خط مشی گذاری امنیت در نگاه اسلام ۲

در چهارچوب فکری غربی که مفهومی به نام Security از آن متولد شد و بعد ها با ترجمه آن به عربی مفهومی به نام «امنیت» به یک مولفه تمام و کمال در دکترین همه کشور های جهان تبدیل شد ابتدا در تحولات قرن ۱۸ میلادی دکترین قالب برگرفته از دکترین سخت یعنی تشکیل نهاد ها و ارگان ها جهت اعمال زور و قدرت برای تحقق امنیت و سپس بعد از رشد صنعت و تغییرات فراوان فرهنگ در جوامع غربی دکترین کپنهاگ غالب شد مبنی بر اجتماعی بودن امنیت و تحقق امنیت با تقویت جوامع مختلف انسانی ، اما در نگاه اسلام این تعاریف و رویکرد ها مفاهیم کامل و جامعی نیستند، اسلام معتقد است هر فرد یعنی یک جامعه ، و مفاهیم کوتاهی مانند Safety و بعد از آن Security با پیش فرض های غربی که در آن انسان محور تمام مسائل است مفاهیم جامعی نیستند زیرا تمام جوانب وجودی انسان را در بر نمی‌گیرند و جهت بروز امنیت در جامعه باید به سمت تحقق مفاهیم عمیق تر و جامع تری پیش رفت .اما فراتر از امنیت چیست؟!

چهار چوب فکری اسلام (امنیت و اطمینان)
چهار چوب فکری اسلام (امنیت و اطمینان)

«امن» در ادبیات عرب متضاد «خوف» در نظر گرفته می‌شود و از نظر اسلام جایگاه آن در لایه اولیه وجود انسان یعنی صدر(قوه عاقله) قرار دارد لذا با توجه به محدود بودن ظرفیت صدر ، امن نیز یک امر نسبی و کوتاه خواهد بود لذا بسته به ظرفیت فرح و حزن و همچنین خوف و رجاء انسان تغییر خواهد نمود.

حزن نگرانی و اندوه آن دسته از داشته های آدمی است که در گذشته از دست داده است و خوف نگرانی و ترس هایی نسبت به تهدیدات و پیامد رخداد های آینده است ، با این تعریف اگر حزن زدوده شود جای آن را فرح(نشاط) خواهد گرفت و اگر خوف زدوده شود رجاء(امید/امنیت) شکوفا خواهد شد، البته از منظر نگاه اسلام بستر تحقق امنیت ابتدا «ایمان» است اما سپس با افزایش رجاء از طریق زدودن خوف ها امنیت ظاهر خواهد شد، یعنی شرط لازم تحقق امنیت وجود ایمان است نه نهاد و ابزار اجتماعی و شرط کافی زدودن خوف و افزایش رجاء است ، هر چند که نگاه اسلام پیش شرطی به نام ایمان را نیز به مولفه ها می‌افزاید اما باز معتقد است مفهوم متولد شده امنیت آن نقطه آرمانی نیست چرا که انسان صرفا در قوه عاقله و صدر خلاصه نمی‌شود و گام بعدی برای رسیدن به آنچه که اسلام و قرآن آن را فراتر از مفهوم امنیت می داند رفتن به لایه عمیق تری از انسان به نام «قلب» است