سبا بابائی در روزنه ی نور ۲ روز پیش - خواندن ۱ دقیقه چه جوانانی... صدای بارش باران میآید. ساعت از نیمه شب گذشته است. خواب از من گریزان و...
Velorin در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۲ دقیقه مرز خواب و بیداری.. اولینبار، صورتش را در خوابی دیدم که بوی بارانِ مانده روی آسفالت میدا...
Velorin در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۲ دقیقه حافظه ی خانه. مدّت کوتاهی از خاموشیِ ابدیِ مادربزرگ گذشته بود؛خاموشیای که هنوز در گ...
SilentScream در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۲ دقیقه حضور فیزیکی به معنا وجود داشتن نیست. ای کاش زمان بایستد، حداقل برای دقیقهای عقربه نچرخد، نمیتوانم وزن عق...
Ards در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۱ دقیقه جان فدا تقدیم به همه خانواده های داغ دیده چهل روز گذشته است…اما برای مادری که...
سبا بابائی در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۱ دقیقه آه... تا به حال عزادار عزیزی بودهایید؟ آدم میسوزد. در درونش آتشی برپاست....
SilentScream در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۱ دقیقه میبینمت در خون وطن... تغییر شروع شد.کاسبی مغازه اش را میبندد، کارمندی دست از کار میکشد، مع...
سجاد حاجیان در روزنه ی نور ۱ هفته پیش - خواندن ۲ دقیقه کشته ندادیم که سازش کنیم|شعر خبر داری که دارم حالتی از درد هم بدتر که حتی درد هم در پیش آن مور است...
SilentScream در روزنه ی نور ۲ هفته پیش - خواندن ۳ دقیقه ۰:۰۰ بوی فلز میآید، فلزی که مولکول های خون، در شریان های اصلی را شکافته. گ...