و من هنوز

#ومن_هنوز

در باغ فاصله‌ها،

نگاه تو افتاد

بر برگ نرمی که صدای پرنده داشت.

جهان نفسی کشید،

و در میان نت‌های تنم

آب، آواز شد.

اندامت قاب نوری بود

بر دیوار زمان،

و چشمانت ـ دو پنجره

که به صبح می‌افتادند.

در این برکه،

تصویر تو هنوز زنده است.

پروانه اگر بخواهد هجرت کند،

باید بداند:

در هر رفتنی،

اندکی از خود را

در روشنایی جا می‌گذارد.

و من هنوز

در لحظه‌ی بوسیدن تو

به دنیا نگاه می‌کنم.

#شاهرخ_خيرخواه