شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱ روز پیشدوجبهه یک ملت#دوجبهه_یک ملتهرگاه این ملت به افقِ آرامش نزدیک شده، دو جبهه همزمان به میدان آمدهاند:دشمنی چون اسرائیل آشکار که با ترور و تخریب، امنیت را…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۰ روز پیشوقتی شاعر جلاد میشود#وقتی_شاعرجلادمیشودهرکسچیزی در مشتهای بستهاش پنهان داردچیزی که شبهابا آن میخوابدو صبحهانامش را زیر لب تکرار میکند
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۱ روز پیشبافتنی ناتمام#بافتنی_ناتماممرا ببخشای که نامتدر تاریکیِ منمثل چراغی کوچکاما سرسخت میسوزدای بیپناهترین پناه من
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۲ روز پیشعبور#عبورشعرهایم را پاک میکنممثل ردّ انگشت بر آبِ روشنِ حوضی قدیمی،و بعددر امتدادِ سکوتِ یک کوچهی بینامقدم میگذارم،
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۲ روز پیشتوبه#توبهتوبه کردهامدر اتاقی که پنجرهاشبه هیچجا باز نمیشود،با انگشتانی که هنوزبوی نام تو را میدهنددیگر از عشق ننویسم،
شاهرخ خیرخواهدرشاهرخ خیرخواه·۱۲ روز پیشکارناوال خداحافظی#کارناوال_خداحافظیدر سینهاشچیزی شبیه یک رودِ تاریک جاری بودکه سنگهای فاصله راآرام، اما بیامانبا خود میبرد.و من فکر میکر…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۳ روز پیشاعتراف سکوت#اعتراف_سکوتسکوتچرا اینگونه از خود میگریزد؟چرا در دهانِ تاریکِ شبناگهانبه شکلِ کلمهای لرزانمتولد میشود؟
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱۳ روز پیشحاشیه#حاشیهعشق منانگار در حاشیهی جهان افتاده استبیصدابیردپاهرکه آمدچشمهایش را به گذشته دوخت
شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۱۵ روز پیشخدا باز نخواهد گشت#خدابازنخواهدگشتخدا دیگر بازنمیگرددو من این رادر گلویم حس میکنممثل استخوانی که نه فرو میرودنه بیرون میآیدو شعر
شاهرخ خیرخواهدرشاهرخ خیرخواه·۱۵ روز پیشحاشیه ی یک صبحدر حاشیهی صبحپیش از آنکه نام توبر لبِ نور بیفتدبیدار میشومپنجره را که باز میکنمآفتابکج و آرام