قرار نبود!
منِ عزیزم، تو قرار نبود سیاسی باشی! تو قرار نبود درگیر تحلیلهای سیاسی باشی. قرار نبود نگران به وقوع پیوستن پیشبینیهات باشی. قرار نبود به چیزایی که دو سال براش برنامه میریختی نرسی. قرار نبود دوستای دور و نزدیکت بخاطر تفاوت عقاید از هم فاصله بگیرن. قرار نبود جلوی هم قرار بگیرن. قرار نبود تلاش کنی به همه ثابت کنی اینوری هستی یا اونوری. قرار نبود قیمت لحظهای طلا و دلار برات مهم باشه. آخه مگه تو بچگیت، مامان و بابات طلا و دلار چک میکردن؟ قرار نبود همه چیو قسطی بخری. مگه قدیما فقط آقای فرجی نبود که تو مغازه کیشی سر کوچه به آدمای کم بزاعت وسایل قسطی میفروخت و آدما با خجالت و یواشکی قسطی میخریدن و به کسی لو نمیدادن؟
قرار نبود وصل شدن به اینترنت جهانی بشه آرزومون. آخه مگه تو دنیا چیزای مهمتری نبود؟ مگه قرار نبود ما آینده رو بسازیم؟ ما تلاش کنیم آدمای مفیدی باشیم؟ خودمون نجاتدهنده خودمون باشیم؟
خلاصه عزیزم خیلی چیزا قرار نبود و قرار نخواهد بود. چه اشکهایی که نریختیم. چه رازهایی که نگفتیم. چه حرفا که نزدیم و نزدیم و نتونستیم بزنیم. عزیز من، مگه دنیا چند روز بود؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
رهایی
مطلبی دیگر از این انتشارات
کلمه
مطلبی دیگر از این انتشارات
بیچاره ما