وسعت یا عمق

نوشته دیوید اپستین، ترجمه عرفانه محبی، نشر ترجمان.
نوشته دیوید اپستین، ترجمه عرفانه محبی، نشر ترجمان.



* * *

در کتاب وسعت یا عمق، نویسنده ما را با دو تعریف آشنا می‌کند و به دنبال این است تا بگوید در جهان تخصص‌گرای امروز، تخصص نداشتن و از شاخه‌ای به شاخه‌ای پریدن بهتر است و آینده‌ی شغلی بهتر، رضایت از خود، عملکرد بهتر مغز در شرایط تصمیم‌گیری را باعث می‌شود.

کتاب به دو محیط خوش‌قلق و بد‌قلق اشاره می‌کند، «در محیط خوش‌قلق تمام کارها تکرار می‌شود و قوانین تک‌بعدی و تکراری‌اند»، مثل شطرنج که در آن قوانین حرکت مهره‌ها و عملیات‌ها همیشه یک‌سانند، در محیط خوش‌قلق می‌توان با تکرار و تمرین یک نوع فعالیت، به تخصص رسید، اما مشکل محیط خوش‌قلق دقیقا همین تکراری بودن فعالیت‌ها است، از یادگیری‌های آن نمی‌توان در سایر سطوح استفاده کرد و کسانی که در محیط‌های خوش‌قلق متخصص شده‌اند نمیتوانند از توانایی‌های حل مسله و استفاده از تجربیاتشان در حل مسایل مربوط به سایر حوزه‌ها استفاده کنند.

«در محیط بدقلق کارها تکراری نیست‌اند و هر لحظه با مسله و چالش جدیدی روبرو هستیم که برای حل آن نیاز به استفاده از قدرت تفکر انتزاعی و خلاقیت داریم.»، محیط بدقلق دائم در حال تغییر است، تجربیات یک‌سان به ندرت در آن دیده می‌شوند، اما همین محیط و ویژگی‌هایش باعث می‌شود که قدرت ارتباط بین دو پدیده کاملا متفاوت در ظاهر را درک کنیم، بین ساختار آن شباهت‌ها را پیدا کنیم و از تجربه در یک محیط، مسایل کاملا متفاوت با محیط دیگر را حل کنیم.

نویسنده در اینجا از قهرمان افسانه‌ای گلف، تایگر وودز، مثال می‌آورد، تایگر وودز تمرینات گلف را از سه سالگی آغاز کرد و در هفت سالگی توانست در سطح مسابقات محلی، هم رقبای بزرگ‌تر از خودش را شکست دهد و هم قهرمان شود، تایگر از کودکی تمرکزش فقط برروی گلف بوده و تمرین آن، پس در انجام یک عمل بارها و بارها تکرار و تمرین انجام داده و در آن به تخصص رسیده است، حال فرض بگیرید که تایگر وودز از فردا در رشته‌ی فوتبال مشغول شود، آیا میتواند از تجریباتش در گلف برای حل مسایل مربوط به فوتبال استفاده کند؟

اینجا دقیقا جایی است که نویسنده می‌خواهد اهمیت استفاده از تجریبات در یک حوزه را در حل مسایل مربوط به حوزه‌ای کاملا نامربوط یادآوری کند، تایگر وودز در رشته‌ی تخصصی‌اش یک نابغه و قهرمان است اما نمی‌تواند از دانش‌اش در این حوزه در حل مسایل مربوط به سایر حوزه‌ها استفاده کند.

در مقابل وودز، نویسنده از راجر فدرر مثالی ‌می‌آورد، برخلاف وودز که از سه سالگی فقط مشغول تمرین گلف بوده، فدرر تا شانزده سالگی مشغول تمرین ورزش‌های گوناگون بوده، فوتبال، والیبال، گلف، تنیس، همین تنوع در رشته‌های مختلف توانسته ذهن فدرر را در برخورد با مسایل مختلف آماده‌تر کند و او را در سن سی و چند سالگی هم‌چنان یکی از برترین‌ها در رشته‌اش نماید، او همچنین یک گلف‌باز قهار است، در فوتبال سطح محلی کشورش نیز فعالیت ورزشی دارد.

نویسنده این کتاب سعی دارد تا با بیان مثال‌های بسیار کاربردی از انواع حوزه‌ها و رشته‌ها به ما بگوید که در جهان تخصص‌گرای امروز، اگر نتوانیم از آموخته‌های‌مان در تخصصی خاص، در سایر رشته‌ها و حل مسایل مربوط به آن استفاده کنیم، داشتن این تخصص به هیچ دردی نمی‌خورد، بهتر است بتوانیم با استفاده از ابزارهای مختلف، که در کتاب، ابزاری مانند تمثیل، تحلیل یک موقعیت خاص براساس ساختار آن و قیاس با موقعیت‌های کاملا نامشابه از نظر ظاهری از مهم‌ترین آن‌ها نام برده شده است.

توانایی حل مسله و بسط دانش‌مان از یک حوزه به حوزه‌ای کاملا نامرتبط، از بیان نویسنده، از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین مسایل دنیای امروز است، شرکت‌ها به دنبال جذب کسانی‌اند که جدای از توان‌مند‌ی‌هایشان در تصمیم‌گیری و حل‌ مسله، بتوانند بین دو موضوعِ در ظاهر کاملا نامشابه، شباهت‌های ساختاری را پیدا کنند و براساس تجریبات‌شان در یک حوزه‌، مسایل مربوط به حوزه‌ای دیگر را حل کنند.

پس از مطالعه‌ی این کتاب به اهمیت توانایی حل مسله با استفاده از تجریبات گوناگون در حوزه‌های مختلف پی‌خواهید برد و با مثال‌های کاربردی که نویسنده می‌آورد اهمیت استفاده از توانایی‌های تصمیم‌گیری بر اساس تجربه و شناسایی پدیده‌ها براساس ساختار را به راحتی درک خواهید کرد.

کتاب مناسب کسانی است که از تغییر دائمی شغلشان ناراحت‌اند و عذاب‌وجدان دارند، این کتاب به شما می‌گوید که راهی که پیش گرفته‌اید نه تنها بد و نامناسب نیست، که نیاز اصلی امروز شرکت‌ها و سازمان و مهم‌تر از همه، خود شماست.