببین

ما یک سریم و چشم ما یک تنیم و جان

با پای من برو با حنجرم بخوان

با من نفس بکش ما را نفس یکی است

سیمرغ می‌شویم وقتی قفس یکی است

از خشمشان نترس پلکی به هم نزن

بی‌سر اگر شدیم حرفی ز غم نزن

غمگین نشو عزیز در روی غم ببند

در بندها برقص بر دارها بخند

ضحاک آخرش بر دار می‌رود

بسیار رفته است این بار می‌رود

همراه شو عزیز فردا خود تویی

همراه‌مان شوی دریا خود تویی

همراه شو عزیز همراهمان بگرد

"همراه شو عزیز تنها نمان به درد" …

۱۷.۹.۱۴۰۱

اعلامیه‌ی سه تن از جانباختگان شهر من در ۱۹ دی، جاویدنام اکبر جمشیدی، نادر کریمی و امیر صفری. مجبورم اسکرین‌شات بگیرم تا آپلود شود!
اعلامیه‌ی سه تن از جانباختگان شهر من در ۱۹ دی، جاویدنام اکبر جمشیدی، نادر کریمی و امیر صفری. مجبورم اسکرین‌شات بگیرم تا آپلود شود!

زنجان. سجادحاجیان