چرا دیکتاتورها همیشه گاو باقی میمانند

#چرادیکتاتورهاهمیشه_گاو_باقی_میمانند

#مقاله

دیکتاتورها اهلی نمی‌شوند:

خوی وحشی‌گری پایداردر تاریخ معاصر ایران، یکی از الگوهای تکراری، ناتوانی دیکتاتورها در رها کردن خوی خودکامگی است.

این ادعا نه بر پایه روایت‌های دور از دسترس تاریخی، بلکه بر مشاهدات نزدیک و تجربیات زنده بنا شده است. دیکتاتورها، حتی پس از مواجهه مستقیم با عواقب اقدامات خود، تمایل ذاتی به حفظ قدرت مطلق دارند و هرگز به طور واقعی "اهلی" نمی‌شوند.

این پدیده را می‌توان در دو نمونه برجسته دوران پهلوی و جمهوری اسلامی مشاهده کرد ،

نمونه‌هایی که نشان‌دهنده عمق این مشکل است.

رضا پهلوی، پسر محمدرضا شاه، شاهدی عینی بر انقلاب ۱۳۵۷ بود. او به چشم خود دید که چگونه ملت ایران از خودکامگی و استبداد خسته شده و قیام کرد. با این حال، رفتارهای اخیر او مانند صدور بیانیه‌ها و عریضه‌هایی که به نوعی دعوت به اطاعت و "نوکری" تعبیر می‌شود

حاکی از همان غرور دیکتاتوری است.

این رویکرد، شبیه به "گاو سیاه آفریقایی" که نماد وحشی‌گری کنترل‌نشده است،

نه تنها درس‌های انقلاب را نادیده می‌گیرد، بلکه وقت و انرژی ملت را هدر می‌دهد و امید به تغییر را به یأس تبدیل می‌کند.

اما عجیب‌تر و وارونه‌تر از رضا پهلوی، عملکرد جمهوری اسلامی است!.

در جریان "جنگ ۱۲روزه" اخیر، مقامات رسمی از "طول و عرض" کشور از مردم تشکر کردند و شعار دادند: "دیگر ارزشی و غیرارزشی نداریم، بسیجی و غیربسیجی نداریم، فقط ایرانی داریم." این اتحاد ملی، ظاهراً برای بسیج عمومی بود.

اما به محض عبور از بحران، همه چیز به روال پیشین بازگشت.

مثال کوچک ، در تلویزیون ملی ایران، همان چهره‌های تکراری ۴۷ ساله ظاهر می‌شوند ،همان افرادی که دهه‌ها قدرت را قبضه کرده‌اند و هیچ تغییری در ترکیب نخبگان مشاهده نمی‌شود.

نمونه بارز این تناقض،همین حالا که من این متن را می‌نویسم برنامه‌هایی مانند "عصر خانواده" در شبکه دو صداوسیما درحال پخش است. در این برنامه‌ خانواده‌های دعوت‌شده که هیچ شباهتی به واقعیت زندگی ایرانیان ندارند: نه از نظر ظاهر، نه طرز گفتمان، و نه دغدغه‌ها. مجری، غرق در توهم، پیامک‌های ساختگی و کلیشه‌ای می‌خواند که از زبان "آدمک‌های خیالی" بیرون آمده و با ذهنیت واقعی یک ایرانی همخوانی ندارد.

این نمایش‌ها نه تنها دور از مردم هستند، بلکه نمادی از شکاف عمیق میان حاکمیت و ملت‌اند.

چرا دیکتاتورها تا این حد "گاوند"؟

پاسخ در ذات دیکتاتوری نهفته است: قدرت، اعتیادآور است و دیکتاتورها را از یادگیری بازمی‌دارد.

روان‌شناسان سیاسی مانند ارنستو ساباتو یا نظریه‌پردازانی چون هانا آرنت توصیف کرده‌اند که چگونه اقتدارگرایان، حتی پس از شکست‌ها، به چرخه خودکامگی بازمی‌گردند.

در ایران، این الگو نه تصادفی، بلکه ساختاری است،

جایی که تجربه‌های تلخ مانند انقلاب ۵۷ یا بحران‌های اخیر، تنها به عنوان ابزاری موقت برای بقا استفاده می‌شود، نه فرصتی برای تحول واقعی.

در نهایت، تا زمانی که ساختارهای دیکتاتوری حفظ شود، انتظار "اهلی شدن" بیهوده است.

ملت ایران نیازمند رهبرانی است که قدرت را نه برای نوکری، بلکه برای خدمت واگذار کنند.

#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴/۱۱/۱۵