کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
معماری پیوند: یک چارچوب سایبرنتیک-سیستمی برای مفهومسازی و مداخله در زوجدرمانی

«رابطه پایدار محصولِ قدرت سختافزاریِ طرفین نیست، بلکه به کیفیت سرور DNS رابطه بستگی دارد؛ یعنی توانایی متقابل برای ترجمه کدهای مخربِ «انتقاد و سرزنش» به پیامهای شفافِ «نیاز دلبستگی».»
مقاله اول:
معماری پیوند: یک چارچوب سایبرنتیک-سیستمی برای مفهومسازی و مداخله در زوجدرمانی
چکیده
استعارهها در رواندرمانی ابزاری قدرتمند برای دور زدن مقاومتهای شناختی و تسهیل بینش هستند. این مقاله یک مدل بینرشتهای نوین را معرفی میکند که در آن مفاهیم «مهندسی شبکه» بر سازههای زیربنایی «زوجدرمانی هیجانمدار» (EFT) و «روش گاتمن» (Gottman Method) منطبق شدهاند. هدف این مدل، ارائه یک زبان مشترک و عینی برای زوجین (بهویژه مراجعین با ذهنیت منطقی/تحلیلی) است تا بتوانند پویاییهای پیچیده دلبستگی، مرزگذاری و تنظیم هیجان را در قالب اجزای یک شبکه (DNS, Proxy, Web Server) درک و مدیریت کنند.
۱. مقدمه: ضرورت زبان مشترک در اتاق درمان
در نظریه سیستمها (Systems Theory)، خانواده به عنوان یک کلِ متشکل از اجزای در تعامل دیده میشود که هدفش حفظ تعادل (Homeostasis) است. با این حال، تبیین مفاهیمی چون «چرخه معیوب» یا «نیازهای دلبستگی» برای مراجعینی که فاقد سواد هیجانی بالا هستند، چالشبرانگیز است.
پژوهشهای شناختی-رفتاری نشان میدهند که استعارهها میتوانند به عنوان «پلهای شناختی» عمل کرده و مفاهیم انتزاعی را ملموس کنند (Stott et al., 2010). مدل پیشنهادی «معماری پیوند»، ساختار روانی زوج را به مثابه یک زیرساخت شبکه فرض میکند که نیازمند پروتکلهای صحیح برای انتقال داده (هیجان) است.
۲. مدلسازی اجزای شبکه در بافت بالینی
۲-۱. سرور DNS: بازتعبیر (Reframing) و ترجمه نیازها
در شبکه، سرور DNS نام دامنه (درخواست کاربر) را به آدرس IP (زبان ماشین) ترجمه میکند.
* معادل بالینی: در رویکرد EFT، مراجعین اغلب با زبان «خشم ثانویه» یا «اعتراض» (Secondary Emotions) صحبت میکنند. این پیامها برای طرف مقابل غیرقابل پردازش هستند. وظیفه درمانگر - و مهارتی که زوج باید بیاموزند - ایفای نقش DNS است: ترجمه «شکایت ظاهری» به «نیاز دلبستگی اولیه» (Primary Attachment Need).
* کاربرد: کمک به زوج برای تغییر «چرخه تعقیب-گریز» با شفافسازی سیگنالها.
۲-۲. سرور پروکسی (Proxy): مرزهای ساختاری (Structural Boundaries)
پروکسی وظیفه فیلترینگ و مدیریت ترافیک ورودی/خروجی را دارد.
* معادل بالینی: بر اساس نظریه سالوادور مینوچین (Minuchin, 1974)، خانوادهها نیازمند مرزهای مشخص هستند:
* پروکسی سالم: مرزهای نفوذپذیر (Permeable) که اجازه تبادل عاطفی را میدهد اما از هویت فردی محافظت میکند.
* پروکسی مسدود (Firewall): معادل «دیوارکشی» (Stonewalling) در نظریه گاتمن؛ جایی که فرد برای محافظت از خود، تمام ورودیها را قطع میکند.
* پروکسی بدون فیلتر: معادل همتندیگی (Enmeshment)؛ جایی که هیچ حریمی وجود ندارد (مثلاً دخالت والدین).
۲-۳. وبسرور (Web Server): پاسخدهی به تلاشهای ارتباطی
وبسرور بر اساس پروتکل درخواست/پاسخ (Request/Response) کار میکند.
* معادل بالینی: جان گاتمن مفهوم «تلاش برای ارتباط» (Bids for Connection) را معرفی میکند. سلامت رابطه به «نرخ پاسخدهی» (Turn Toward) بستگی دارد.
* خطای ۴۰۴ (Not Found): نادیده گرفتن تلاش همسر برای جلب توجه. تکرار این خطا منجر به «درماندگی آموختهشده» و قطع تلاش برای ارتباط میشود.
* خطای ۵۰۰ (Internal Server Error): پاسخ پرخاشگرانه و غیرقابل پیشبینی به یک درخواست ساده.
۲-۴. میلسرور (Mail Server): مدیریت طغیان عاطفی (Flooding)
ایمیل یک سیستم ارتباطی ناهمگام (Asynchronous) است که نیازی به پاسخ آنی ندارد.
* معادل بالینی: وقتی زوجین دچار طغیان فیزیولوژیک (DPA - ضربان قلب بالای ۱۰۰) میشوند، کورتکس پیشپیشانی از کار میافتد (Gottman, 2011). در این حالت، ادامه گفتگوی زنده (Live Chat) مخرب است.
* مداخله: آموزش زوجین برای انتقال بحث به «میلسرور» (وقفه ۲۰ دقیقهای) تا زمانی که سیستم عصبی آرام شود و امکان پردازش فراهم گردد.
۳. مطالعه موردی بالینی (Clinical Vignette)
شرح حال: سارا (سبک دلبستگی مضطرب) و آرش (سبک دلبستگی اجتنابی) به دلیل دعواهای مکرر مراجعه کردهاند.
مشاهده: سارا با صدای بلند انتقاد میکند (حمله)، آرش سکوت کرده و نگاهش را میدزدد (کنارهگیری).
مداخله درمانی با زبان استعاره:
درمانگر (خطاب به آرش): «آرش، وقتی سارا با این شدت صحبت میکند، سیستم عصبی تو هشدار 'حمله سایبری' میدهد (DDoS Attack). برای همین فایروال (Stonewalling) را بالا میبری تا سیستم از کار نیفتد. درست است؟»
(اعتبارسنجی مکانیزم دفاعی)
آرش: «دقیقاً. مغزم قفل میکند.»
درمانگر (خطاب به سارا): «سارا، وقتی فایروال آرش بالا میرود، تو ارور 'Connection Timed Out' میگیری. این باعث وحشت تو میشود و پکتهای اطلاعاتی (کلمات) را با سرعت و شدت بیشتری میفرستی تا شاید جوابی بگیری. اما بیایید ببینیم محتوای اصلی (Origin Content) چیست؟»
درمانگر (تسهیلگری DNS): «سارا، میتوانی پیامت را بدون هدرهای (Headers) تهدیدآمیز بفرستی؟ پیامی که فقط بگوید در سرور اصلی تو چه خبر است؟»
سارا (با تغییر لحن): «من فقط احساس تنهایی میکنم و میترسم او دیگر مرا نخواهد.»
درمانگر: «این یک پیام 'تایید شده' است. آرش، حالا که فایروال پایین است، میتوانی این پیام را دریافت کنی؟»
۴. بحث و نتیجهگیری
استفاده از مدل «معماری پیوند» سه دستاورد بالینی دارد:
* کاهش شرم (De-shaming): مشکلات به عنوان «نقایص فنی سیستم» برچسبزنی میشوند نه «نقایص شخصیتی».
* عینیسازی (Externalization): زوجین علیه «اختلال شبکه» متحد میشوند، نه علیه یکدیگر.
* مدیریت هیجان: ارائه پروتکلهای مشخص (مثل استفاده از میلسرور هنگام خشم) که از تشدید تنش جلوگیری میکند.
این چارچوب، جایگزینی برای نظریههای کلاسیک نیست، بلکه یک «رابط کاربری» (User Interface) کارآمد برای انتقال مفاهیم پیچیده EFT و گاتمن به زوجهای امروزی است.
مقاله دوم:
معماریِ پیوند: استعارههای مهندسی شبکه بهعنوان چارچوبی برای فهم و مداخله در زوجدرمانی سیستمی
چکیده
این مقاله پیشنهاد میکند که استعارههای رایج در مهندسی شبکه (DNS, Proxy, Web, Mail, FTP, Origin/Edge) میتوانند بهعنوان چارچوبی نظاممند و قابلکاربرد برای فهمِ فرایندهای ارتباطیِ زوجین بهکار روند. این چارچوب از یکسو در هماهنگی مفهومی با اصول درمان هیجانمدار (EFT) و یافتههای پژوهشی جان گاتمن دربارهٔ «تلاشها برای ارتباط» (bids) و «فِلودینگ» (flooding) است و از سوی دیگر مبتنی بر رویکردی تعاملی در بهکارگیری استعارههاست که پژوهشها نشان میدهند همکاری مراجع و درمانگر در «همساختن» استعاره اثرات مثبتی بر درک و درونمایهٔ جلسه دارد.
---
مقدمه: چرا استعارههای فناوری و مهندسی شبکه؟
رواندرمانیِ زوجین غالباً از زبانِ نظریهٔ سیستمها استفاده میکند تا تعاملات پیچیده، بازخوردها و الگوهای تکرارشونده را تبیین کند. در این بستر، استفاده از استعارههای مهندسی شبکه دو مزیت اصلی دارد: ۱) فراهم آوردن یک واژگان صریح و ملموس برای مراجعینی که با تصاویر فنی یا ساختاری راحتاند؛ ۲) امکانِ مدلسازیِ لایهایِ فرآیندهای روانی-عاطفی (مثلاً تفکیک پیام ظاهری از نیازِ اصلی). تحقیق دربارهٔ EFT نشان میدهد که دسترسی به نیازهای دلبستگی (attachment needs) و انتقالِ هیجانهای اولیه نقطهٔ اثر مهمی در ترمیم روابط است؛ چارچوب شبکهای میتواند به ترجمهٔ بالینی این هدفها کمک کند.
---
نقشهٔ استعاری: کارکرد هر «سرور» و متن معادل بالینی
۱. DNS — رمزگشاییِ معنای پیامها
شبکه: سرور DNS نامهای دامنه را به آدرسهای عددی تبدیل میکند تا «معنیِ قابلفهم» برای ماشین فراهم شود.
درمان: درمانگر نقش «مفسر» را دارد که زبانِ انتقاد/شکایت را به «نیازهای دلبستگی» ترجمه میکند؛ این عمل کاهشِ سوءتعبیر و ارتقای همدلی را تسهیل میکند. این کار با هدفِ آشکارسازیِ هیجانهای اولیه و نیازهای پایهای در EFT همراستاست.
کاربرد بالینی: تکنیکهایی مثل بازتابِ احساس (emotion reflection) و بازپرسسازی (clarifying questions) را بهصورت مستقیم میتوان تحت این استعاره آموزش داد—بهگونهای که مراجع بداند «ما الان داریم نامِ دامنهات را به آدرسِ نیازت تبدیل میکنیم».
---
۲. Proxy — تنظیم مرزها و فیلترینگِ اطلاعات
شبکه: پروکسی فیلتر میکند — چه وارد شود و چه نه.
درمان: مرزهای سالم (boundary-setting) یا عملکردهای دفاعیِ مخرب (مثلاً stonewalling) را میتوان بهعنوان کانفیگِ پروکسی دید. تشخیصِ اینکه آیا «فیلتر» سالم است (محافظت در برابر نفوذ ناسالم) یا ناسالم (انسداد ارتباط) برای مداخله حیاتی است.
کاربرد بالینی: تمرین تعیینِ آستانهٔ ورودِ پیامها (مثلاً توافق زوج برای مداخلهٔ خانوادهٔ مبدا) و کارِ مهارتی روی «آهستهسازی» (de-escalation) زمانی که پروکسی به حالت بلاک کامل میرود.
---
۳. Web Server — چرخهٔ درخواست/پاسخ و «بایدها»ی گاتمن
شبکه: مدل request/response.
درمان: این استعاره با مفهومِ گاتمن دربارهٔ «bids for connection» و پاسخهای «turn toward/away/against» همخوانی مستقیم دارد: کیفیتِ پاسخ همان «پاسخِ سرور» است و نقصانِ پاسخ میتواند به خطای «۴۰۴ — not found» استعاره شود. پژوهشهای گاتمن نشان میدهد پاسخدهیِ مثبت به bids ارتباطِ پایدارتری را پیشبینی میکند.
کاربرد بالینی: اندازهگیری و تمرین افزایش «نرخ پاسخدهیِ عاطفی» (مثلاً تمرینهای میکرو-بید در جلسات خانگی).
---
۴. Mail Server — مدیریت پیامهای ناگهانی و کاهشِ flooding
شبکه: ایمیل امکانِ ارتباط ناهمزمان را میدهد؛ پیام ذخیره میشود تا گیرنده در زمان مناسب آن را پردازش کند.
درمان: در موقعیتهای «فِلودینگ» (flooding) که پردازش شناختی متوقف میشود، استفاده از قراردادهای «ذخیرهٔ موضوع» یا تأخیر در پردازش موضوعات داغ میتواند از «System Crash» جلوگیری کند. تحقیقات نشان میدهد که فِلودینگ با توانِ پردازشی پایین و الگوهای رفتاری خاص مرتبط است و باید بهصورت آشکار مدیریت شود.
کاربرد بالینی: قرارداد «صندوق ورودی» بین زوجین (time-limited deferment) که با علامتِ فیزیولوژیک یا بیانی اعلام میشود.
---
۵. FTP — بایگانیِ خاطرات و بازنویسیِ روایتِ مشترک
شبکه: پروتکل انتقال فایل و آرشیو.
درمان: بازسازی و اصلاحِ روایتهای مشترک (مثلاً بعد از خیانت یا سوگ) مانند بازنویسیِ فایلهای آسیبدیده در سرور FTP است؛ هدف تقویتِ معناهای سازنده و انسجامِ داستانِ زوجی است.
کاربرد بالینی: تکالیف روایی (narrative tasks)، بازخوانی رویدادها با تمرکز بر عوامل تغییر و بازسازی معنا.
---
۶. Origin & Edge — لایهبندیِ هیجان (سطحی تا بنیادین)
شبکه: Edge server کپیِ سریع و دمدستی است، Origin مکانِ نگهداریِ محتوای اصلی.
درمان: هیجانهای ثانویه (خشم، انتقاد) مانند Edge عمل میکنند؛ هیجانهای اولیه و نیازهای دلبستگی در Origin پنهاناند. هدفِ بالینی هدایت «ترافیک» از لایههای سطحی به محتوای اصلی است — دقیقاً همان کاری که EFT برای شناسایی و سازماندهی هیجانها انجام میدهد.
---
محدودیتها و ملاحظات انتقادی
1. خطرِ سادهسازیِ بیشازحد: استعارهها ابزارِ توضیحیاند نه معادلِ دقیقِ زیستشناسی یا روانشناسی؛ امکانِ بدفهمی وجود دارد، بهویژه اگر درمانگر استعاره را از بالا به پایین «تحمیل» کند. پژوهشها نشان میدهند که فرایندِ «همساختن استعاره» با مراجع احتمالِ موفقیتِ بالاتری دارد.
2. تنوعِ مراجع: برخی مراجع با نمادها و زبانِ فنی راحتاند و برخی نه؛ لازم است انعطافپذیریِ فرهنگی و فردی لحاظ شود.
3. نیاز به اثباتِ تجربی: تاکنون شواهد مستقیم دربارهٔ تأثیرِ استفادهٔ منظم از این چارچوب استعاری بر نتایج زوجدرمانی محدود است؛ پیشنهاد میشود پژوهشهای پیلوت و مطالعههای کنترلشده برای آزمون اثربخشی اجرا شوند.
---
پیشنهادهای کاربردی برای درمانگران و پژوهشگران
برای درمانگران (راهنمای سریع)
همساختِ استعاره: استعارهها را همراهِ مراجع تولید کنید (مثلاً: «اگر رابطهٔ شما یک شبکه بود، الان چه سروری آلارم میداد؟») — این روش با شواهد پژوهشی دربارهٔ کارکرد استعاره در جلسه همخوانی دارد.
تبدیل استعاره به تکلیف: برای مثال، کار عملی «صندوق ورودی روزانه» (Mail Server task) یا تمرینهای میکرو برای افزایش پاسخدهی به bids (Web Server drills).
پایشِ فیزیولوژیک ساده: هنگام کار با موضوعات داغ، از شاخصهای ساده (مثلاً شمارش ضربانِ قلب یا پرسشِ خودگزارشیِ flooding) برای تصمیمگیری دربارهٔ ذخیرهسازی یا ادامهٔ موضوع استفاده کنید.
برای پژوهشگران (طراحی مطالعهٔ پیشنهادی)
مطالعهٔ پیلوتی تصادفیشده: مقایسهٔ زوجهایی که از چارچوب شبکهای-استعاری در جلسات زوجدرمانی استفاده میکنند در برابر گروه کنترل (تِراسِشنالتِراپی یا EFT استاندارد) با اندازهگیری نتایج: رضایت زناشویی، نرخِ پاسخدهی به bids (کدگذاری مشاهداتی)، و معیارهای فیزیولوژیکِ flooding.
تحلیل کیفیِ نشستها: بررسی فرآیندِ همساختِ استعاره و ارتباط آن با مشارکتِ مراجع و نشانههای دروننشستِ شناختی-عاطفی (بر اساس مرورهای موجود در ادبیات استعاره).
---
نتیجهگیری
استعارههای مهندسی شبکه میتوانند ابزار مفیدِ مفهومی و عملی برای زوجدرمانگران باشند؛ بهویژه وقتی این استعارهها بهصورت مشارکتی و با ریشه در نظریههایی چون EFT و یافتههای گاتمن بهکار روند. با این حال، برای تبدیل این چارچوب از یک «ابزار توضیحی» به یک «استراتژی مداخلهای اثباتشده» به پژوهشهای تجربی نیاز است. این مقاله راهکارهای بالینی و مسیرهای پژوهشیِ قابلاجرا پیشنهاد کرد که میتواند زمینهٔ توسعهٔ نظاممندی از «معماریِ پیوند» در زوجدرمانی گردد.
مقاله سوم:
در دنیای مدرن، مفاهیم بینرشتهای (Interdisciplinary concepts) پلی میان علوم سخت و علوم انسانی میسازند. برای ما به عنوان زوجدرمانگر، نگاه به رابطه از دریچهی نظریه سیستمها (Systems Theory) امری مألوف است؛ اما استعارههای مهندسی شبکه (Network Engineering) میتوانند دقت عمل ما را در شناسایی اختلالات ارتباطی زوجین به شکل چشمگیری افزایش دهند. این مقاله به بررسی چگونگی انطباق انواع سرورها بر ساختار روانی-عاطفی زوجین با تکیه بر رویکردهای معتبری چون درمان هیجانمدار (EFT) و روش گاتمن (Gottman Method) میپردازد.
۱. سرور دیاناس (DNS Server): رمزگشایی از معنای شخصی
در دنیای شبکه، سرور DNS وظیفه دارد نامهای دامنه (Domain Names) قابل فهم برای انسان را به آدرسهای عددی (IP Addresses) قابل درک برای ماشین تبدیل کند. بدون این سرور، ارتباط قطع میشود چون طرفین زبان هم را نمیفهمند.
در اتاق درمان، مراجعین اغلب با زبان «شکایت» یا «انتقاد» صحبت میکنند. وظیفه درمانگر و مهارتی که باید به زوج آموخت، ایفای نقش یک سرور DNS است تا پیامهای مبهم و تند به نیازهای دلبستگی (Attachment Needs) ترجمه شوند.
* مثال: وقتی یکی از زوجین میگوید: «تو همیشه دیر میای خونه و به فکر ما نیستی!»، این یک نام دامنه پیچیده و تهدیدآمیز است. نسخه ترجمهشده (IP عددی) در سطح نیاز عمیق این است: «من وقتی نیستی احساس ناامنی و تنهایی میکنم و به حضور تو برای آرامش نیاز دارم.»
* قصد (Intention): تسهیل درک متقابل از طریق شفافسازی پیامهای مبهم و کاهش سوءتعبیرهای شناختی.
۲. سرور پروکسی (Proxy Server): مدیریت مرزها و فیلترینگ
پروکسی به عنوان یک واسطه (Intermediary) عمل میکند. او تصمیم میگیرد کدام دادهها اجازه ورود به شبکه داخلی را دارند و کدام باید فیلتر شوند.
در زوجدرمانی، ما با دو نوع عملکرد پروکسی مواجهیم. پروکسی سالم، مرزهای (Boundaries) رابطه را در برابر مداخلات بیرونی (مانند خانوادههای اصلی) حفظ میکند. اما پروکسی مخرب، همان مکانیسم دفاعی «دیوارکشی عاطفی» (Stonewalling) است که مانع از ورود هرگونه تأثیرپذیری عاطفی از سوی شریک زندگی میشود.
* مثال: زوجی که اجازه میدهند نظرات والدینشان مستقیماً در تصمیمات مالی آنها بنشیند، در واقع سرور پروکسی ضعیفی دارند. در مقابل، فردی که در حین دعوا سکوت مطلق میکند و به اتاق میرود، پروکسی خود را روی حالت «بلاک کامل» قرار داده است.
* قصد (Intention): تنظیم مرزهای نفوذپذیر (Permeable) سالم به جای مرزهای صلب یا بیشازحد منعطف.
۳. وبسرور (Web Server): چرخه درخواست و پاسخ عاطفی
وبسرور بر اساس مدل درخواست/پاسخ (Request/Response) کار میکند. کاربر درخواستی میفرستد و سرور باید محتوای درست را بازگرداند.
این مفهوم کاملاً با نظریه «تلاش برای ارتباط» (Bids for Connection) جان گاتمن همسو است. پایداری رابطه به این بستگی دارد که وقتی یکی از زوجین سیگنالی برای توجه فرستاد، دیگری با چه کیفیتی پاسخ میدهد.
* مثال: یکی از زوجین به پرندهای در حیاط اشاره میکند (Request). اگر همسر با اشتیاق نگاه کند، سرور پاسخ مثبت داده است. اگر بیتوجهی کند، با خطای «۴۰۴ - یافت نشد» مواجه میشویم که در درازمدت منجر به فرسایش رابطه میشود.
* قصد (Intention): افزایش نرخ پاسخدهی عاطفی (Responsiveness) و در دسترس بودن (Accessibility).
۴. میلسرور (Mail Server): مدیریت غرقشدگی عاطفی
ایمیلسرور پیامها را ذخیره میکند (Asynchronous Communication) تا گیرنده در زمان مناسب آنها را بخواند. برخلاف چت زنده، نیازی به پاسخ آنی نیست.
در روابطی که سطح تنش بالاست، زوجین دچار «غرقشدگی عاطفی» (Flooding) میشوند و ضربان قلبشان بالا میرود. در این لحظه، سیستم پردازش اطلاعات آنها فلج شده است. استفاده از استعاره میلسرور به آنها کمک میکند تا موضوعات داغ را در یک «صندوق ورودی» (Inbox) قرار دهند تا بعداً در حالت آرامش (Diffused) بررسی کنند.
* مثال: زوج یاد میگیرند که بگویند: «الان وضعیت سیستم من بحرانی است و نمیتوانم این موضوع را پردازش کنم. بیا آن را در میلسرور ذخیره کنیم و فردا ساعت ۵ عصر دربارهاش حرف بزنیم.»
* قصد (Intention): جلوگیری از فروپاشی سیستم (System Crash) در اثر بارهای پردازشی سنگین عاطفی.
۵. سرور افتیپی (FTP Server): بایگانی روایتهای مشترک
پروتکل انتقال فایل (FTP) برای جابهجایی و ذخیره حجم زیادی از دادهها و تاریخچهی فایلها استفاده میشود.
این سرور در رابطه نماد «خزانه خاطرات» و «معنای مشترک» (Shared Meaning) است. تمام ارزشها، آیینها و تاریخچه رابطه در اینجا ذخیره شده است. زوجدرمانی اغلب شامل ترمیم فایلهای آسیبدیده (خاطرات تلخ) در این سرور است.
* مثال: بازنویسی روایت یک خیانت یا یک سوگ مشترک در واقع اصلاح فایلهای قدیمی در سرور FTP است تا زوج بتوانند نسخهی جدید و کارآمدی از «داستان ما» را دانلود کنند.
* قصد (Intention): تقویت روایتهای مثبت و بازسازی زیرساختهای معنایی زندگی مشترک.
۶. سرور مبدأ و لبه (Origin & Edge Servers): از سطح به عمق
در شبکههای توزیع محتوا، Edge Server نسخهای کپی و دمدستی را برای سرعت بیشتر ارائه میدهد، اما محتوای اصلی و حیاتی در Origin Server قرار دارد.
در رویکرد EFT، ما میان هیجانات ثانویه (Secondary Emotions) و هیجانات اولیه (Primary Emotions) تمایز قائل میشویم. هیجانات ثانویه مثل خشم، مانند Edge Server هستند؛ سریع و واکنشی. اما نیازهای دلبستگی عمیق مانند ترس از طرد شدن، در Origin Server پنهاناند.
* مثال: خشم مرد از دیر آماده شدن همسرش (Edge)، در واقع پوششی برای ترس او از بیارزش بودن در نظر همسرش است (Origin). درمانگر باید ترافیک را از Edge به سمت Origin هدایت کند.
* قصد (Intention): عبور از لایههای دفاعی سطحی برای رسیدن به نیازهای دلبستگی اصیل.
نمونه موردی بالینی (Clinical Vignette)
مراجعهکنندگان: سارا و آرش به دلیل تعارضات شدید و تکراری مراجعه کردهاند.
مشاهده: سارا با انتقادهای تند (High Load) به آرش حمله میکند و آرش بلافاصله سکوت کرده و به گوشی خود پناه میبرد (Proxy Blocking).
مداخله با استعاره شبکه:
درمانگر رو به آرش میگوید: «آرش، به نظر میرسد وقتی سارا درخواستی (Request) میفرستد، پیام او در سرور DNS تو به اشتباه به عنوان یک ویروس یا حمله تخریبگر ترجمه میشود. برای همین تو بلافاصله فایروال (Firewall) خودت را بالا میبری و ارتباط را قطع میکنی تا سیستم مرکزیات آسیب نبیند.»
سپس رو به سارا: «سارا، وقتی آرش فایروال را بالا میبرد، تو احساس میکنی سرور او کلاً آفلاین (Offline) شده و این باعث میشود تو با شدت بیشتری به درِ بسته بکوبی. بیایید ببینیم در سرور مبدأ (Origin Server) تو چه میگذرد که باعث میشود پیامهایت را با این حجم از فشار بفرستی؟»
در این لحظه سارا بغض میکند و میگوید: «فقط میترسم دیگر برای او مهم نباشم.»
درمانگر: «حالا ما به محتوای اصلی در Origin رسیدیم. آرش، آیا میتوانی به جای دیدن آن حملات، این پیام اصلی را از سرور سارا دریافت کنی؟»
مطلبی دیگر در همین موضوع
فیشینگ چیست و چگونه با آن مقابله کنیم؟
مطلبی دیگر در همین موضوع
امنیت اطلاعات
افزایش بازدید بر اساس علاقهمندیهای شما
ایمپلنت دیجیتال در شیراز ؛ چگونه یک مرکز واقعا تخصصی را از تبلیغات تشخیص دهیم؟